تبليغاتX
گرافیک ایران و جهان
 

سرپرست موزه هنرهای معاصر در مصاحبه با خبرگزاری "مهر" گفته "تعطیلی برنامه‌ها و فعالیت‌های سینماتک موزه هنری معاصر تنها یک شایعه است و بعد از پایان بازسازی این سالن، قصد داریم به نمایش فیلم‌های مربوط به حوزه هنرهای تجسمی در سینماتک رونق بدهیم".

این تکذیبیه در حقیقت تایید همان شایعه ای است که "سینماتک تعطیل می شود" . اگر ما تعطیلی سینما را به معنای جمع کردن صندلی، پرده و آپارات ندانیم و تغییر ماهوی و جهت گیری یک ساختار هنری و برچیدن بنیاد و خاستگاه یک پدیده را به معنای تعطیلی ارزیابی کنیم، آنگاه به تائیدیه جناب صادقی مبنی بر تعطیلی سینماتک پی می بریم.

ایشان می فرمایند موزه هنرهای معاصر همواره مجموعه و جایگاه هنرهای تجسمی بوده و مکان رفت و آمد بسیاری از هنرمندان تجسمی است و باید در این خصوص فیلم های تجسمی نمایش داده شود. در این باره اشاره به چند نکته و طرح پرسش هایی برای روشن شدن برخی ابهامات ضروری به نظر می رسد.

1- آیا نام این موزه، موزه هنرهای معاصر است یا موزه هنرهای تجسمی؟ 2- آیا چون سرپرست این موزه خود نقاش و فعال هنرهای تجسمی است، بر اساس تعصب حرفه ای و گرایش به نقاشی می خواهد سینماتک را به نمایش فیلم های تجسمی اختصاص بدهد؟ (در این مورد اشاره به سرپرست های قبلی و تخصص آنها پرسش های دیگری را ایجاد می کند) 3- این رویکرد جدید موزه بر اساس کدام مطالعات کارشناسانه اتخاذ شده است؟ 4- آیا چون رفت و آمد هنرمندان تجسمی به این مکان بیشتر است سینماتک چنین سرنوشتی پیدا کرده و اگر در آینده مثلا رفت و آمد موزیسین ها بیشتر شد سینماتک به سالن کنسرت مبدل می شود یا نه؟

اگر بخواهیم به سطرسطر گفته های آقای صادقی بپردازیم قطعا به پرسش های بیشتری می رسیم، اما شاید پاسخ به همین چند پرسش ما را به مقصد برساند.

 از منظری دیگر، این نوع نگرش به هنر تجسمی و سینما نیازمند اصلاح و بازنگری است. در دنیای امروز که همه پدیده ها در ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر هستند، مرزبندی هنرها و خط کشی های اینچنینی راه به جایی نمی برد. اساسا هنرهای معاصر به ویژه هنر سینما را نباید ایزوله دید. جدا کردن و اختصاص دادن همه امکانات فیزیکی یک مجموعه به یک هنر خاص نه تنها توجه و حمایت از آن هنر نیست، بلکه در حقیقت ظلم مضاعفی است به آن.

حتی نگاهی آماری به ترددهای این موزه و بررسی تاثیر و تاثرات سینماتک بر مجموعه فعالیت های این موزه به ویژه در همان بخش هنرهای تجسمی که اینک در کانون توجه جناب صادقی قرار گرفته همگی موید این نکته است که هنر سینما ( از همان نوع خاص هنری و پژوهشی سینماتک) همواره در جهت تقویت ارتباطات و تردد بیشتر و جذب مخاطبان مشترک این دو هنر بوده و قطعا باید اذعان کرد افزایش میزان مخاطبان هنرهای تجسمی این موزه تا حدی مدیون مخاطبان سینماتک است.

این گفته البته اولویت بخشی به یک هنر خاص نیست و قطعا هیچ کسی نمی تواند هیچ هنری را با اتکا بر سلیقه خود بر هنر دیگر ارجحیت بخشد، اما سنجش میزان تاثیرات و بازتاب ارائه هنرها در مقطعی از زمان مقوله دیگری است.

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 11:55 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

نخستين جشنواره‌ي هنرهاي تجسمي و آييني، باعنوان "به رنگ آب"، شهريورماه سال‌جاري در شهرستان پاكدشت استان تهران، برگزار مي‌شود.

به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، اين جشنواره در دو بخش نمايشگاهي و كارگاهي تدارك ديده و ويژه‌ي اعضاي كانون‌هاي فرهنگي هنري مساجد استان تهران اعلام شده است.

جشنواره‌ي يادشده در بخش نمايشگاهي، به آثاري در رشته‌ي تصويرسازي، گرافيك و نقاشي با موضوع پيامبر اعظم (ص)، اعياد شعبانيه و ولادت امامان معصوم (ص) مي‌پردازد.

در بخش كارگاهي نيز شركت‌كنندگان به مدت يك روز با خلق آثار هنري با موضوعات و تكنيك‌هاي آزاد به رقابت خواهند پرداخت.

مهلت ارسال آثار به بخش نمايشگاهي تا 25 مردادماه اعلام شده است و تنها هنرمندان 14 تا 29 سال در جشنواره يادشده مي‌توانند شركت كنند.

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 11:51 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

برپايي نمايشگاه بزرگ پژوهشي آثار ديده نشده‌ي سده‌ها‌ي 12 و 13هجري قمري ايران و دوران افشاريه، زنديه و قاجاريه، تمديد نمي‌شود.

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين نمايشگاه كه از 29 خرداد تالارهاي مجموعه‌ي صبا را دربر گرفته است، قرار است تا نيمه‌ي مردادماه جاري برپا باشد.

محسن زارع - رييس موسسه فرهنگي هنري صبا - به خبرنگار ايسنا تاكيد كرد كه به‌خاطر تعهداتي كه در جريان امانت گيري آثار از موزه ها و گنجينه‌هاي مختلف داده شده و نيز درگيري سازمان‌ها و دستگاه‌هاي مختلف در جريان برپايي تمديد مهلت برپايي نمايشگاه ميسر نيست.

آثار "نمايشگاه پژوهشي مروري بر هنرهاي تصويري سده‌ي 12 و 13هجري قمري - افشاريه، زنديه و قاجاريه-" را كه موسسه‌ي مجموعه‌ي صبا و فرهنگستان هنر با هدف معرفي ميراث فرهنگي و هنر اين دوره‌هاي تاريخي ايران زمين، برنامه‌ريزي، تدارك و جمع‌آوري كرده‌ كه نخستين‌بار است به‌نمايش عمومي گذاشته ‌شده‌اند.

بنا بر اين گزارش اما برپايي نمايشگاه منتخبي از پوسترهاي نسل پنجم طراحان جوان گرافيك ايران در گالري‌هاي اين موسسه‌ي فرهنگي تدارك ديده شده است با تاخيري ده روزه همراه است.

برگزاركنندگان اين نمايشگاه، انتخاب آثار و نيز آماده شدن كتاب پوسترهاي نسل پنجم را دليل اين تعويق اعلام كردند.

نمايشگاه يادشده با هدف ارايه‌ي تازه‌ترين تجربه‌ها و دستاوردهاي هنر گرافيك در كشور، قرار بود از 24 مرداد‌ تا نهم شهريورماه سال‌جاري، برگزار ‌شود، اما برگزاري آن به چهارم شهريورماه سال جاري موكول شده است.

