| آینده هنر گرافیک در ایران امیدوارکننده است | |
| تعدد هنرمندان شاغل در حوزه گرافیک، تدریس این هنر در هنرستانها و حضور آن در قالب یک رشته دانشگاهی، فعالیتهای انجمن طراحان گرافیک و استفاده صحیح از امکانات رایانهای باعث شده آینده هنر گرافیک در ایران امیدوارکننده باشد. | |
|
سیدمحمد احصایی، هنرمند پیشکسوت و استاد دانشگاه، درباره اوضاع کلی حوزه گرافیک در ایران به خبرنگار مهر گفت: "در حال حاضر چند دلیل برای خوشبینی به حوزه گرافیک ایران وجود دارد که از آن جمله می توان به تعدد هنرمندان شاغل در حوزه گرافیک، تدریس این هنر در هنرستان ها، حضور آن در قالب یک رشته دانشگاهی و فعالیت های داخلی و بین المللی انجمن طراحان گرافیک اشاره کرد." وی در ادامه افزود: "رایانه نیز با امکانات نرم افزاری و سخت افزاری به دوستداران گزافیک امکانات بی حد و حصری در این زمینه بخشیده و تاثیر بسزایی در رشد گرافیک ایران داشته است. موضوع چاپ و تکثیر هم در سال های اخیر با ورود تکنولوژی دیجیتال رو به رشد نهاده است. همچنین اطلاعات جهانی که به اضافه کلام و تصویر به غنی سازی حوزه های بصری گرافیک کمک کرده دلایلی است که می تواند موجب امیدواری و خوشبینی ما نسبت به حوزه گرافیک باشد." احصایی گفت: "مهم ترین مطلب نیز اخلاق ایرانی ها در حفظ هویت و فرهنگ اصیل تاثیرگذار بوده است. گرچه ایرانی ها در برخی موارد به لحاظ تکنیک متاثر از اروپا بوده اند، اما در باطن سعی کرده اند محتوای آثارشان را منطبق بر هویت و فرهنگ ایرانی پیش ببرند. امروز نمایشگاههای هنرمندان گرافیست ایرانی در عرصه های بین المللی نیز باعث خوشحالی است." این هنرمند درباره اینکه آیا موفقیت و پررنگ شدن هنر گرافیک در ایران نسبت به سایر هنرهای تجسمی علاوه بر رویکردهای هنری، جنبه های تجاری نیز هست تصریح کرد: "فراموش نکنیم زمانی که گرافیک ایران هنری نوپا بود بیشتر درباره ترکیب بندی، موضوعات و سایر جنبه های هنری آن بحث می شد. اما چون گرافیک هنری کاربردی است، با موضوعات اجتماعی مواجه می شود و در نهایت اینکه گرافیست سفارش می گیرد. بنابراین گرافیک فرهنگی و تجاری می توانند در کنار یکدیگر به شکل همسو به فعالیت ادامه دهند." احصایی در پایان گفت: "زمانی که گرافیک در بستر دانشگاه قرار می گیرد باید با یک حوزه هنری مطابقت یابد و وقتی در تمام بخش ها به انسجام دست یافت، فارغ التحصیلان این هنر می توانند در بیرون از دانشگاه به امور تجاری گرافیک بپردازند. این عمل نه تنها لطمه ای به گرافیک نمی زند بلکه باعث ارتقا این هنر در آینه اجتماع و در سطوح متعالی می شود. چنانچه امروز بیلبوردهای شهری علاوه بر رویکرد تجاری به هنر نیز گرایش دارند و نشریات ما در قیاس با نشریات دهه 40 به رشد و تحولی چشمگیر دست یافته اند." |
به گزارش سایت خبری "رسم" و به نقل از ایمیل دریافتی ، نمایشگاه پوسترهای تجربی در کافه گالری کوپه برپاست.
این پوسترها ، گزیده آثار رضا وجدانی و زیبا سیاری است که تا 24/6/85 در این کاف گالری دایر میباشد.
کوپه در خیابان انقلاب ، بین ولیعصر و حافظ ، پلاک 845 واقع شده که از ساعت 11 تا 23 آماده بازدید علاقه مندان خواهد بود.

روزنامه شرق دقايقي پيش با حكم هيات نظارت بر مطبوعات توقيف شد. وزارت ارشاد اعلام كرد يكي از دلايل توقيف روزنامه شرق، چاپ كاريكاتور توهين آميز در يكي از شماره هاي اخير آن بوده است.
معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در نامهاي كه به مطبوعات كشور ارسال شد، آورده است: «با توجه به تخلفات مكرر روزنامه و عدم اصلاح در يك ماه اخير و خصوصا با توجه به انتشار كاريكاتور توهينآميز در يكي از شمارههاي اخير آن نشريه، هيات نظارت بر مطبوعات روزنامه شرق را به اتفاق آراء توقيف و پرونده تخلفات آن را به دادگاه ارسال كرد.»
يكي از مسئولان تحريريه شرق در گفتوگو با ميراثخبر گفت:« خبر توقيف روزنامه شرق هنوز به طور رسمي به ما ابلاغ نشده است.»
وي افزود:« شنيدهها حاكي از آن است كه توقيف شرق به دليل چاپ كاريكاتور روز پنجشنبه 16 مرداد نبوده و موارد متعددي در ميان است.»
معاونت مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي هنوز دليل توقيف روزنامه شرق را اعلام نكرده است.
اين در حالي است كه در تاريخ 27 مرداد 1385 هيات نظارت بر مطبوعات اعلام كرده بود كه روزنامه شرق بايد حداكثر تا يك ماه ديگر نسبت به تعويض مدير مسئول خود، مهدي رحمانيان، اقدام كند. دليل هيات نظارت بر مطبوعات براي اين حكم، ناكارآمدي مديرمسئول ذكر شده بود.
