به گزارش سایت خبری "رسم" و به نقل از ایمیل دریافتی ، تعدادی از آثار یک گرافیست ایرانی در مجله Linea Grafica به چاپ رسیده است.
هشت صفحه از شماره سپتامبر- اکتبر این نشریه ، به درج آثاری از مسابقه جهانی پدیدههای اخلاقی اختصاص یافته که در این میان ، یک پوستر مازیار زند هم منتشر شده است.
در این مسابقه جهانی 419 طراح از 35 کشور شرکت کرده بودند که در مرحله نخست این مسابقه ، آثار هشت طراح ایرانی و در مرحله بعدی ، آثار سه طراح ایرانی (مازیار زند ، هادی هاشمی و علیرضا ریاحی) انتخاب شد.
" پدیدههای اخلاقی" ، با نگاهی متفاوت از منظر اخلاق و پدیدههای اخلاقی ، به مساله فحشاء میپرداخت.
علاقهمندان تا 25/8/85 فرصت دارند تا پرینتA4 و فایلTif با دقت300 dpi را بفرستند
به گزارش سایت خبری "رسم" و به نقل از صنعت چاپ ، پرویز آذری ، یکی از پیشکسوتان صفحهبندی سربی دار فانی را وادع گفت.
در مجلس ختم آن مرحوم که در سالن اجتماعات کوی نویسندگان برگزار شد ، سردبیر مجله "زمان" که از دوستان قدیمی آن مرحوم بود ، پشت تریبون رفت و چنین گفت: ". . . او از نخستین کسانی بود که پای در راه حروفچینی سربی و صفحهبندی گذاشت. برخی او را پدر صفحهآرایی در ایران لقب دادهاند. ذوق صفحهآرایی تا زمانی که گرافیک و گرافیست و طراح و صفحهآرا به کمک روزنامه و روزنامهنویس نیامده بود و معنای امروزی خود را نداشت ، بخشی از هنر سردبیری بود . . . نمونه درخشان اینگونه سردبیری ، احمد شاملو بود که گذشته از شاعری ، روزنامهنویس برجستهای بود و استعدادهای برجسته صفحهآرایی مانند مرتضی ممیز نزد او صفحهآرایی خود راتکمیل کرده بودند . . . "
م صادقی : آذری بازنشسته روزنامه کیهان بود و بهمراه مرحوم محسن پایابوش ، نخستین کسانی بودند که بخش صفحهبندی سربی را در روزنامه کیهان به راه انداختند. در سال 77 و در روزنامه انتخاب ، این افتخار نصیبم شد تا صفحهآرایی دستی را از مرحوم پایابوش یاد بگیرم. یادشان به نیکی.
به گزارش سایت خبری "رسم" ، مراسم سخنرانی استاد قباد شیوا در اصفهان برگزار شد. این هنرمند گفته است: "ایران در زیباییشناسی و هنر دارای منابع سرشاریست و غنای فرهنگی كشور به دست هنرمندانی است كه در مقابل تهدیدات ضدفرهنگی ، آثار ماندگاری را از خود برجا میگذارند".
پیشکسوت گرافیک چنین ادامه داد که: "هنرمندان ایرانی زمانی میتوانند روحیه فرهنگ ، هنر و تمدن ایرانی را در آثار هنری تزریق كنند كه تحت تاثیر هیچ كدام از مكاتب و فرهنگهای هنری دیگر قرار نداشته باشند".
شیوا با تاکید بر اینکه هویت فرهنگی ، زاییده سادگی ، صداقت و اصالت است ، افزود: "هویت فرهنگی زمانی به وجود خواهد آمد كه هنرمندان ، هنر خود را به دست فرهنگها و مكاتب گرفته شده از كشورهای دیگر نسپارند و با كار و تلاش بسیار ، سبكی جدید با نام سبک ایرانی را پایهگذاری كنند".
گفتگوی اختصاصی "رسم" : در کارنامه حرفهای کورش پارسانژاد ، گرافیک مطبوعاتی بیشترین حجم را دارد. او مدیر هنری چند نشریه بوده و هست. گفتگویی که پیش روی شماست به چند و چون گرافیک مطبوعاتی کشور میپردازد که پیشتر در صفحه گرافیک روزنامه انتخاب منتشر شده است.