نمايشگاه پوسترهاي نسل پنجم، دربرگيرنده‌ي برگزيده‌هاي پوستر نسل پنجم گرافيك ايران - متولدان دهه‌ي 50 و 60 - بازتاب كوشش،‌ زبان و نگاه يك جريان پيشرو در هنر پوستر امروز ايران خواهد بود.

بنا بر اين گزارش، گويا در پي دعوت از طراحان اين نسل، از ميان 2342 اثر ارسالي از سوي 323 هنرمند، تعداد 246 اثر براي شركت در نمايشگاه شد؛ اين آثار در دو بخش چاپ شده - سفارشي - و چاپ نشده در رده‌هاي سني متولدان دهه‌هاي 50 و 60 به‌نمايشگاه راه يافته است.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 11:49 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

 

به گزارش خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين هنرمند گرافيست و عضو انجمن طراحان گرافيك ايران، با راي اعضاي شوراي هماهنگي، امرالله فرهادي دبير دوسالانه و نيز مسوول مركز هنرهاي تجسمي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در نشستي بدون حضور خودش، به سمت رياست نهمين دوسالانه پوستر تهران منصوب شده بود.

وي در اين‌باره به خبرنگار ايسنا توضيح داد كه ترجيح مي‌دهد اين سمت را نپذيرد و كسان ديگري را كه در انجمن فعاليت مي‌كنند براي اين مسووليت پيشنهاد كند.

به‌گفته‌ي او تاكنون دراين‌باره اقدامي نكرده و لطفي غيابي شامل حال وي شده است و او نيز ترجيح مي‌دهد كساني كه در انجمن طراحان گرافيك ايران فعاليت بيشتري دارند، مسووليت را بپذيرند.

وي توضيح داد كه گرافيك بخشي از كار اوست نه همه‌ي كارش؛ بنابراين حق حكم مي‌كند كه كسان ديگري باشند، هرچند كه اعطاي اين مسووليت به‌خاطر سابقه‌ي كار و تدريس دانشگاهي او باشد؛ اما انصاف و وجدانش چنين حكمي را نمي‌پذيرند.

اين عضو انجمن طراحان گرافيك ايران با تاكيد بر اينكه 100 درصد اين مسووليت را نخواهد پذيرفت، گفت اگر بتوانم مجابشان كنم، صلاح نمي‌دانم خودم رييس باشم؛ او در عين حال تصريح كرد كه دبيري دوسالانه با رياست آن فرق دارد. رياست به اعتبار شخصيت حقيقي هر فرد است كه اعتبار دوسالانه محسوب مي‌شوند.

احصايي تاكيد كرد كه آن‌چه به‌عنوان فراخوان منتشر شده، صحيح است، اما اذعان داشت كه اعلام رسمي آن با تاخير همراه خواهد بود.

او از احتمال تعيين سرنوشت رياست و فراخوان دوسالانه تا هفته‌ي آينده خبر داد.

بنا بر اين گزارش، در حالي كه تنها به شركت كنندگان تا ‌16 شهريورماه ‌سال جاري براي شركت در دوسالانه‌ي نهم كه قرار است 16 مهرماه 85 در مجموعه‌ي صبا برگزار شود، فرصت داده شده است، تنها نسخه‌ي منتشر شده از فراخوان دوسالانه‌ي يادشده در يكي از سايت‌هاي گرافيكي حذف شده است.

بر اساس اعلام ابراهيم حقيقي و قباد شيوا از ايران، وانگ ژو از چين، احسان عنتابي از سوريه، آندري لوگوين از روسيه، دانيلا هاوفه و دتلف فيدلر - سايان - از آلمان و ورنر يکر از كشور سوييس آثاري را كه مصطفي اسداللهي، سيدمحمد شريفي، قباد شيوا، رضا عابديني، سيدمحمد فدوي، فرشيد مثقالي، عليرضا مصطفي‌زاده، مسعود نجابتي و علي وزيريان انتخاب مي‌كنند، داوري خواهند كرد.

شوراي طرح برنامه اين دوسالانه‌ي 27 روزه را نيز مجيد عباسي، رضا عابديني، ابراهيم حقيقي، امرالله فرهادي و مصطفي اسداللهي تشكيل داده‌اند.

قرار است 600 تا 700 پوستر شركت‌كننده در دور جاري دوسالانه‌، تالارهاي خيال،‌ آيينه و خيال شرقي مجموعه‌ي صباي فرهنگستان هنر را دربر گيرند.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مرداد1385ساعت 11:48 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

تعطیلی برنامه‌ها و فعالیت‌های سینماتک موزه هنری معاصر تنها یک شایعه است و بعد از پایان بازسازی این سالن، قصد داریم به نمایش فیلم‌های مربوط به حوزه هنرهای تجسمی در سینماتک رونق بدهیم.

سرپرست موزه هنرهای معاصر در گفتگو با خبرنگار "مهر" درباره شایعه تعطیلی فعالیت های سینماتک موزه گفت: "موزه هنرهای معاصر همواره مجموعه و جایگاه هنرهای تجسمی بوده و در این میان سینماتک بیشتر به نمایش فیلم های فیلمخانه ملی و بنیاد فارابی می پرداخته است. تعطیلی سینماتک یک شایعه است و فقط قرار است فعالیت های تجسمی در این مکان پررنگتر شود."

حبیب اله صادقی در ادامه افزود: "در واقع سینماتک موزه هنرهای معاصر فرصت جدیتری برای بیان و تصویر هنرهای تجسمی پیدا می کند. در حال حاضر مشغول تعویض پرده ها و صندلی های سینماتک هستیم و قرار است در اولین فرصت بعد از بازسازی برنامه ای با عنوان صد فیلم، صد هنرمند در این سینما آغاز می شود."

رئیس مرکز هنرهای تجسمی معاونت هنری وزارت ارشاد گفت: "در 10 سال گذشته تنها دو فیلم در زمینه هنرهای تجسمی شامل زندگی و آثار مرتضی ممیز و مارکو گریگوریان در سینماتک موزه برای علاقمندان هنر تجسمی به نمایش درآمده و سهم هنرهای تجسمی در این سینما از سایر هنرها کمتر بوده است."

وی با ابراز تاسف از انتشار اخبار نادرست درباره موزه هنرهای معاصر و به خصوص تعطیلی سینماتک گفت: "من به عنوان هنرمند و مسئول چهل شبانه روز متوالی به بازسازی این مجموعه پرداختم و در این راستا به ترمیم خرابی های پشت گنجینه مشغول شدم. موزه هنرهای معاصر مکان رفت و آمد بسیاری از هنرمندان تجسمی است و باید در این خصوص فیلم های تجسمی نیز نمایش داده شود."

صادقی ادامه داد: "پرسشی که در این میان مطرح می شود این است که آیا سینمای موزه هنرهای معاصر محق نیست پروژه هنرمندان را در دست ساخت داشته باشد. هنرمندان تجسمی به دلیل بی توجهی در گمنامی چهره در نقاب خاک کشیده اند و با این که کارنامه هنری آنها بسیار درخشان بوده، تنها بعد از مرگ به آنها پرداخته شده است. پس چرا نباید در زمان حیات این هنرمندان فیلم هایی درباره آنها ساخته شود؟ قصد داریم در یک ماه آینده آپارات و مبلمان سینماتک را را نیز بهبود بخشیم."

وی درباره چشم انداز آینده سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران هم گفت: "قصد داریم شورایی پنج نفری برای مدیریت سینماتک انتخاب کنیم تا فیلم هایی درباره هنرهای تجسمی نمایش دهند. همچنین نمایشگاهی با عنوان "مشرق خیال" را با آثاری با درونمایه معراج پیامبر و هنر قدسی 24 مردادماه برگزار می کنیم. باید بگویم هدف من هرگز تعطیلی سینماتک نبوده و نیست و من فقط قصد دارم الویت نمایش فیلم ها را در این مکان به فیلم های تجسمی اختصاص بدهم."