«رحمانيان»، در ستون نگاه شرق امروز، 20 شهريور ماه، از مديركل مطبوعاتي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خواسته بود تا مهلت اين روزنامه براي تغيير مديرمسئول را به دو ماه افزايش دهد.
وي همچنين گفته است كه حتي زودتر از دو ماهه مورد نظر نسبت به معرفي مديرمسئول جديد اقدام ميشود.
وی ادامه داد: " نمیتوانم منتظر بمانم که موضوع از خارج وارد شود و من در موردش فکر کنم. دفترچههای متعددی دارم که همیشه یادداشت های تصویری خود را در آنها ثبت میکنم. در آن یادداشتها به هیچ کس تعلق ندارم. در کنار هر یادداشت تصویری ، این مطلب را هم اضافه میکنم که چرا به ذهنم رسیده؟ کتاب دیدم؟ کار دیدم؟ با کسی صحبت کردم؟ و از این قبیل."
وی در مورد تایپوگرافی و اینکه چرا بعضی از تایپوگرافیها ناخوانا هستند اعتقاد دارد:| برگزیدگان سیزدهمین جشنواره تجسمی جوانان سراسر کشور معرفی شدند | |
| عصر امروز با حضور جمعی از هنرمندان برجسته هنرهای تجسمی و مقامات فرهنگی کشور در مجموعه فرهنگی هنری فدک از برگزیدگان سیزدهمین جشنواره تجسمی جوانان سراسر کشور تقدیر به عمل آمده و جوائزی به آنها اهداء می شود. | |
|
به گزارش خبرگزاری مهر، پس از گذشت سه روز از فعالیت کارگاهی داخل شهر (دانشگاه فنی محقق ادبیلی) و خارج شهر - طبیعت در روستای "بودآلالو" و رقابت 236 هنرجو از 28 استان کشور در هشت رشته تجسمی، هیات داوران 102 نفر از هنرمندان جوان را در رشته های نگارگری ایرانی، سفالگری، کاریکاتور ، خوشنویسی، نقاشی، طراحی، گرافیک و مجسمه سازی برگزیدند . نفرات برگزیده رشته نگارگری ایرانی تقدیر شدگان نفرات برگزیده رشته تذهیب تقدیر شدگان رشته گل و مرغ نفرات برگزیده رشته سفالگری تقدیر شدگان نفرات برگزیده رشته کاریکاتور تقدیر شدگان نفرات برگزیده رشته خوشنویسی نستعلیق نفرات برگزیده رشته خوشنویسی شکسته نستعلیق نفرات برگزیده رشته نقاشی خط نفرات برگزیده رشته نقاشی رنگ روغن تقدیر شدگان نفرات برگزیده رشته نقاشی آبرنگ نفرات برگزیده رشته نقاشی پاستل و مداد رنگی نفرات برگزیده رشته طراحی تقدیر شدگان نفرات برگزیده رشته گرافیک - پوستر تقدیر شدگان در رشته گرافیک - پوستر نفرات برگزیده رشته گرافیک - تصویرسازی تقدیر شدگان در رشته تصویرسازی نفرات برگزیده رشته مجسمه سازی تقدیر شدگان |
دراين آيين، ۱۰۳نفر از هنرمندان جوان در رشتههاي هنري سفالگري، نگارگري ايراني، تذهيب گل و مرغ، كاريكاتور، خوشنويسي، نقاشي خط، نقاشي رنگ روغن ، نقاشي آبرنگ، طراحي و گرافيك، به عنوان نفرات برگزيده معرفي شدند.
در اين جشنواره هيات داوران شش نفر را در رشته نگارگري ايراني ، پنج نفر را در رشته تذهيب، دو نفر را در رشته گل و مرغ، ۹نفر را در رشته سفالگري ، ۱۱نفر را در رشته كاريكاتور ، پنج نفر را در رشته خوشنويسي نستعليق ، پنج نفر را در رشته خوشنويسي شكسته نستعليق و دو نفر را در رشته نقاشي خط به عنوان نفرات برگزيده معرفي كرد.
هيات داوران سيزدهمين جشنواره هنرهاي تجسمي جوانان سراسر كشور همچنين ۹ نفر را در رشته نقاشي رنگ روغن، چهار نفر را در رشته نقاشي آبرنگ، ۱۲نفر را در رشته طراحي، ۲۲نفر را در رشته گرافيك معرفي و به چهار نفر از هنرمندان رشته گرافيك در زمينه تصويرسازي لوح قدير اهدا كرد.
معاون امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در آيين اختتاميه سيزدهمين جشنواره هنرهاي تجسمي جوانان سراسر كشور گفت: رسيدن به مدارج عالي هنري مرارتها و تلاشهاي بيوقفهاي را ميطلبد و دولت نهم در اين راستا و براي بارور كردن استعدادهاي جوانان به منظور دستيابي به اين مدارج عالي هنري برنامههاي متنوعي را در دست اجرا دارد كه برگزاري اين جشنواره پس از وقفهاي چند ساله، از جمله اين برنامهها است.
محمد حسين ايماني افزود: هر روز يك دستاورد علمي مهم در كشور ما با تلاش جوانان اين مرز و بوم به دست ميآيد و جوانان هنرمند نيز با توليد و عرضه خلاقيت هنري خود بايد در كنار كاروان موفقيتهاي جوانان اين كشور قرار گيرند.
وي با اشاره به توان هنري جونان ايراني در مقايسه با جوانان هنرمند ساير ملل بيان كرد: هنر زباني جهاني است و هنرمندان ما در دنيا حرفهاي زيادي براي گفتن دارند.