ارزیابی کلیتان از وضعیت فعلی گرافیک در مطبوعات چیست؟
گرافیک در مطبوعات ما به دلیل مسائل مالی همیشه افت و خیزهایی داشته به خصوص در سالهای اخیر. حجم کارهای گرافیکی که در نشریه به کار گرفته میشود بسیار گسترده است. مطالبی که بایستی صفحهآرایی شوند و برای هر کدامشان یک طرح و ترکیب خاصی باید در نظر گرفته شود. مسائل مالی که عرض کردم شامل تقریبا همه نشریات میشود. چه نشریات دولتی و چه نشریات خصوصی. هر کدامشان به نوعی با این مسائل درگیر هستند.
میتوانیم گرافیک مطبوعاتی را یک شاخه مستقل در گرافیک در نظر بگیریم؟
به طور طبیعی اینطور است که گرافیستهای متخصص در مطبوعات ، معمولا کمتر به سمت دیگر شاخههای گرافیک میروند یعنی برعکس سایر شاخههای گرافیک که طراحان مایل هستند در زمینه مطبوعات هم فعالیت کنند. اما در گرافیک مطبوعاتی اینطور نیست و گرافیستها تمایلی ندارند کارهای دیگر هم در شاخههای دیگر گرافیک انجام دهند. البته الان به دلیل مشکلات مالی وضعیت جور دیگری است. الان میبینیم اغلب گرافیستهای خوب مطبوعاتی دارند از این حوزه کنار میکشند به خاطر اینکه جوابگوی نیازهای مالی شان نیست. الان عمده کار یک گرافیست در نشریه ، طراحی لوگو و یونیفرم صفحات است و گاهی هم طرح جلد و بقیه کارها را به اجراکارها و اپراتورهای کامپیوتر میسپارند. چون حاضر نیستند در این زمینه هزینه بیشتری بپردازند و نتیجهاش هم همین میشود که میبینیم. اغلب نشریات فعلی به لحاظ ساختار گرافیک واقعا مشکل دارند و کمتر مجلهای را میبینیم که گرافیک آن جای بحث و نقد و بررسی داشته باشد. به نظرم ، فضای گرافیک مطبوعاتی ما هنوز جای رشد و کار فراوان دارد.
پس به نظر شما مشکل مالی باعث شده تا وضعیت گرافیک مطبوعاتی خوبی نداشته باشیم؟
علاوه بر مسائل مالی که پاسخگوی نیازهای طراح نیست ، مسئله دیگری هم هست و آن حجم زیاد کار و وقتگیر بودن آن است. یعنی صفحهآرایی یک شماره مجله ، زمان زیادی میطلبد در حالی که طراحی پوستر و جلد کتاب ، نسبت به مجله زمان زیادی نمیخواهد. البته حسن کار کردن برای مجله هم زیاد است ، از جمله اینکه فشرده بودن زمان سفارش تا تحویل کار و حجم زیاد کار باعث میشود تا طراح مجربتر شود و خلاقیتش بالا برود. تجربه هم این را نشان داده طراحانی که مدتها کار مطبوعات انجام دادهاند ، به راحتی توانستهاند در سایر عرصهها هم موفق شوند.
این مشکل وقتی بیشتر مطرح میشود که بخواهیم در نشریه کار نویی انجام دهیم یا اینکه ساختار غلط آن را تغییر دهیم.
درست است ، ولی باز هم تاکید میکنم خود طراح باید مشکلش را حل کند. نمیتوانیم دستورالعمل صادر کنیم.