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی |

تهران- خبرگزاري ميراث فرهنگي_ فرهنگ_ جلسه بررسي طرح لباس قضات در قوه قضاييه برگزار شد و اعضا با طرح هاي اتحاديه خياطان موافقت نکردند.
«روحاني نيا» رئيس گروه طرح و برنامه ريزي اداره تشكيلات و برنامه ريزي قوه قضاييه در اين باره به ميراث خبر گفت : «در اين جلسه مقرر شد، قوه قضاييه همکاري خود را با يکي از دانشگاههاي کشور براي طراحي لباس قضات ايراني آغاز کند.»
  
سيد محمود هاشمي شاهرودي رئيس قوه قضاييه در جلسه مسئولان عالي قضائي كشور که سال گذشته برگزار شد، پيشنهاد طراحي لباس را براي قضات ايراني مطرح کرد.پس از آن طراحي لباس قضات به اتحاديه خياطان سپرده شد.
روحاني نيا طرح لباس قضات را يکي از بزرگترين طرح هاي ملي در قوه قضاييه عنوان کرد و تصميم گيري درباره آن را منوط به بررسي هاي بيشتر کارشناسي دانست.
 
رئيس گروه طرح و برنامه ريزي ذکر نام اين دانشگاه و جزييات بيشتر را مبني بر تصويب نهايي اين طرح دانست.
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 0:50 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی |

استقبال از دوسالانه پوستر جهان اسلام ادامه دارد
دبیر دومین دوسالانه بین‌المللی پوستر جهان اسلام از استقبال وسیع هنرمندان مسلمان از سراسر جهان و اعلام آمادگی هنرمندان ملی ایران برای حضور در این دوسالانه خبر داد.

به گزارش خبرگزاری "مهر"، روابط عمومی موسسه فرهنگی هنری صبا اعلام کرد دکتر حبیب صادقی در این باره گفت: "از آنجا که دوسالانه پوستر جهان اسلام مورد توجه هنرمندان طراز اول کشور واقع شده و هنرمندان زیادی از جهان اسلام در حال ارسال آثار هستند، می توان افق اطمینان پیشرفت، تنوع و ارتقاء فرهنگ و بیان تصویری هنرمندان مسلمان را در آن شاهد بود."

وی با اشاره به وضعیت کنونی لبنان و فلسطین و تهاجم گسترده رژیم اشغالگر صهیونیستی و جنایات در قانا یادآور شد: "همه هنرمندان مسلمان دنیا برای شرکت در این دوسالانه و به ویژه بخش فلسطین اعلام آمادگی کرده اند تا چشم اندازی از همبستگی و پیوند یکپارچه هنرمندان جوامع اسلامی را در برابر این فاجعه به نمایش بگذارند."

دبیر دوسالنه پوستر جهان اسلام افزود: "هنرمندان اسلامی خودشان را مستقیما در کانون مواجهه با دشمن صهیونیست می بینند و به دلیل تقارن با وضعیت لبنان و فلسطین و فراخوان این دوسالانه فرصتی پدید آمده تا تمامی هنرمندان موضع خود را در برابر تجاوزگری و جنایت اسرائیل به زبان تصویر در یک عرصه بین المللی ارائه کنند. دوسالانه امسال از این نظر بسیار مهمتر از دوره های گذشته است."

صادقی در پایان با اعلام اینکه همه هنرمندان ملی برای حضور در دوسالانه پوستر جهان اسلام ابراز آمادگی کرده اند، گفت: "جامعه هنری ما منتظر اتفاق بزرگ فرهنگی در نیمه دوم امسال باشند."

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 0:49 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی |

خبرگزاري ميراث فرهنگي_ کتاب_ "الميرا دادور" کارهاي رولان بارت در زمينه شناخت تصاوير را مبناي کتابي قرار داده با عنوان تصويرشناسي که اکنون سرگرم نگارش آن است.
الميرا دادور، مترجم و پژوهشگر درباره فعاليتهاي تازه اش در حوزه نگارش کتاب گفت:« پژوهشي که الان در دست دارم در زمينه تصويرشناسي است و عنوان کتاب هم همين است. اين کتاب به مفاهيمي که مي شود از يک تصوير به دست آورد مي پردازد؛ مفاهيمي چند لايه که به اول، دوم، سوم و الي آخر تقسيم مي شوند. »
او افزود:« من در دانشگاه در زمينه ادبيات تطبيقي کار مي کنم اما اين کتاب لزوماً کتابي درسي نيست. همانطور که در آخرين کتابي که در اين باره نوشته ام يعني بررسي ادبيات تطبيقي ساختار داستان کوتاه، با مقايسه تطبيقي ادبيات ايران، روسيه و فرانسه سعي کرده ام نشان دهم که چرا ما ايراني ها آنقدر در خصوص برخي مفاهيم کلي که در داستان وجود دارد حساس نيستيم. مثلاً به فراز و فرود داستان، معناهاي ضمني آن و ديگر موارد يک داستان زياد فکر نمي کنيم. نتايجي را که از آن کتاب پژوهشي گرفتم در کتاب تصويرشناسي نيز پياده کرده ام. يعني در اينجا هم مفاهيم و معناهاي تصاوير مورد بررسي قرار گرفته است.»
دادور در همين باره گفت:« ما در روز تصاوير متعددي را از جاهاي مختلف مي بينيم. مثلاً در يکي از تبليغهاي مارک لباس به نام بنتون ما يک تبليغ خشن را مي بينيم که در ابتدا شوکي را به خواننده وارد مي کند اما اندک اندک اين تبليغ با رنگهايي که در آن مورد استفاده قرار گرفته به ذائقه مخاطبش خوش مي نشيند. منظور من اين است که بايد سعي شود تمامي ابعاد يک تصوير را شناخت و دعوتهايي را که يک تصوير براي خريد کالا توسط مخاطب دارد، مورد بررسي قرار داد.»
اين پژوهشگر درباره متدولوژي مورد استفاده براي کتاب تصوير شناسي افزود:« مبناي روش شناسي من در اين پژوهش کارهايي است که رولان بارت، نشانه شناس فرانسوي انجام داده و همچنين نتايجي که از بررسي تطبيقي ساختار داستان کوتاه به آنها دست يافته بودم.»
دادور از گردآوري مجموعه مقالاتي که تاکنون نوشته و چاپ آنها در يک کتاب و در آينده اي نزديک خبر داد.
                                                                                               کمال صادقي
+ نوشته شده در چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 0:46 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی |

سالانه جهانی تصویرسازی . تهران . آبان ماه 1385 . خانه هنرمندان ایران

به کوشش گروه لک لک هر شش ماه یک بار دو نمایشگاه جهانی تصویرسازی با عناوین مختلف در ایران برگزار خواهد شددر اولین فراخوان  این گروه  ( فیل و سه نقطه ) موضوع کار برای نمایشگاه است که 28 آبان 85 در خانه هنرمندان برگزار میشود 

شرایط شرکت :  ارتباط فیل با سه نقطه      .      آثار باید به صورت 25 در 25 سانتی متر ارسال شوند      .      تکنیک آزاد      .      هرشرکت کننده مجاز به ارسال تنها یک اثر است      .      آثار به انجمن تصویرگران کتاب کودک ارسال شوند : خیابان خرمشهر ( آپادانا) جنب شرکت لیزینگ صنعت و معدن . پلاک 91

آخرین مهلت ارسال آثار : 15 شهریور

+ نوشته شده در سه شنبه 10 مرداد1385ساعت 0:55 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی |

رئیس انجمن نگارگران از برگزاری بی‌ینال نگارگری به دبیری حبیب‌اله صادقی و میزبانی مرکز فرهنگی هنری صبا در آبان‌ماه سال جاری خبر داد.