وي اتصال با پيشكسوتان و ارتباط با مردم را ويژگيهاي اساسي هنرمندان جوان كشور در حال حاضر دانست و گفت: هنرمند از طرق پيوند با استادان و ارتباط نزديك با مردم ميتواند آثاري را خلق كند كه جهاني و ماندگار شود.
ايماني با اشاره به اجراي طرح تشكيل بانك اطلاعات هنرمندان جوان در آينده نزديك اضافه كرد: با تشكيل اين بانك اطلاعاتي هنرمندان جوان در گردونه ارتباط با استادان قرار خواهند گرفت.
معاون امور هنري وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي همچنين افزود: موزه هنرهاي ديني نيز بزودي با تجهيزات و امكانات لازم براي استفاده پژوهشگران مسايل و معارف ديني و مذهبي در اردبيل احداث ميشود.
در سيزدهمين جشنواره هنرهاي تجسمي جوانان سراسر كشور ۲۳۶هنرمند جوان ۱۶ تا ۲۴ساله از ۲۸استان در هشت رشته هنري، به مدت هفت روز به رقابت و عرضه خلاقيت هنري خود پرداختند.
در اين جشنواره ۴۵هنرمند جوان در رشته نقاشي، ۴۲هنرمند در رشته طراحي ، ۲۵هنرمند در رشته نگارگري ، ۱۷هنرمند در رشته خوشنويسي ، ۲۲هنرمند در رشته مجسمهسازي ، ۱۲هنرمند در رشته سفالگري ، ۲۶هنرمند در رشته كاريكاتور و ۵۲هنرمند در رشته گرافيك شركت داشتند.
علاوه بر اين ۱۵۲هنرمند جوان در كارگاه آموزشي و تخصصي خلق آثار هنري و ۸۵هنرمند جوان نيز در كارگاه طراحي و نقاشي در طبيعت در مناظر اطراف روستاي "بودالالو" واقع در ۲۷كيلومتري شهر اردبيل شركت كردند.
در حاشيه اين جشنواره نيز نمايشگاهي از آثار هنرمندان پيشكسوت رشتههاي مختلف هنرهاي تجسمي به همراه برخي از آثار ممتاز هنرمندان جوان كشور در محل مجموعه فرهنگي و هنري فدك اردبيل برپا شد.
| ||
کتابی که راجع به اون می نویسم " سی قرن طراحی گرافیک " هست . نویسنده هاش ، جیمز کرایگ و بروس برتون هستند . ملک محسن قادری هم این کتاب رو ترجمه کرده و چاپ و نشرش رو هم سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بعهده گرفته . ( شابک : 2-296-422-964 )
شاید اکثر قریب به اتفاق دوستان این کتاب رو دیده باشند . این کتاب که حدودا 230یا 240 صفحه داره درباره پیشینه گرافیک از دوره پیش از تاریخ و از تاریخی حدود 30000 سال پیش از میلاد شروع کرده تا رسیده به اواخر دهه هشتاد از قرن 20 . هر چند که در ابتدای کتاب بیشتر همان مباحث تاریخ هنر 1 دانشگاههاست . اما یک کمی هم درباره گرافیک هم در این زمانها ذکر شده . این رویه ادامه داره تا از زمانی که مبحث رنسانس و چاپ یعنی 1400 میلادی مطرح میشه ، مبحث گرافیکش هم پربارتر و غنی تر میشه .
به عبارتی این کتاب تاریخ نگاری گرافیک هست و فکر کنم در کنار کتابهایی مثل مختصر تاریخ گرافیک و سبکهای گرافیک بتونه مکمل خوبی باشه و نیاز رو در باب تاریخ گرافیک ، پیشینه گرافیک و سبکهای اون برطرف کنه . این هم خلاصه ای هست که در انتهای کتاب نوشته شده :
" طراجی گرافیک سرگذشتی بی حد جذاب دارد : جادوی نخستین تصاویر ، زیبایی هیروگلیفهای مصری ، تکامل الفبای آوایی ، عظمت اختراع گوتنبرگ ، ماشینی شدن حروف چینی که سالها در پی اش بودند و فوران تصویرسازیهای سده بیستم . با وجود میراثی چنین گرانبها ، متاسفانه بسیاری از طراحان گرافیک کنونی ، اطلاعات اندکی درباره تاریخ طراحی گرافیک دارند و دانسته های آنان بیشتر درباره تاریخ نقاشی است . یکی از دلایل این تناقض را شاید بتوان این باور دانست که طراحی گرافیک ، ابداع سده بیستم و حرفه ای بی پیشینه است . چنین عقیده ای بی پایه است . طراحی گرافیک _ یا ارتباط بصری _ از دوران پیش از تاریخ اغاز شده است و در طول سده های گذشته صنعتگران ، کاتبان ، نقاشان ، طراحان گرافیک تبلیغاتی و حتی هنرمندان هنرهای زیبا آن را تجربه کرده اند . کتاب حاضر رد پای گرافیک را در سی سده گذشته پی می گیرد و بدین منظور به بررسی نقاشی های باستانی و خطوط تصویرنگاری و آوانگار می پردازد و از آن زمان تا حال اشکال گوناگون این طراحی را نظیر طراحی ساخت حروف ، صفحه آرایی روزنامه ، طراحی پوستر و جلد کتاب و مجله ، به رویت خوانندگان می رساند . "
این هم عکس جلد کتاب :

قیمتش : ( و در اصل قسمت مهمش ) 2650 تومان
خطکشی بین نقاشی و گرافیک در روزگاری که با آلیاژی از پسامدرنیسم و دیجیتالیسم ساخته شده، چندان درست به نظر نمیرسد. اما بهر حال درباره چهار تفاوت مهمشان میتوانیم حرف بزنیم و بحث کنیم.