به نظر میرسد شما خودتان هم نتوانستید با این مسئله کنار بیایید؟ چون وقتی کارهای شما را در نشریه " کمان " نگاه میکنیم ، احساس میکنیم تکراری و خستهکننده است؟
این نظر شماست! ضمن اینکه من خودم هم موافقم که بایستی بعد ازمدتی ، یک تغییراتی را در مجله انجام داد ولی باید دید نشریه از جنس کدامیک از نشریات است و آیا آن قابلیت را دارد که تغییراتی را در آن صورت داد یا نه؟ و اینکه زمان این تغییر چه موقع است؟ باز نباید فراموش کرد که تغییرات در طراحی یک مجله ، باید به سمت بهتر شدن برود. چون گاهی اوقات طراحی مجله از اول آنقدر حساب شده و محکم بوده که شاید دیگر نتوان بهتر از آن را طراحی کرد. به نظرم اینجا دیگر لزومی ندارد که طراحی مجله تغییر کند. ایرادی ندارد وقتی میبینیم کار بهتری نمیتوانیم انجام دهیم ، همان طرح اول را ادامه دهیم. باز به نظرم این تغییرات درباره متن و صفحهآرایی پذیرفتنیتر است تا طراحی جلد مجله. یونیفرم جلد یک مجله را خیلی دیر تغییر میدهیم ولی درباره متن و صفحهآرایی این اتفاق به راحتی پذیرفته میشود. یعنی برای بهتر شدن صفحهآرایی متن مجله ، یک سری تغییرات جزیی اعمال میکنیم که به نظرم اینها درست و منطقی است و اتفاقا مفید هم هست. از جلد مهمتر ، لوگوی مجله است که از اول باید طوری طراحی شود که اصلا تغییر نکند ، باز جلد مجله ممکن است هراز گاهی تغییر کند. مثلا جلد مجله کمان در مدت چند سالی که این مجله منتشر میشد دو سه بار تغییر کرد ، اما لوگوی آن ثابت بود. تغییر دادن لوگو مثل این است که شما هراز گاهی اسمتان را عوض کنید. بعضی مجلهها این کار را کردند. مثل همین مجله فیلم که دو سه بار لوگوی آن تغییر کرد تا به شکل فعلی رسید.
پس با تغییر لوگو مخالفید ولی تغییرات صفحهآرایی و جلد را منطقی میدانید؟
در مورد جلد و صفحهآرایی متن هم باید دید چه موقع حس آن پیدا میشود ، آن وقت است که میتوانیم آن را به عنوان یک قانون مثبت بپذیریم. من خودم کلا اینطور میپسندم که تغییرات متن و جلد باید تدریجی و حسی باشد نه اجباری.
منظورتان از این که میگویید "حسی" باشد یعنی تغییرات نشریه به خواست طراح اعمال شود نه به سفارش صاحب نشریه؟
بله. به نظرم اگر آن حس به سراغ طراح مجله بیاید ، باید شروع کند به تغییر دادن. البته همان طوری که خودتان هم میدانید تعداد نشریاتی که در مدت زمان طولانی ، با یک طراح گرافیک کار کنند خیلی کم است. معمولا هراز گاهی طراح مجله عوض میشود. همان طوری که تیم تحریریه مجله عوض میشود. گرافیک هم تابع آنهاست و معمولا ثابت نیست. وقتی هم که طراح جدید میآید ، ممکن است نتواند خودش را با یونیفرمهای قبلی تطبیق دهد و آن را تغییر میدهد. ممکن است طراحی مجله از همان ابتدا مشکل داشته و حالا که طراح جدیدی به سراغش میرود ، تغییراتی را در آن اعمال میکند. الان تغییراتی که در نشریات میبینیم ، ناشی از همین است. یعنی از اول طراحی درستی برای مجله صورت نگرفته و هر طراحی که با آن مجله کار کرده ، یک سری چیزهایش را تغییر داده است. این باعث میشود وقتی یک نگاه تاریخی به مجله میاندازیم با یک گرافیک شلخته رو به رو میشویم.
روند این تغییرات در " کمان " چگونه بود؟
من از همان شماره اول که نشریه را شروع کردم به فکر بهتر شدن آن بودم. بارها خواستم یونیفرم جلد را عوض کنم اما هر بار که کار کردم ، دیدم به چیزی بهتر از حالت فعلی نرسیدم. در طول هشت سالی که مجله منتشر میشد ، فقط یک بار صفحهآرایی متن آن را عوض کردم. ضمن این که اگر به کل شمارههای مجله نگاه کنید ، میبینید که لحن و شیوه صفحهآرایی متن هر شماره جذابیت خاص خودش را دارد. این لحن صفحهآرایی بیشتر شامل نحوه چیدن متن و کار روی تیترها میشد تا ستونبندیها و غیره. حتی در نوع تصویرسازیها هم تغییراتی دادم.