محمدباقر آقامیر، هنرمند و مدرس نگارگری، در گفتگو با خبرنگار "مهر" درباره تازه ترین برنامه های حوزه نگارگری گفت: "با همکاری موزه هنرهای معاصر تهران و مرکز هنرهای تجسمی یک همایش سه روزه در موزه هنرهای معاصر برای رفع معضلات حوزه نگارگری برگزار شد و در آن نگارگران حبیب صادقی را به عنوان دبیر بی ینال نگارگری برگزیدند."

وی در ادامه افزود: "البته در این میان نگارگرانی هم بودند که از گفتن مطالب اصلی حاشیه رفتند، اما روز آخر سمینار حدود سیصد هنرمند نگارگر به موزه هنرهای معاصر آمدند و برنامه های کلی خود را مطرح کردند. صادقی هم چون یک هنرمند است و سال ها در حوزه نگارگری فعال بوده، به عنوان دبیر بی ینال نگارگری انتخاب شد."

رئیس انجمن نگارگران درباره محور فعالیت های انجمن در سال جدید گفت: "سر و سامان دادن به وضعیت نگارگران و هنر نگارگری از الویت های فعالیت انجمن نگارگران است. همچنین اخیرا وزارت علوم اساسنامه ای مبنی بر وارد کردن رشته های نگارگری و کتاب آرایی تصویب کرده که به موجب آن هنرهایی از این دست می توانند در دانشگاه تدریس شوند. همچنین قرار است مکان ثابت و دقیق انجمن نگارگران که تا امروز بی سامان بوده تا اواخر هفته جاری مشخص شود."

استاد آقامیر درباره برگزاری بی ینال نیز تصریح کرد: "زمان برگزاری بی ینال نگارگری آبان ماه است و دبیرخانه بی ینال هفته آینده فراخوانی مبنی بر شرکت هنرمندان نگارگر در آن ارسال می کند. تعداد شرکت کننده ها هم مانند سال های گذشته نامحدود است. برای نمایش تابلوهای نگارگران نیز مرکز فرهنگی هنری صبا در نظر گرفته شده که با هماهنگی میان فرهنگستان هنر، موزه هنرهای معاصر و مرکز هنرهای تجسمی قرار است تمام بی ینال های تجسمی در این مرکز برگزار شود."

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:37 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

خبر تحلیلی "رسم" : بدنبال حوادث دیروز لبنان ، نیم‌تای بالای صفحه اول روزنامه‌های امروز ، متفاوت صفحه‌آرایی شد. روزنامه جام‌جم و شرق ، از این منظر موفق‌تر بودند. بویژه جام‌جم که با حفظ روحیه لی‌آوت ژورنالیستی ، از نزدیک شدن به شکل و شمایل روزنامه‌های ورزشی ، دوری کرده است.

در مناسبت‌های خاص ، صفحه‌آرایی نیم‌تای بالای صفحه اول را ، می‌توان متاثر از خبرها و حوادث تغییر داد ، به شرطی که کلیشه نشود.

اساسا انعطاف‌پذیری یونیفرم صفحه اول ، یک ویژگی ممتاز برای گرافیک روزنامه به حساب می‌آید. بطور مثال وقتی فضای "تیتر یک" را ، یک سطر و شش ستون در نظر می‌گیریم ، در مواقع خاص و متناسب با خبر ، ممکن است در هشت ستون و دو سطر پیاده شود. این انعطاف‌پذیری نباید به گونه‌ای باشد که خواننده روزنامه ، احساس کند شکل و قیافه آن بهم ریخته و "متشتت" است ، بلکه برعکس بایستی "متنوع" تلقی شود.

از این دست انعطاف‌پذیری‌ها ، می‌توان به تنوع اندازه "عکس یک" در همین نیم‌تای بالای صفحه اول روزنامه‌ها اشاره کرد که گاهی عمودی و دو ستونی است و گاهی افقی و چهار ستونی. اما هیچ‌گاه صفحه اول روزنامه بهم ریخته احساس نمی‌شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:35 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

شماره مرداد مجله صنعت چاپ منتشر شد. در این شماره نیز مطالب مفیدی برای طراحان گرافیک وجود دارد : رزولوشن آنچنان که هست ، مدلی برای مديريت و گردش كار در چاپخانه‌های فردا ، اسکنرهای فرمت بزرگ و . . .

دویست و هشتاد و نهمین شماره صنعت چاپ در 200 صفحه و به قیمت 1200 تومان عرضه شده است. بخشی از مطالب را می‌توانید در سایت صنعت چاپ ببینید : اینجا

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:34 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

سيزدهمين جشنواره‌ي هنرهاي تجسمي جوانان كشور شهريورماه جاري در استان اردبيل برگزار مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اردبيل با اعلام اين خبر افزود: اين جشنواره با هدف ايجاد رقابت در عرصه‌ي خلاقيت‌هاي هنري و ارتقاي سطح آموزش هنرجويان، آشنايي با پيشرفت‌هاي هنري جهان و ارايه آموزش‌هاي لازم با حضور 220 نفر از هنرمندان سراسر كشور در مقطع سني 26 - 19 سال از 17 - 11 شهريورماه در اردبيل برگزار مي‌شود.

اصغر تقي‌زاده شكيبا اضافه كرد: شركت كنندگان در رشته‌هاي نقاشي، طراحي، گرافيك، نگارگري، كاريكاتور، خوشنويسي، سفالگري،‌ مجسمه‌سازي، پوستر تذهيب، و رنگ روغن به رقابت خواهند پرداخت و در پايان اين جشنواره به آثار برتر لوح تقدير و جوايزي اهدا مي‌شود.

وي از برگزاري نمايشگاه هنرهاي تجسمي كشور در محل مجتمع فرهنگي هنري فدك اردبيل همزمان با اين جشنواره خبر داد و گفت: تجليل از اساتيد و هنرمندان هنرهاي تجسمي استان اردبيل از برنامه‌هاي جنبي جشنواره هنرهاي تجسمي كشور است.

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان اردبيل به برگزاري كارگاه آموزش هنرهاي تجسمي در ميادين و مناطق مختلف استان اشاره و تصريح كرد: اساتيد و هنرمندان سراسر كشور در اين كارگاه آموزشي درباره‌ي طراحي و نصب تنديس‌هاي متناسب با وضعيت فرهنگي و هنري استان را بررسي و پيشنهادات و طرح‌هاي خود را رايه مي‌كنند.

تقي‌زاده سهم هر استان را در اين جشنواره سه اثر هنري برشمرد و گفت: هنرمندان سراسر كشور مي‌توانند آثار هنري خود را تا پايان روز 23 مردادماه براي شركت در اين جشنوراه ارسال كنند.