تفاوت اول، هنر و رسانه است. نقاشی عموما زیرمجموعه هنر است که این هنر شدت و ضعف دارد اما گرافیک همیشه هنر نیست. گاهی هم تبدیل به رسانه میشود ؛ مثل وقتی که در خدمت تبلیغات (تجاری، فرهنگی و سیاسی) قرار میگیرد. البته گاهی هم تلفیقی از هنر و رسانه است. درست مثل زمانی که در خدمت رسانهها (چاپی، الکترونیکی، دیجیتالی و سایبر) قرار میگیرد. بطور کلی آنگاه که هنر مطلق است garphic art و وقتی که رسانه و یا تلفیقی از رسانه و هنر است graphic design نامیده میشود. در پستهای بعدی راجع به این موضوع بیشتر خواهم گفت.
تفاوت دوم، برقراری ارتباط را شامل میشود. در مواجهه با نقاشی، وظیفه برقراری ارتباط به عهده مخاطب است و اوست که باید تلاش کند تا با اثر هنرمند نقاش ارتباط برقرار کند. اما در گرافیک برعکس است و وظیفه برقراری ارتباط بر دوش خود اثر گرافیک نهاده شده یعنی اثر گرافیکی، بایستی تلاش کند تا مخاطب را به طرف خودش جذب کند نه اینکه مخاطب زور بزند تا محتوای اثر گرافیک را درک کند. علت ناتوانی بسیاری از آثار گرافیک ناشی از ندانستن همین تفاوت دوم است. البته برای نکته سنجها ممکن است سوال مطرح شود که پس مینیمالیسم در گرافیک یعنی چه ؟ که چون این مبحث طولانی است اجازه دهید در پستهای بعدی در این باره با شما بحث کنم. یک نکته دیگر را هم میتوان گفت؛ برای دیدن آثار یک هنرمند نقاش، این مخاطب است که به گالری و موزه میرود تا آثارش را ببیند. یعنی مخاطب به طرف "اثر" میرود در حالی که در گرافیک، معکوس این اتفاق رخ میدهد و این "اثر" گرافیک است که به طرف مخاطب میرود. شهروندان در حال عبور و مرور از کوچه و خیابان هستند که بیلبردها و پوسترها و . . . به طرفشان میآیند و میخواهند به زور پیامشان را به آنها منتقل کنند.
تفاوت سوم را به شخصی و غیرشخصی بودن این دو اختصاص میدهم. "اثر" نقاشی کاملا شخصی است و گویای حرف و فکر هنرمند نقاش است بدون در نظر گرفتن مخاطب. از این رواست که میگوییم او میتواند چنین تصور کند : خورشید؛ مثلث سبز ، زمین و صحرا ؛ آبی و آسمان ؛ قرمز چهارخانه با گلهای درشت صورتی (!!) . ولی در "اثر" گرافیک تقریبا چنین تصوراتی شدنی نیست (بحث تصویرسازی در گرافیک، چیز دیگری است). چرا که گرافیک "شخصی" نیست و میخواهد ارتباط برقرار کند یعنی بایستی مخاطب را در نظر بگیرد. اثری که در طراحی و تولید آن، مخاطب نقشی نداشته باشد نمیتواند "اثر" گرافیکی موفقی باشد.
تفاوت چهارم را تقریبا همه میدانند. نقاشی تکثیر نمیشود حداقل با هدف تکثیر، ارائه نمیشود. اما گرافیک براساس تکثیر، طراحی و تولید میشود. واضح است که منظور از تکثیر، تمام گونههای آن است (چاپ، فیلمهای اپتیک، فیلمهای مگنت، امواج الکترونیکی و . . . ) .آثار تک نسخهای در گرافیک جایگاهی ندارند چرا که هدف برقراری ارتباط را، عملیاتی نمیکنند. متاسفانه بیتوجهی به این مسئله هم باعث شده که این روزها، گرافیک به سمت نمایشگاهی و جشنوارهای شدن پیش برود. پوسترها و جلدهایی که فقط در یک نسخه تکثیر میشوند و به قصد رتبه و جایزه رهسپار جشنوارههای خارجی، یا بر دیوار نگارخانهها و گالریها مینشینند و میخواهند بیان هنرمندانه آن گرافیست ـ نقاش را رخنمایی کنند.
کتاب شش فصل دارد . عناوین فصولش این هست :
فصل 1 : مقدمه / فصل 2 : طراحی برای چاپ / فصل 3 : طراحی مجلات یا گرافیک مطبوعاتی / فصل 4 : طراحی آگهی ها و تبلیغات تجاری / فصل5 : سامان بندی طرح / فصل 6 : نگاهی به تاریخچه روش گرید .
این کتاب سعی کرده با زبانی ساده ، تعریف و کارکرد و چگونگی پرداختن به بخشهای مهم در مراحل صفحه آرایی را توضیح دهد .
نکته ای رو که باید ذکر کنم این هست که نمونه هایی که در این کتاب آمده اند ، از نمونه مجلات و مطبوعات خارجی هستند که شاید در کشور ما چندان مورد استفاده قرار نگیرند . اما همین طرحها هم باعث دادن ایده به خواننده می شود . از طرفی نگاهی تیزتر به معقوله صفحه آرایی مطبوعات کشور و توجه به نکات اشاره شده در این کتاب خیلی مفید می تواند باشد .
در نهایت قیمت کتاب که ، 1500 تومان هست .
این هم تصویری از روی جلد کتاب :

از سال 1468 م . که فن چاپ توسط گوتنبرگ اختراع شد هنرمندان سعی بر این کردند که صفحه ای که در آن کلمات چاپ می شود جلوه و زیبایی بیشتری داشته باشند . از همان زمان تلاش برای توانمندتر کردن حروف چاپی بیشتر شد . یکی از دلایل مهم این اقدام زیباتر کردن کتاب مقدس ( منظورم انجیل هست ) برای مسیحیان بود که جذابیت بیشتری برای آنها داشته باشه .