این تغییرات بیشتر خواست خودتان بوده یا سفارش نویسندگان و دست اندرکاران کمان؟
به نوعی این تغییرات ، بازتاب همان تغییراتی بود که در خود من به وجود آمد. خوشبختانه کمان از آن دسته نشریاتی است که به معنای واقعی مدیر هنری داشت. یعنی من واقعا دستم همیشه باز بود تا آنچه را که تشخیص میدادم درست است ، انجام دهم. خیلی از نشریات را میبینیم که طراح آن ، در واقع یک اجراکار صرف بیشتر نبوده و همین طوری و برای خالی نبودن عریضه ، در شناسنامه مجله اسم طرف را به عنوان مدیر هنری میآورند! در "کمان" از همان ابتدا سلیقه تصویری مجله به دست من سپرده شد. تا جایی که گاهی اوقات ، مطالب هم به خاطر نوع کار طراحی ، تغییر پیدا میکرد. مثلا بارها شد مطلبی را به من میدادند تا در دو صفحه کار کنم ولی ایده صفحهآرایی من طوری بود که میبایست مطلب در سه صفحه بسته شود. آنها هم قبول میکردند. یعنی به معنی واقعی مدیریت هنری مجله در دستم بود. تا جایی که خبر دارم در سایر نشریات اینطور نیست.
ديويد اليوت در دوران پنج سالهاي كه نخستين مدير خارجي موزه هنرمدرن در ژاپن شد، با برپايي نمايشگاه هنري، در طبقهي 53 يك آسمان خراش، تحركي را در صحنه هنر توكيو بهوجود آورد.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اليوت كه مدير موزهي "هنري مور" نيز هست، تصميم دارد تا فعاليتهاي بسياري را در موزهي هنرهاي مدرن استانبول انجام دهد.
موزهي هنرهاي مدرن استانبول، نخستين موزهي بزرگ تركيه است كه به هنر مدرن ميپردازد و در دسامبر سال 2006 ساحل جنوبي رودخانهي بوسفوروس كه اروپا و آسيا را از هم جدا ميكند، گشايش يافت.
اليوت پيش از آنكه به تركيه برود به فرانسپرس گفت: موقعيت جغرافيايي، سياسي و هنري اين موزه بسيار عالي است. نه تنها تركيه، بلكه تمام اين منطقه از بالكان تا كاكاساس، خاوردور خاورميانه و حتا شمال آفريقا به شيوهي جالبي در حال تغيير است و هنرمندان ميتوانند اين موضوع را انعكاس دهند.
اليوت 57 ساله، نمايشگاهي را با هزاران بازديد كننده با عنوان "شادي" برگزار كرد. در اين نمايشگاه آثاري از هنرمندان فرانسوي تا هنر مردمي ژاپن و در نمايشگاه ديگري آثار هنر مدرن آفريقايي و چيني را نيز عرضه شد.
ليلي گلستان - خواهر كاوه گلستان - در اين باره به خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت: وقتي كاوه از دنيا رفت، پسرش - مهرك - كوچك بود و به پيشنهاد من و همزمان مجله "عكسنامه" - رعنا جوادي و بهمن جلالي -، اين جايزه شكل گرفت. با گذشت سهسال كه پسر كاوه بزرگتر شد، ايدههاي ديگري داشت كه دلش ميخواست در جايزه پياده كند، اما در ايران حضور نداشت.
وي افزود: اكنون مهرك گلستان بهخاطر آنكه آن ايدهها، كارها و افكار تازهي ديگري را بتواند پياده كند، از ما خواست كه جايزه را به وي واگذار كنيم. ما نيز به احترام كاوه و پسرش با كمال ميل واگذار كرديم. از اين پس به احتمال زياد، حضور مهرك در ايران بيشتر خواهد شد.
گلستان تصريح كرد كه فرزند كاوه به ايدهها و برنامههايش دربارهي برپايي جايزه اشارهاي نكرده و تنها عنوان كرده است كه ميخواهد اين جايزه با ايدههايي ديگر، افرادي ديگر و بهگفتهي خودش كاوهييتر باشد.