وي از برگزاري جشنواره خوش‌نويسي "رسالت نبوي" طي ماه جاري خبر داد و افزود: اين جشنواره از 21 تا سي‌ام مردادماه با حضور خوش‌نويسان استان اردبيل در راستاي اشاعه سيره نبوي و سخنان گهربار پيامبر اكرم (ص) و به مناسبت سال پيامبر اعظم (ص) برگزار خواهد شد و هم‌زمان با سي‌ام مرداد مبعث حضرت رسول اكرم (ص)، نمايشگاه آثار خوش‌نويسي اين جشنواره در نگارخانه مجتمع فرهنگي و هنري فدك اردبيل برپا و به منتخبان جشنواره هدايايي اهدا مي‌شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:32 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

براساس اعلام دبیرخانه سومین کتاب سال گرافیک دانشجویی ، مرحله تولید هنری این کتاب‌ها ، دیروز (7/5/85) به پایان رسید. طبق برنامه زمان‌بندی تولید کتاب سال ، دهم مرداد ، پایان این مرحله در نظر گرفته شده بود که سه روز زودتر از برنامه به پایان رسید. مرحله تولید هنری شامل حروف‌نگاری ، ویرایش ، طراحی و صفحه‌آرایی است.

این دبیرخانه همچنین اعلام کرده است هر دو کتاب (کتاب نشانه و کتاب پوستر) ، امروز به کتابخانه ملی تحویل داده شده تا مرحله فهرست‌نویسی پیش از انتشار (فیپا) انجام شود. این مرحله دو تا سه هفته به طول می‌انجامد.

 

در این دو کتاب ، علاوه بر آثار منتخب دانشجویان ، گفتگوهایی نیز با داوران و استادان در خصوص موضوعات مرتبط با نشانه و پوستر ، به چاپ خواهد رسید.

سومبن کتاب سال گرافیک دانشجویی به دو تن از بزرگان گرافیک نوین ایران ، تقدیم شده که تعدادی از آثار و شرح مختصر زندگی‌شان در این دو کتاب آورده شده است.

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:27 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

دبير چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام خبر داد چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام گالري و بخش‌هاي مستقلي را به نقاشي كشورهاي مراكش، تاجيكستان و بنگلادش اختصاص مي‌دهد.

سيدمهدي حسيني در گفت‌وگو با خبرنگار بخش هنرهاي تجسمي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ توضيح داد: اين دوسالانه در چهارمين دور برگزاري براي نخستين‌بار بخش‌هاي مستقل و جداگانه‌ را به هنر اين كشورهاي اسلامي اختصاص داده است.

وي با اشاره به اين كه در دور جاري دوسالانه، نداشتن محدوديت مكاني باعث شده تا حداكثر تعداد آثار به پنج قطعه با حداكثر اندازه سه متر برسد، افزود: توجه به نسل جوان اولويت چهارمين دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام است؛ چراكه با توجه به احتمال برگزار نشدن دوسالانه‌ي متعارف نقاشي ايران، به‌اين ترتيب، فضاي بروز به هنرمندان جوان داده شود.

سي‌ويكم تيرماه سال‌جاري آخرين مهلت ارسال آثار است؛ حسيني گفت: با گشايش نمايشگاه، داوران خارجي به تهران مي‌آيند و چند روز پس از برپايي، برگزيدگان معرفي مي‌شوند.

وي دليل اين شيوه‌ي اعلام را ايجاد فضاي قضاوت عمومي درباره‌ي انتخاب‌ها تا پايان نمايشگاه عنوان كرد.

دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام براساس اعلام و انتشار فراخوان از هشتم آبان تا 22 آذرماه سال‌جاري در بخش آزاد و خيال شرقي به ارايه‌ي ويژگي‌هاي نقاشي معاصر جهان اسلام - كشورهاي اسلامي و جوامع اسلامي در كشورهاي غير اسلامي مي‌پردازد.

ايرج اسكندري، محمدعلي ترقي جاه، مهدي حسيني، ‌حبيب‌الله صادقي و مصطفي گودرزي، شوراي علمي و انتخاب را تشكيل داده كه با اضافه شدن سه داور خارجي كه هنوز نام‌شان اعلام نشده، به اين تركيب، داوري نهايي آثار دور چهارم دوسالانه‌ي نقاشي جهان اسلام انجام مي‌شود.

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:25 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

معاون مرکز هنرهای تجسمی از برگزاری دومین اکسپو تهران، ارتقاء سطح فعالیت‌های گالری‌داران در سطح کشور و سر و سامان دادن به تمام بی‌ینال‌های هنری به عنوان فعالیت‌های این مرکز در سال جاری نام برد.

مسعود میثمی در گفتگو با خبرنگار "مهر" با اعلام این مطلب گفت: "امروز با مشاهدات بیشتر متوجه می شویم طیف گسترده ای از جوانان در بخش هنرهای تجسمی از داشتن امکانات شغلی محروم مانده اند. رشته های نقاشی، مجسمه سازی، گرافیک، طراحی، سفال و سرامیک، خوشنویسی و نگارگری از مهم ترین رشته های موجود در حیطه هنرهای تجسمی هستند."

معاون مرکز هنرهای تجسمی در ادامه افزود: "مسلما تدوین این رشته ها در برنامه ریزی و مدیریت کلان دولتی از دغدغه های مرکز هنرهای تجسمی است. با این وجود در سال چیزی حدود سه یا چهار هزار فارغ التحصیل در رشته های هنر داریم که با وجود داشتن مدرک نمی توانند بر مبنای الویت ها و تخصص جذب بازار کار شوند."

وی درباره سایر برنامه های مرکز هنرهای تجسمی نیز تصریح کرد: "از روز 31 تیر تا دوم مرداد همایشی سه روزه برای نگارخانه داران در موزه هنرهای معاصر تهران برپا کردیم و در آن به مرتفع کردن معضلات  موجود بر سر راه نگارخانه داران پرداختیم. همچنین در این همایش درباره چگونگی برگزاری اکسپو دوم در سال جاری نیز بحث و گفتگو کردیم و راهکارهای متعددی برای عرضه کیفیت مطلوب اکسپو پیشنهاد شد."

میثمی در ادامه خاطرنشان کرد: "در کنار این ها نیز به تلاش و رایزنی برای گنجاندن طرح نیم درصد بودجه عمرانی کشور در هیات دولت پرداختیم. نظر جامعه هنری بر این است که در مصوبه دولت برای خرید آثار هنری بهتراست از کلمه متکلف به جای مجاز استفاده شود تا دستگاههای دولتی از طرح خرید آثار هنری استفاده کنند. مرکز هنرهای تجسمی فعالیت های متعددی برای پیشبرد و رشد هنرهای تجسمی داشته است. علاوه بر این مرکز هنرهای تجسمی دارای موسسه ای است که از طریق مرکز توسعه هنرهای تجسمی به امور بیمه هنرمندان این حیطه رسیدگی می  کند."

وی درباره دلیل در اختیار قراردادن عمده امکانات به نقاشان گفت: "شاید به این دلیل که جمعیت نقاشان نسبت به سایر اقشار هنری بیشتر است. از یک میلیون جمعیت هنری حدود 700 هزار نفر را نقاشان تشکیل می دهند. گذشته از این نقاشی همواره با تقاضای بیشتری در جامعه رو به رو بوده است. در کنار این فعالیت ها، مرکز هنرهای تجسمی در حال حاضر اجاره بهای اغلب انجمن ها مثل انجمن نقاشان و مجسمه سازان را می پردازد و طبیعی است این پرداخت ها باید به نوعی رویکرد دولتی داشته باشد. یعنی واگذاری مکان برای تاسیس انجمن باید از طریق دولت انجام پذیرد."