در کل ؛ تا به امروز که تایپوگرافی به اینجا رسیده تعاریف و نظرات زیادی حول تایپوگرافی مطرح شده . یک سری می گویند زیبایی بصری بر خوانایی تقدم داره . یک سری دیگه اعتقادی 180 درجه برعکس این نظر دارند . اما اگر بخواهیم میانه رو باشیم حقیقتا هر دوی اینها را باید در نظر گرفت .
به اعتقاد من ، ما برای هندلترینگ ، خوشنویسی ، خطاطی ، نقاشی خط و غیره تعریف خودشون رو داریم . پس تایپوگرافی جداست . تعریفی که من بهش اعتقاد دارم ، تایپوگرافی :
1- باید خوانا باشه .
2- بر اساس حروف چاپی ما باشد .
3- تغییرات در فرم حروف باید به صورتی باشد که به معنای اثر ارتباط داشته باشد .
تایپوگرافی رو بهتره بگیم تایپوتراپی . همون طور که در فیزیوتراپی عضلات ناتوان رو توانمند می کنند ، در تایپوگرافی هم با کار کردن بر روی فرم حروف باید انها را از لحاظ بصری توانمند تر کرد .
در ایران کارهایی شده : نمایشگاه تایپوگرافی مولوی ، نمایشگاه تایپوگرافی بوف کور و دوسالانه تایپوگرافی . اما اگر به نمایشگاههای این جاهایی که گفتم می رفتین ۱۰ تا کار تایپوگرافی با معنای اصلیش پیدا نمیکردین .
همه یا خطاطی بود ، یا نقاشی خط یا هند لترینگ . اثری از تایپوگرافی نبود . حتی اگر از این هم صرف نظر کنیم بعضی از کارها که برای نمایش بود ، 1 اپسیلون هم به معنا و کارکرد نمایشگاه ربط نداشت .
می تونم بگم بهترین کسی که تا به حال ، واقعا تایپوگرافی کار کرده رضا عابدینی هست .
یک نکته : در تایپوگرافی منظور این نیست که فقط به متن باید توجه کرد و زمینه کار و رنگ و غیره را فراموش کرد . اما در این هنر بیشتر توجه ما بر روی فرم خط همراه با یک نگاه تیز به معقوله ای مثل رنگ باید باشه .
در ایران که گفتم کارهای رضا عابدینی واقعا در خور توجه هستند . اما از خارجی ها هربرت لوبالین گل سرسبد همشون هست . کارهایی مثل : mother & child و families حقیقتا عالیست .
خوب مثل همیشه نمونه کارهایی رو برای اینکه منظورم رو متوجه بشوید می گذارم .
همهي ما هنر و موسيقي را به هم ربط ميدهيم، اما فقط تعداد بسيار كمي از ما بر اين موضوع كه حسها در مغز بهيكديگر مرتبطند، واقف هستيم.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، دانشگاه كالج لندن اعلام كرد، دانشمندان اعصاب امروز در گفتوگويي در جشنوارهي BA علوم اعلام كردند كه حس بينايي و شنوايي بهطور ناگسستني در مغز هر انساني بههم مرتبط هستند.
نتايج تحقيقات نشان ميدهد كه همهي ما ترجيح ميدهيم تصوير و صدا با هم آميخته باشند تا هر كدام را بهصورت جدا ببينيم.
دكتر «جامي وارد» در سخناني در نشست "مغز زيبا" عنوان كرد: كاندينسكي ميخواست تا هنرهاي تجسمي را بيشتر شبيه موسيقي، انتزاعيتر كند. او همچنين آرزو ميكرد كه نقاشيهايش از طريق مخاطبانش شنيده شوند. هم اكنون كه بهارتباطي قوي در ميان بينايي و شنوايي دست يافتيم، اين موضوع دست يافتنيتر بهنظر ميرسد. گرچه اطلاعات مختلف از جهان را از طريق ارگانهاي مختلف حسي خود دريافت ميكنيم. اما هنگامي كه در ذهن قرار ميگيرند، بهطور غيرتصادفي بهيكديگر وابسته هستند و تركيب بينايي و شنوايي نسبت بهديگر احساسها، با يكديگر بهتر همراه ميشوند.
در بخش از آزمايشهاي دكتر وارد از شش نفر كه سينستزيا (حسآميزي) داشتند، درخواست شد تا تجربههاي بينايي خود را از موسيقي پخش شده توسط اركستر جديد لندن بكشند. از شش نفر ديگر كه اين ويژگي را نداشتند هم درخواست شد تا همين كار را انجام دهند.
فيلم انيميشن كه تركيبي از موسيقي و تصوير بود توسط "سام مور" انيماتوري از دانشگاه ولورهامپتون تهيه شده بود و در موزهي علم لندن در جمع عمومي بهنمايش گذاشته شد. صدها عكس براي بيش از 200 نفر نمايش داده شد، از اين مردم خواسته شده بود تا تصوير را كه مربوط بههر بخشي از موسيقي است به يكديگر مرتبط كنند. اين تصاوير، با تصاويري كه افراد "حسآميز" مشخص كرده بودند برابر بود. اين موضوع نشان داد كه كساني كه سينستزيا ندارند هم ميتوانند با تكيه بر ارتباط بينايي و شنوايي خود تصوير صحيح را انتخاب كنند.