او دربارهي راهاندازي جايزهي مشابه و مستقل ديگري در اين زمينه، تاكيد كرد كه قصد رقابت و مسابقه ندارند و به نظاره گر باشيم.
گلستان همچنين اظهار كرد: وظيفه داشتم براي برادم كاري انجام دهم؛ بنابراين بهرغم همهي مسائلي كه براي ما پيش ميآوردند، كار را ادامه داديم و هر سال استقبال از سال پيش بيشتر و بهتر بود. چهار نفر با ايدهها، افكار و فرهنگ متفاوت، كار تيمي را در فضايي پيش بردند كه همواره اين ذهنيت وجود داشت كه كار تيمي در ايران پيش نميرود. اين امر مصداقي ملموس براي جوانان و آيندگان است.
دبير سه دوره جايزهي عكس مطبوعاتي "كاوه گلستان" دربارهي انتشار كاتالوگ نمايشگاه در فضا و موقعيتي ديگر گفت: كاتالوك نمايشگاه را بهصورت ديجيتال ميتوانستيم منتشر كنيم، اما ترجيح داديم جايزه را لوث نكنيم و تنها به تماشا بنشينيم.
به گزارش ايسنا، تنها سه روز از كشته شدن كاوه گلستان در جنگ آمريكا و عراق گذشته بود كه دوستانش پيشنهاد راهاندازى جايزهاى به نام او را مطرح كردند؛ 82 روز بعد، دبيرخانه جايزه راهاندازى شد، سايت عكسى به نام او در اختيار علاقهمندان قرار گرفت و حتا داوران جايزه هم مشخص و فعال شدند. جايزهاى مستقل و غير وابسته؛ جايزهي يادشده دو سال با برپايي نمايشگاه در خانهي هنرمندان ايران همراه بود و در دور سوم بهخاطر نداشتن مجوز چاپ كاتالوگ، قرارداد محل برپايي نمايشگاه آن نيز لغو و عكسها بهصورت مجازي در فضاي اينترنتي نمايش داده شدند. اكنون قرار است روز شنبه 13 آبانماه جاري، جايزهي نشانداران سوم در محل گالري گلستان اعطا شود.
"كاوه گلستان" ـ عكاس و فيلمبردار ايراني ـ سيزدهم فروردينماه سال 1382 در كردستان عراق كشته شد.
او متولد 1329 آبادان بود و عكاسي را بهصورت حرفهيي از سال 54 شروع كرد. او جزو معدود عكاساني بود كه عكسهاي تظاهرات مردمي در روزهاي انقلاب اسلامي را براي نشريات خارجي ارسال ميكرد.
گلستان جايزه رابرت كاپا را بهخاطر عكسي از آن خود كرد كه حضرت امام خميني (ره) را در حال پايين آمدن از پلههاي هواپيمايي كه او را از پاريس به تهران آورد، نشان ميدهد.
انتهاي پيام
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، اين نمايشگاه بينالمللي دربر گيرندهي آثار هنري چند رسانهيي و مراحل آموزشي براي تمركز بيشتر مردم به صلح است.
هشتادوهشت هنرمند هنرهاي تجسمي از 30 كشور جهان آثار هنري را با موضوع "صلح ازدست رفته" آثاري در زمينهي عكس، نقاشي ديجيتال، انيميشن، مجسمه، چيدمان و ويديو عرضه كردهاند.
اين نمايشگاه با همت كميته 100 تبت (C100) و بنياد دالايي لاما (DLF) تدارك ديده شده است.
هدف اصلي اين نمايشگاه، ايجاد مخاطبان بينالمللي براي درك صلح جهاني است.
هنرمندان چون "مارنيا آبراموويك"، "ال آناتسوي"، "ريچارد آودون"، "چاك كلوز"، "سيلوا فلوئري"، "داوگ استارن"، "سباستيو سالگادو"، "بيل ويولا" در اين نمايشگاه شركت ميكنند.