معاون مرکز هنرهای تجسمی در پایان گفت: "در سال جاری سعی می کنیم تمام دوسالانه های هنرهای تجسمی مثل نگارگری، نقاشی و سفال سر و سامان یافته و برگزار شود. محل برگزاری تمام این بی ینال ها نیز مرکز فرهنگی هنری صبا خواهد بود. با این وجود تصور می کنم اگر در این راستا بتوان نقش انجمن ها را پررنگتر ساخت و به انتقال تصدی گری هنری از دولت به بخش خصوصی تلاش کرد، می توانیم هنرهای تجسمی را ارتقاء بخشیم. البته در این میان دولت نیز باید به لحاظ امکاناتی چون بودجه، نیرو، مکان و سایر موارد ما را همراهی کند."

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:22 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

يك گرافيست اهل روسيه، نخستين پوستر را به دبيرخانه جايزه‌ي جهاني اديان توحيدي فرستاد.

 در هفتمين نشست شوراي برگزاري جايزه جهاني اديان توحيدي نخستين اثر ارسال شده به دبيرخانه اين جايزه كه متعلق به يك هنرمند روس بود، كد گذاري شد.

همچنين در اين نشست سيدمحسن هاشمي - مدير اجرايي جايزه جهاني اديان توحيدي-، گزارشي را از مجموعه فعاليت‌هاي انجام شده ارايه كرد.

سفارش ساخت تنديس جشنواره با الهام از لگوي جايزه و نيز بررسي طرح‌هاي پوستر مسابقه و انتخاب دو طرح از ميان آنها، ديگر ديگر مسائل مطرح شده در اين نشست بودند.

مراسم پاياني واعلام برگزيدگان مسابقه پوستر جايزه‌ي جهاني اديان توحيدي، هم‌زمان با تولد حضرت مسيح (ع) برگزار خواهد شد.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

يك گرافيست اهل روسيه، نخستين پوستر را به دبيرخانه جايزه‌ي جهاني اديان توحيدي فرستاد.

 در هفتمين نشست شوراي برگزاري جايزه جهاني اديان توحيدي نخستين اثر ارسال شده به دبيرخانه اين جايزه كه متعلق به يك هنرمند روس بود، كد گذاري شد.

همچنين در اين نشست سيدمحسن هاشمي - مدير اجرايي جايزه جهاني اديان توحيدي-، گزارشي را از مجموعه فعاليت‌هاي انجام شده ارايه كرد.

سفارش ساخت تنديس جشنواره با الهام از لگوي جايزه و نيز بررسي طرح‌هاي پوستر مسابقه و انتخاب دو طرح از ميان آنها، ديگر ديگر مسائل مطرح شده در اين نشست بودند.

مراسم پاياني واعلام برگزيدگان مسابقه پوستر جايزه‌ي جهاني اديان توحيدي، هم‌زمان با تولد حضرت مسيح (ع) برگزار خواهد شد.

انتهاي پيام

+ نوشته شده در دوشنبه 9 مرداد1385ساعت 3:21 بعد از ظهر توسط امین بندرعباسی |

 

۱ لطفاً بيوگرافي ؟
قباد شيوا هستم ، متولد ۱۳۱۹ ، در همدان به دنيا آمدم و در سال ۱۳۴۵ دررشته نقاشي از دانشگاه تهران دانش آموخته شدم و فوق ليسانس را از دانشگاه pratt شهر نيويورك در زمينه گرافيك در سال ۱۳۵۹ دريافت کردم .
۲ از اتفاقات مهم زندگي هنريتان بفرمائيد ؟
يكي از مهمترين اتفاقات در زندگي هنري من تغيير مسيرم از نقاشي به سمت گرفيك بود البته دليل خاصي هم داشت ،آن زمان نقاشي مثل يك كلوپ بود و ارتباطي با مردم نداشت و اين مسئله من را ارضاء نمي كرد چون معتقد بودم كه هنر بايستي در ارتباط با مردم باشد نه گروهي خاص ، متوجه شدم كه با گرافيك مي شود اين كار را كرد پس تغيير مسير دادم .
۳ حالا راضي هستيد ؟
صد در صد راضي هستم ، همان چيزي ست كه مي خواستم .
۴- خوب بفرمائيد جو كنوني گرافيك را چطور مي بينيد ؟
از كميت قابل ملاحظه اي برخورداراست اما به نسبت اين كميت تعالي كيفيت جاي سؤال دارد . متأسفانه كل گرافيك بايد پيشرفت كند اما مي بينيم كه فقط تعداد انگشت شماری هستندكه معتقد به فرهنگ گرافيك اند كه نمي توان به واسطه اين تعداد اندك نياز كلان مملكت را پاسخ داد  اين مسئله در حالي رخ مي دهد كه در كشورهاي ديگر كل كارهاي گرافيك پيشرفت كرده حتي گرافيك به اصطلاح بازاري از استانداردهاي خاص خودش برخورداراست اما در كشور ما اين چنين نيست كه اين برمي گردد به توانايي طراحان ما و بخش ديگر به ديدگاه سفارش دهندگان .
 
۵ با توجه به صحبت هایتان آينده اي كه براي گرافيست هاي امروز پيش بيني مي كنيد چطور است ؟
اين سؤال را مي توانيم با دو ديدگاه پاسخ دهيم يكي ديدگاه خوشبينانه و ديگري بد بينانه . من ديدگاه بدبينانه را فاكتور مي گيرم و به ديگري مي پردازم ببينيد جماعت طراحان به اين نتيجه رسيده كه بايد اتفاقي بيافتد و تحولي رخ بدهد كه خود نياز به اين تحول بسيار محترم است . خوب در اين راه كوشش هايي مي شود اما چرا هنوز به نتيجه ايده آل نرسيديم ؟ متأسفانه اكثريت فكر مي كنند اگر بخواهد تحولي به وجود بيايد بايد تابع غرب باشد كه به نظر من اين تحول راهي به بيراهه است ، اينقدر اين راهها را بايد بروند و بيايند تا بالاخره مسير خودشان را پيدا كنند . پس چيزي كه بايد گفت اين است كه اين حركت محترم است براي مثال در نسل گرافيستهای بعد از انقلاب كميتي كه به آن اشاره كردم بعد از انقلاب رخ داد يعني اگر قبل از انقلاب ، دانشگاه بود كه به صورت علمي گرافيك را در سطح آموزش مطرح مي كردند بعد از انقلاب تبديل شد به تعداد زيادي هنرستان و دانشگاه كه نه تنها در تهران بلكه در اكثر شهرهاي بزرگ تأسيس شده اندو خيلي از جوانهاي علاقه مند را هم به سمت خودشان كشيدند كه البته در اين ميان بودند افرادي كه احساس كردند شغلي هم هست به نام گرافيك كه پول زيادي درآن است و رفتند سركلاسها نشستند و متأسفانه تمام مراكزي هم كه تأسيس شده بودند ازسطح علمي بسيار پاييني برخوردار بودند كه بايد گفت دانسته ها روبه غلط به نسل امروز آموختند و اينها همه جاي تأسف دارد . در صورتي كه مي شد با آموزش صحيح اين انرژي ها را به سمت خوبي سوق داد و سطح كيفي گرافيكي مملكت را به سطح ايده آل خودش رساند كه این اتفاق رخ نداده است .
 