دكتر وارد تاكيد كرد: گرچه افراد حسآميز بهطور واقعي قادر هستند كه آثار كاندينسكي را بشنوند، در بقيه انسانها از تركيب حسها برخوردار نيستند، اما اين تحقيق نشان داد كه در همهي ما بين بينايي و شنوايي رابطهاي وجود دارد، حتا اگر خودمان اين موضوع را متوجه نشويم.
در مرحلهي ديگر اين تحقيقات قرار است تا از اسكنهاي مغز براي پي بردن بهچگونگي رابطهي بينايي و شنوايي استفاده شود.
يكي از كوچه هاي غربي خيابان گاندي، آتليه قباد شيوا، گرافيست پيشكسوت ايراني را در خود جاي داده است. پس از آنكه شنيدمAGI انجمن بين المللي طراحان گرافيك يك جلد از سري دوازده تايي كتاب هايش را، با عنوان «اساتيد بزرگ گرافيك جهان» به قباد شيوا اختصاص داده است، قرار بر اين شد تا با هم گفت و گويي داشته باشيم. در ميان رفت و آمد و هياهوي هنرآموزان و دانشجويان جوان، اين گفت وگو انجام شد.
از AGI به عنوان معتبرترين انجمن طراحان گرافيك جهان بگوييد.
AGI مخفف Alliance Graphic International به معني جامعه بين المللي طراحان گرافيك، در سال 1951 در پاريس پايه گذاري و پس از آن در سال 1969 مجمع به سوئيس منتقل شد و تاكنون سيصدنفر موفق شده اند به عضويت اين مركز درآيند.
دليل تشكيل چنين انجمني چه بود
گرافيك به عنوان يك ابزار تاثير گذار ارتباطي در دنياي مدرن ثابت كرده است كه تاثيرش بر فرهنگ مردم بسيار بيش از تاثيري است كه قرار است در جايگاه اصلي خود به عنوان يك رسانه برجاي بگذارد. پس به جرات مي توان گفت كه گرافيك جزء شاكله هاي تمدن بصري جوامع در قرن حاضر است. AGI با نگاه به اين مسئله تمركز خود را روي وجه فرهنگ سازي اين هنر معطوف كرد. در واقع نوآوري و تاثيرگذاري بر جوامع از نظر AGI مسئله اي مهمتر از هر چيز ديگر در هنر گرافيك قلمداد شد. پس با اين نيت شروع به جذب طراحاني كرد كه علاوه بر انجام كار سفارش دهنده به ماحصل تلاش خود به عنوان يك «اثر هنري» اهميت مي دادند. اثري كه انعكاسي از تفكر و تمدن عصرشان است.
فكر مي كنم فضاي گرافيك آن روزهاي كشورهاي اروپايي بسيار شبيه فضاي امروز ما در اين عرصه بود. نزول گرافيك تا حد يك استفاده كاملا كاربردي و وفور آثار به اصطلاح بازاري همين طور فعاليت اشخاصي كه صرفا اجراكار گرافيك بودند تا هنرمند گرافيست.
همين طور است. و دقيقا به همان دليلي كه اشاره كرديد AGI سعي در تقويت و گردآوري و معرفي هنرمنداني كرد كه جنبه زيباشناختي و هنري آثارشان وجه تمايزي با ساير توليدات آن روزها داشت. در راستاي همين سياست طراحاني كه به لحاظ هنري جزء شاخص ترين و تاثيرگذارترين ها در جوامع جهاني بودند در ليست اعضاي اين انجمن قرار گرفتند.
اقدام AGI براي چاپ سري دوازده جلدي كتب منتخب آثار اساتيد گرافيك جهان به چه منظوري بوده و آيا اين اولين حركت از اين دست در انجمن به حساب مي آيد
تا آنجا كه اطلاع دارم در ابتداي تاسيس AGI تنها يك كتاب به صورت كاتالوگ از اعضاي اين انجمن توسط انتشارات Phaidon منتشر شده كه در هر صفحه آن يكي از طراحان و چند نمونه كار او معرفي شده است. قرار است كتابي با همين ساختار تا سال 2007 هم توسط انتشارات «تايمزاند هودسن» از تمام اعضا چاپ شود. اما اين اولين بار است كه دوازده كتاب مستقل از دوازده طراح منتخب AGI منتشر شده است.
آيا اين كتاب در داخل كشور هم منتشر شده است
به دليل اينكه يك ناشر چيني امتياز چاپ اين سري را داشته، كتاب ها به دو زبان انگليسي و چيني پخش بين المللي شده اند. طبيعي است كه وارد كنندگان عمومي كتاب، بايد اين دوره دوازده جلدي را به عنوان يك مجموعه برگزيده وارد و در اختيار علاقه مندان قرار دهند
قباد شيوا از معدود طراحان ايراني است كه در آثارش مي توان رد پاي فضاها، رنگ ها، نقش مايه ها و هنر ايراني را تعقيب كرد. در كنار همه اين عناصر تركيب بندي ها و ساختار مدرني كه بر آثار او حاكم است لحن ايراني كارهايش را به زباني امروزين قابل تامل مي كند. فكر مي كنيد اين خصوصيت آثارتان چقدر به انتخاب شما از طرف AGI به عنوان يكي از آن دوازده نفر تاثير گذاشته است
گرافيك اگر هنر است بايد هنري تاثيرگذار باشد. يك اثر گرافيكي فرآيند لايه هاي متفاوتي است. در لايه مصرفي نياز ارتباطي و رسانه اي دارد. اين لايه معمولا تاريخ مصرف دارد و اما در لايه هاي ايده، تاليفي و هنري، هر اثر گرافيكي، فرهنگ ساز و نماينده تمدن بصري هر جامعه است. اين لايه ها حتي بعد از پايان تاريخ مصرف آن، معيارهايي ماندني و پايا خواهند شد. يكي از اين معيارها بداعت در بيان و حضور شخصيت، نگاه و انديشه در بستر جغرافيايي و فرهنگي هنرمند در هر اثر اوست. من يك ايراني ام، شايد حضور و جاري بودن فرهنگ و لحن ايراني در بيان هر كارم موجب اين انتخاب شده باشد.