موزهي هنري "لويولا" يكي از مكان هاي نمايش آثار است. اين آثار در موزهي تاريخ فرهنگي فولر و موزهي هنري روبين در نيويورك نيز به نمايش درميآيند.
انتهاي پيام
فراخوان پوستر تبریز گرافیک به چه علت ؟
در سال جدید ما شاهد یک سری فراخوان های جالب و بعضی مواقع هم بی ثمر بودیم، که نیمه اول سال از پر از دغدغه بود و طراحان را به تکاپوی طراحی برای فراخوان وا می داشت .
این برنامه با جریان حظور دوستان در جشنواره جوان اردبیل شدت گرفت و ما را به فکر ایجاد یک فراخوان بدون محدودیت کاری واداشت. هدف کلی تبریز گرافیک از این فراخوان، جمع آوری کارهای نسل جدید و نمایش آن در شهرهای مختلف کشور است تا طراحان گرافیک با فرهنگ ها و نحوه نگرش دیگر طراحان آشنا شده و قالب کریشه ای خود را تغییر دهند، اکثر طراحان گرافیک صرف جهت کسب جوایز و ... در این فراخوان ها شرکت می کنند و به صورت دیکته شده برای فراخوان اثری را انجام می دهند ولی ما در این فراخوان خواستیم، دست طراح گرافیک را آزاد بگذاریم تا وی بهترین اثر خود را برای ما ارسال نمایید تا بیننده با تنوع طراحی، سبک، نوع برخورد با موضوع را دیده و در دیگر کارهای خود با ابتکار خاصی دست به خلاقیت بزند .
این خلاصه برنامه ما برای فراخوان طراحی پوستر بود .
لازم به ذکر است که جوایزی را نیز برای پوستر های منتخب در نظر گرفته ایم که این جریان به علل خاص که در بالا هم اشاره کردیم، از ذکر آنها خوداری کردیم و خواستیم جو فراخوان را بیشتر راحت و خومانی در نظر بگیریم.
آیدین سهرابی
تگاهی به بینالهای گرافیک در پنج ساله اول
80 در ایران .آیدین سهرابی و صحبت ویژه با او درباره فراخوان های هنری
آیدین سهرابی چنین می گویید
: در سالهای پیش ما شاهد بینالهای مختلف طراحان گرافیک بودیم که برای ما جذابیت خاصی را داشت و ما میتوانستیم آثار مختلف را تجربه کرده و بررسی نماییم ولی در حال حاضر ما در این دو سال اخیر در حال تشدید فراخوان های هنری هستیم و آثار تبلیغاتی طراحان گرافیک رو به فراموشی میرود و جایی برای بحث درباره آنان وجو ندارد و اگر هم وجود داشته باشد اجازیه طرح مسسله نیست.ما در حال حاضر در حال بررسی گرافیک هنری هستیم و غافل از این که طراح گرافیک نه تنها با قشر هنرمند بلکه با لایه های مختلف جامعه نیز باید در ارتباط باشند
. و ما از این مسله غافل هستیم و می پنداریم که کاری از نظر گرافیکی غنی است که داررای ارش مایه هنری و یا فرهنگی باشد و اگر طراحی دست به خلق یک اثر تبلیغاتی بکر بکند، وی تجاری است و جایی برای صحبت ندارد و این هنرمند باید از لایه فیلترینگ رد شده و جایی برای صحبت حظور ندارد.بنا به گفته پیر هنر گرافیک ایران استاد ممیز طراحی روی جلد خود نوعی بسته بندی محسوب می شود
. و وی افزوده بود که او در اوایل دوران طراحی گرافیک خود به وی به عنوان بازاری و تجاری می نگریستند ولی این برای ما ثابت شده است که استاد ممیز نیز به عنوان یک طراح گرافیک هنری در بستر تبلیغاتی ( به قول بعضی ها تجاری ) نیز خوب درخشید و برای ما آثار جالب و غنی را تولید نمود و ما در حال تجربه آثار درخشان وی هستیم. و این سوالی است که چه خوب بود که بینال امسال گرافیک ایران به آثار تبلیغاتی نیز نگاهی می افکند، زیرا انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران یک انجمن صنفی محسوب می شود، نه انجمن هنری.