لحن ايراني يعني چه اين كه هنرمند عناصر و موتيف هاي ايراني را وارد كار كند، كارش لحن ايراني پيدا خواهد كرد يا به دست آوردن اين هويت راهي ديگر را طلب مي كند
ببينيد من خودم در اوايل كار، فكر مي كردم اگر بتوانم كارهايي شبيه گرافيست هاي مطرح يا جريان هاي معتبر گرافيكي دنيا انجام دهم يك گرافيست واقعي خواهم بود. اما بعد از مدتي احساس كردم راه را اشتباه رفته ام و دريافتم كه اگر يك هنرمند تحت تاثير هيچ جا نباشد و تنها از خودش و فرهنگش تاثير بگيرد شخصيت بياني او، خود به خود پيدا مي شود. در نتيجه از يك تاريخي عمدا تصميم گرفتم كه از هيچ «ايسم» غربي و شرقي تاثير نپذيرم. وقتي شما در طول مسير آفرينش اثر هنري تنها و تنها از خودت تاثير بگيري مسلما هويت، فرهنگ جغرافيايي و بافت اجتماعي شما وارد كارتان خواهد شد و رنگ تفكر شما، رنگ اثرتان مي شود.
در دنياي گرافيك، كشورهاي صاحب نامي هستند كه هر كدام به لحاظ مشخصه هاي خاص بصري خود شناخته شده و قابل تميزند. مثلا شما وقتي يك پوستر با حضور قاطع تصويرسازي مي بينيد ذهنتان آن را به گرافيك لهستان نسبت مي دهد يا با ديدن گرافيكي منظم با حضور كلمات و هندسه دقيق، گرافيك سوئيس را به ياد مي آوريد. آيا مي توان گفت گرافيك ايران هم با مشخصه اي خاص در دنيا شناخته مي شود
گرافيك در دنيا حرفه صدها هزار طراح است كه هر كدام نياز اجتماعي، فرهنگي يا اقتصادي بخشي از جوامع را برطرف مي كنند. اينها همه كساني هستند كه فنون و ابزار گرافيك را مي شناسند اما هيچكدام ادعاي هنرمند بودن ندارند. ميليون ها مجله و كتاب در دنيا توليد مي شود كه همه آنها توسط گرافيست ها طراحي شده اند اما ما هيچكدام از آنها را نمي شناسيم و حتي امضايي هم كنارشان وجود ندارد. با اين وجود در هر كشوري معدودي پيدا مي شوند كه ذاتا هنرمند هستند و در ضمن كاري كه انجام مي دهند خواستار اين هستند كه انديشه، نگاه و حضور خودشان هم منتقل بشود. اينها همان «گرافيست هاي مولف» هستند و ثمره كار همين هنرمندان است كه معرف جامعه، فرهنگ و جغرافياي آنان است. با وجود اينكه در ايران هم تعداد كثيري از افراد مشغول كار گرافيك هستند اما تعداد گرافيست هاي مولف انگشت شمار است پس ما هنوز به آن شكل توليدي نداشته ايم كه صددرصد از آن خودمان باشد و معرف گرافيك ايراني.
اما از طرف يك سري از گرافيست ها كوشش هايي براي نيل به اين هدف صورت گرفته است.
بله اما اينها صرفا كوشش هاي شخصي هستند. و ما فاقد برنامه ريزي آموزشي در نيل به اين مقصود هستيم.
فكر مي كنم بضاعت هنرهاي بصري ايراني بيش از اين باشد كه مسير طراحي گرافيك ما در راه خود دچار فقر تصويري شود. پس مشكل بحران هويت گرافيك ايران و اينكه بعد از حدود هفت دهه تلاش هنرمندان هنوز گرافيك ايراني در دنيا رونقي نگرفته است از كجا نشات مي گيرد
من قبل از اينكه كتاب پوسترهايم را چاپ كنم آن را براي چند گرافيست مطرح دنيا ارسال كردم تا نظرشان را جويا شوم. اغلب آنها از اينكه من در كشوري با چنين سرمايه بصري غني زندگي مي كنم به من و گرافيست هاي ايراني غبطه مي خوردند. اما هنرمند ايراني متوجه ميراث خود نيست. به عنوان مثال در گوشه اي از دنيا سليقه اي به اسم «ميني ماليسم» به وجود مي آيد و طولي نمي كشد كه در و ديوار شهرهاي ما پر از پوسترهاي ميني ماليستي مي شود. تا وقتي كه اين روند ادامه داشته باشد، انتظار رشد گرافيك ايراني در سطح جهان توقع زيادي است.
اما خيلي ها در رد همين سخن شما حضور گرافيست هاي ايراني در نمايشگاه هاي جهاني و گاه كسب جوايز مختلف توسط آنان را دال بر موفقيت گرافيك ايراني مي دانند.
ببينيد، من منكر حركت هاي خوب نيستم. اما بايد يادآوري كنم اين حضور دليل موفقيت گرافيك ايران نيست. مثلا دانشجوي سال اول و دوم گرافيك به مدد اطلاع رساني اينترنت اثرش را براي بي ينال هاي مختلف ارسال مي كند. اتفاقا خيلي از اين كارها هم پذيرفته مي شود. بسياري از اين آثار از نقطه نظر حضور فانتزي خطوط ايراني و حروف فارسي براي مخاطبان خارجي جالب به نظر مي رسند در حالي كه هيچ كس متوجه كيفيت بد اطلاع رساني آنها نيست و چنانكه همين پوسترها در ايران به نمايش درآيند كسي حتي توانايي ارتباط با آن را ندارد چون از نقطه نظر فرهنگي آثاري غريبه با مردمند. ايران تنها كشوري است كه «گرافيك تك نسخه اي» در آن به وجود آمده است. كشوري كه هنرمندان براي هنرمندان كار مي كنند نه براي مخاطب.
علت به وجود آمدن اين گرافيك تك نسخه اي را كجا بايد جست وجو كرد
گرافيك هر كشوري فرآيند سه عامل است: مشتري آگاه، طراح آگاه و مخاطب آگاه. پس هر جاي دنيا كه گرافيك خوبي وجود دارد هر سه اين عوامل در نهايت قدرت وجود دارند. من فكر مي كنم در كشور ما بايد علت اصلي را در ضلع اول اين مثلث، يعني سفارش دهندگان جست وجو كرد. وقتي كه مشتريان ما متوجه پتانسيل يك طرح خوب در جهت اهداف خود نيستند، وقتي كه طراح گرافيك در دريافت دستمزد خود به عنوان ضعيف ترين شخص در روند طراحي تا چاپ مورد اجحاف قرار مي گيرد، لاجرم طراح كه ايده و انرژي را در خود نهفته دارد چون سفارش مناسبي دريافت نمي كند، به سمت توليد آثار شخصي و تك نسخه اي خواهد رفت.
متاسفانه در ايران رابطه سفارش دهنده و طراح اشتباه تعريف شده است. يعني كارفرما تبديل به طراح و طراح بدل به يك اجراكار مي شود. آيا تا به حال راهكاري براي اين معضل به ذهنتان رسيده است
من بارها در انجمن طراحان گرافيك ايران پيشنهاد دادم به جاي دور هم جمع كردن طراحان، بايد براي سفارش دهندگان و روساي روابط عمومي همايش و جلسه بگذاريد. طبعا وقتي سفارش دهندگان آگاه وجود داشته باشند گرافيك خوب هم به وجود مي آيد. يك راهكار ديگر هم فرهنگ سازي است مثلا چاپ انبوه كتاب، نه براي طراحان بلكه براي كارفرمايان.
مراكز دولتي كه اتفاقا بزرگ ترين سفارش دهندگان هم هستند اين راه را اشتباه مي روند. مثلا وزارتخانه هايي با حجم بالاي نشر، در حالي كه مي توانند متولي يك فرهنگ صحيح در گرافيك باشند، ضعيف عمل كرده اند.
دقيقا همين طور است. به عنوان مثال در همين وزارتخانه ها و مراكز دولتي براي انتخاب طراح گرافيك به همان صورت عمل مي شود كه مثلا براي خريد يك صندلي. يعني استفاده از سيستم استعلام گرفتن. در اين فضا چطور توقع داريد يك گرافيك خوب جريان پيدا كند
متاسفانه بايد قبول كنيم كه خود طراحان گرافيك ايراني هم راه را چندان درست نرفته اند و به جاي اينكه بر محور توانايي هاي طراحان حركت كنند، اسير باندبازي گروه هاي معدود و مشخصي از طراحان شده اند. اين گروه ها با نفوذ در فضاي مسابقات، بي ينال ها و از همه مهمتر فضاهاي آموزشي، توانسته اند نوع خاص تفكرشان را به خصوص ميان جوان ترها تعميم دهند و در اين قحطي سرمشق ها، تبديل به الگو شوند.
من هميشه در نسل بندي ها خودم را جزء نسل دوم گرافيست ها قرار داده ام. نسل اولي بوده كه من و هم دوره اي هايم از آنان آموزش ديده ايم. اشخاصي مثل مهندس هوشنگ كاظمي و جوادي پور. مثلا همين مهندس كاظمي كسي بود كه گرافيك را در دانشگاه هاي اروپا آموخت و بعدها پس از آنكه «مدرسه هنرهاي تزييني» را راه اندازي كرد، واحد گرافيك را براي اولين بار به صورت آكادميك تدريس كرد. اين نسل كارش را درست انجام داد. اما نسل دوم چه كرد نسل من كه گرافيك ايراني را در نوع درستش ديده بود تمام معيارها را كنار گذاشت و گرافيك غربي را در دانشكده ها باب كرد. اين كاري بود كه نسل اولي ها با آنكه تنها آبشخورشان هنر اروپا بود انجام ندادند. تاثير اين روند اشتباه تا امروز هم برجاي مانده است. در حال حاضر هم به قول شما عده خاصي هستند كه در دانشكده ها به جاي تدريس «هنر»، «تخريب هنر» را تدريس مي كنند. وقتي كنترلي هم وجود نداشته باشد همين مي شود كه يك تفكر خاص، درست يا غلط، دامنگير طيف عظيمي از طراحان جوان و حتي باتجربه مي شود.
و آخرين سخن اينكه مي خواهيم نظر شما را راجع به وضعيت كيفي آثار گرافيكي بدانيم.
در طراحي جلد كتاب، وجود تعداد زياد سفارش، رقابت، حضور سفارش دهندگان آگاه و اعتماد آنها به طراحان موجب رشد كيفي جلد كتاب را فراهم كرده است. ما در زمينه طراحي آرم، لوگو و حتي پوستر هم شاهد حركات خوبي هستيم. اما با تمام اين اوصاف، متاسفانه كيفيت آثار به تناسب تعداد متخصصاني كه وجود دارند همچنين طيف بزرگ دانشجوياني كه وارد فضاي حرفه اي مي شوند، پيش نرفته است كه اميدوارم روند رو به رشد طراحي گرافيك در ايران سرعت بيشتري بگيرد.
نظرات