۶ آقاي شيوا بفرمائيد به نظر شما كسي كه طراحي نمي داند مي تواند گرافيست خوبي شود ؟
-          اصلاً ، در مغزم چنين چيزي نمي گنجد ، شما در تمام دنيا يك گرافيست معرفي كنيد كه طراحي بلد نيست ؟!
غربي ها  كم كم كامپيوتر را كنار مي گذارند ، آنها خودشان طراحي كامپيوتري را قبول ندارند و به افرادي كه مي نشينند روبه روي كامپيوتر و طراحي مي كنند به اصطلاح مي گويند:"عروسك خيمه شب بازي" جالب اينجاست به تصاويري هم كه با اين سيستم بيرون مي آيد مي گويند : "فحشاء تصويري" ، غرب در حالي كه خودش سازنده كامپيوتر است اما در حال حاضرکوشش می کند تا  از آن فاصله بگیرد .
-----------------------
 بينال در دنيا تعريف دارد و نبايد تعريف ديگري براي آن درست كرد كاري كه روي ديوار مي رود بايد نسخه اصل باشد بايد اثر چاپي باشد
----------------------
۷ آقاي شيوا دوست دارم بدانم كه از ابتدايي كه سفارش مي گيريد تا پاياني كه كار را تحويل مي دهيد چه مسيري را طي می کنید؟
-     ببينيد من وقتي سفارش مي گيرم بيشتر فكر مي كنم يعني در واقع بيشترين فكر و كمترين كار مثلاً وقتي يك پوستر سفارش مي گيرم ،شروع مي كنم به راه رفتن و كارهاي روزمره را انجام مي دهم . و فقط فكر مي كنم و يكدفعه يك ساعته اجرا مي‌كنم بيشتر معتقدم اگر پوستري قرار است  روي ديوار بماند انديشه آن پوستر ست كه آن بالا می ماند نه رنگ و فرم آن .
 
۸ آقاي شيوا نظرتان را درمورد دوسالانه گرافيك بفرمائيد ؟
-     ببينيد ما از سالها پيش سختی های زیادی کشیدیم تا انجمن صنفي را تأسيس كنيم بعضاً من را انتخاب مي كردند به عنوان داور يا هر چيز ديگري منتها هيچ كدام از اين دو سالانه ها تابع استاندارد هاي بين المللي نبودند ، دو سالانه كه شروع مي شد از كارت ويزيت گرفته تا همه چيز بود تعداد زيادي دو سالانه به اين شكل برگزار شد تا يك هفته اي که در ایران حضور نداشتم و در جلسه هيئت مديره انجمن نبودم، هفته بعد كه آمدم گفتند براي دو سالانه بعدي يعني همين دو سالانه آخري تصميم گيري شده و قرارشد بنده دبير دو سالانه باشم كه البته اين رأي گيري در غياب بنده انجام گرفته بود ، و من از دوستان تشكر كردم و گفتم يك نكته اي هست و آن اينكه نمي خواهم اين بينال مانند بيانالهاي قبلي باشد گفتند چه كا رمي خواهيد بكنيد من هم توضيح دادم كه اول بايد جهاني بشود و دوم اينكه فقط پوستر و آرم باشد آنها گفتند خوب به اين شكل آنهایی كه كاركتاب كردند چه كار كنند گفتم ما هر سال يك نمايشگاه كتاب داريم همزمان با آن كارهایشان بياید آنجا و جايزه بدهيد منتها دیگر اسمش دو سالانه نيست يا اينكه ما هرسال نمايشگاه كامپيوتر داريم پس می شود بخش گرافيك كامپيوتري را آنجا برگزار کنیم و به طراحاني كه در اين زمينه انرژي مي گذارند آنجا جايزه بدهيم ، تنها جايي كه مي ماند پوستر و آرم است و دوباره آنها گفتند كه اگر بين المللي بشود آثار بچه هاي ايران كمرنگ مي شود و من هم گفتم خوب باشد بشود ، تا كي بايد به تعريف هاي شخصي بپردازيم ؟
-          بالاخره با مسئولان موزه كه بودجه راتعيين مي كردند در ميان گذاشتم و موافقت شد .
پس قرارشد بينال پوستر جهاني تهران را انجام بدهيم . من نظرم را راجع به دو سالانه ها ی قبلي به اين شكل ارائه دادم منتها به خاطر يكسري از دلايل بعضي ها مخالفم بودند چون اگرمن بودم مطمئناً هيچ پلاتي روي ديوار نمي رفت براي همين يك روز نشستم و استعفا دادم و پرونده بينال را هم دادم به آقاي حقيقي براي دنبال كردنش ، اين واقعيت دو سالانه بود ، چون بينال در دنيا تعريف دارد و نبايد تعريف ديگري براي آن درست كرد كاري كه روي ديوار مي رود بايد نسخه اصل باشد بايد اثر چاپي باشد اما متأسفانه باز تبديل شد به پلات هاي فراوان و متعدد و .
آقاي شيوا به نظر شما خلاقيت در ذهن افراد به پايان مي رسد يعني در حقيقت روزي مي رسد كه هيچ فكري براي طراحي به ذهن انسان نرسد ؟
ببينيد من هنوز در حال مطالعه هستم پوستري كه ديروز مي كشيدم و فردا مي كشم متفاوت است  من در هركاري تجربه كسب مي كنم و شيريني اين كار هم همين است اگر يک روز بدانم كه همه چيز را بلدم آن روز، روز مرگ من است .
بهترين گرافيست از نظر شما ؟
مي دانید يک چيزهايي هست كه انسان رويشان تعصب دارد كه چيز خوبي هم نيست مثلاً آن زمان که در نيويورك بودم و در آتليه گيلزر حضور داشتم تأثيري گذاشته كه می گویم گیلزر چيز ديگري است اما در كل آدمهاي زيادي هستند ، در لهستان كلي آدمهاي خوب و بسيار حرفه اي هستند .
-----------------------
 اگر ذاتاً هنرمند باشيد توليدات شما شاخص و مؤلفه هاي هنري را نيز خواهد داشت خواه روي يك جعبه كفش كار كنيد يا يك پوستر فرهنگي
----------------------
كداميك از پوسترهایتان را بيشتر مي پسنديد ؟
از وقتي كه گرافيك حرفه من شد طبيعي بود كه من تحت تأثير مكاتب قراربگيرم مثل تمام طراحان ، مكاتب بزرگي چون لهستان و آلمان، همان موقع گفتم كه ۰۰۰/۵ سال تمدن داريم پس گرافيك ايران چه مي شود؟ از همان اوايل زيربناي كارهایم و تمام كوششهایم اين بود كه كاري ايراني خلق كنم و لحن ايراني در كارهام بسيار مهم بود ، بايد بگویم همه و هيچكدام، يک جاهايي خيلي موفق بودم و يک جاهايي نه اما در كل  انتخاب کردن بين پوستر هایم خيلي سخت است ، اما چون يكي را مي شود انتخاب كرد، پوستر پنجمین جشن هنر شیراز را انتخاب میکنم. 
آقاي شيوا آيا شما به تقسيم بندي رايج گرافيك هنري و يا به اصطلاح گرافيك بازاري معتقديد ؟
نه ، سرچشمه همه اينها برمي گردد به تفكر هنرمندان و توانايي هاي آنها و يا آنكه شما در اين حرفه هنري به وجه هنري و تأليفي آن را در نظر داريد و يا فقط به استادي در فنون آن اگر ذاتاً هنرمند باشيد توليدات شما شاخص و مؤلفه هاي هنري را نيز خواهد داشت خواه روي يك جعبه كفش كار كنيد يا يك پوستر فرهنگي ولي اگر شما هنرمندنباشيد پوستر فرهنگي شما هم خصوصيات بازاري را در خود خواهد داشت .
آقاي شيوا نسل اول گرافيست هاي ايراني چه كساني بودند ؟
ببينيد گروهي كه برخاسته از ميان نقاشان تبليغاتي بودند اما در اثر تجربه سالها كار مداوم در بازار كار درك مناسبي نسبت به حرفه ي گرافيك پيدا كرده بودند و طرح هاي خوب تجاري را به بازار ارائه مي دادند .
اين گروه نسبت به همكاران ديگر حرفه ي خود از دانش كار بهتري برخوردارشده بودند اسامي بعضي از اين گروه را كه به ياد دارم برايتان ذكر مي كنم :
آقايان باريس آسيريان ، بيوك احمدي ، محمد بهرامي ، فردريك تالبرگ ، محمد تجويدي ، محمد بلوچ ، ژرژ سيمونيان و .
و اما گروه دوم از نسل اول استاداني بودند كه در دانشگاههاي خارج از كشور تحصيلات تخفيفي گرافيك را آموختندو به ايران برگشتند ، اينان بدون هيچ قيل وقال ميدان داري مشغول به ارائه آثار گرافيكي خود شدند .
و اين نسل اند كه در واقع بانيان گرافيك مدرن ممكلت ما و به راستي هم كه از چهره هاي ماندگار گرافيك ايران هستند .
استاد محمود جوادي پور ، به صورت جدي ، از سال ۱۳۲۲ كار گرافيك را در بانك ملي شروع كردند و آثاري ماندني در زمينه گرافيك خلق كردند .
آقاي هوشنگ كاظمي هم شخصيت ديگري از چهره هاي ماندگار نسل اول گرافيست هاي ايراني هستند كه لازم است به اهميت خدمات ايشان در پايه گذاري هنر معاصر گرافيك ايران به اختصار اشاره شود .
اينان در دهة ۲۰ ، يعني در سال هايي كه در ايران كسي حتي لغت گرافيك را هم نشنيده بود ، در كشور هلند به صورت تخصصي به تحصيل رشته گرافيك پرداختند و تاآنجا كه مدارك نشان مي دهد آقاي هوشنگ كاظمي نخستين دانشجو و فارق التحصيل ايراني در رشته گرافيك بود و پس از مراجعت به ايران دانشكده هنرهاي تزئيني سابق را تأسيس كردند و در همان جا به امر آموزش گرافيك به دانشجويان پرداختند .
نسل اول همينها بودند ؟
تا آنجا كه در خاطر دارم بله ، واما از نسل دوم بگويم :
نسل دوم بيشتر از دانشجويان و هنرجويان دانشكده ها و آموزشگاه هاي هنري بودند كه در رشته‌هاي نقاشي يا هنرهاي تزئيني مشغول تحصيل بودند چرا كه هنر در رشته تخصصي گرافيك در دانشكده ها تأسيس نشده بود .
در هر صورت اين نسل ، يعني نسل دوم ، كم كم چهره گرافيك ايران را به شكلي اساسي تغيير دادند ، اگر چه اين نسل در كار خود كجرويي هايي هم داشتند .
نسل دوم چه كساني بودند ؟
پيش كسوت تر از همه استاد صادق بريراني بود كه در واقع پلي بودند پيش نسل اول و دوم.مرتضي مميز كه خيلي جدي كار و حرفه گرافيك را دنبال مي کرد ، آيدين آغدا شلو ، نورالدين زرين كلك ، فرشيد مشتعالي ، محمد احصائي و مرحوم رضا مافي در امر خط و يا بيوگرافي ، كامران كاتوزيان و عباس كيارستمي ، علي اصغر معصومي و اكبر صادقي و
در نام بردن از نسل دوم قباد شيوا نام نبرديد ، مگر شما هم از اين نسل نيستيد ؟
چرا همين هست كه مي گوئيد .
از فرصتی که به من دادید بسیار متشکرم
+ نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 2:4 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی |

اگرحتی عده ای مرتضی ممیز را به عنوان پدر گرافیک مدرن در ایران نپذیرند، بدون شک نمی توانند او را در رأس ساختارهای اجتماعی و فعالیت های مدنی طراحان گرافیک ایران نادیده بگیرند۱. اغلب چارچوب های مدنی در حوزه ی گرافیک در سه دهه ی گذشته به همت و هدایت مرتضی ممیز شکل گرفته اند، جریان های هنری با مدیریت یا حمایت او برگزارشده اند و سیاست های کلان کشوری (همان اندکی که سراغ داریم) با مشاوره ی او به سرانجام رسیده اند۲. به تعبیر من و از منظری متفاوت «پدر گرافیک ایران» لقبی درخور شأن و مقام مرتضی ممیز در گرافیک ایران است. سال ها حضور ممیز در رأس گرافیک ایران وجهه ای پدرانه به او داده بود. مرتضی ممیز گرافیک ایران را بر پایه ی نظام های پدرسالارانه هدایت می کرد. اما نمی توان به راحتی در این باره قضاوت کرد. شاید هدایت جامعه ای از این دست و با این کیفیت، به غیر از اعمال هدایت های پدرسالارانه غیرممکن می نمود. در واقع صحبت در این باره ما را به جامعه شناسی جوامع و توده ها در ایران می کشاند که هم از حوصله ی بحث ما خارج است و هم از حوزه ی تخصص من. به هر تقدیر فارغ از چرایی و چگونگی اش، فضای گرافیک ایران در سه دهه ی گذشته در سایه ی مناسبات پدرسالارانه قرار داشته است.۳
 
بدلیل نقش محوری پدر، بنیان نظام های پدرسالارانه با رفتن او به خطر می افتد. پس از او وارثان به سهم خواهی از میراث پدر روی خواهند آورد و نزاع ها و تفرقه ها شالوده ی جامعه را به خطر می اندازد. اکنون مرتضی ممیز پدر گرافیک ایران از میان ما رفته است. درست از لحظه ی درگذشت مرتضی ممیز، دندان تیزکردن ها برای تصاحب ارثیه پدری آشکار شد، اگرچه مدت ها پیش آغاز شده بود. آنها برای رسیدن به اهداف خود از جنازه ی ممیز هم نگذشتند. اکنون ما شاهد اجتماع ازهم پاشیده ی طراحان گرافیک۴ هستیم که دو راه در پیش رو دارد: یا فرد دیگری را در جایگاه ممیز قرار دهد و یا دست به تجربه ی ساختار جدیدی در مدیریت مدنی طراحان بزند.
مورد اول در موقعیت کنونی منتفی به نظر می رسد مگر آن که اهرم های نه چندان مدنی دست به کار این امر شوند چراکه شخصی که جامعیت و مقبولیت ممیز را برای قرار گرفتن در چنین جایگاهی داشته باشد، وجود ندارد. مورد دوم دست کم به عنوان تجربه های مقدماتی یک نظام دموکراتیک مبتنی بر همکاری های مدنی محتمل تر به نظر می رسد اگر چه نمی توان بر روی پا ایستادن اش را پیش بینی کرد.
اما بدون شک ادامه ی نزاع های جاه طلبانه درلایه های بالای مدیریت مدنی طراحان گرافیک و مدیریت فرهنگی کشور، بیشترین ضربه را به بدنه گرافیک ایران خواهد زد که نهمین بینال گرافیک تهران جدی ترین و مهم ترین قربانی این نزاع خواهد بود. نزاعی که در آن سهم خواهی ها و قدرت طلبی های شخصی و جاه طلبی های کور به قیمت از بین رفتن بزرگ ترین اتفاق گرافیک ایران، حیثیت و اعتبار بین المللی و مهم تر از همه از هم پاشیدگی اجتماع طراحان گرافیک ایران تمام خواهد شد.
 
اما نکته ی امیدوارکننده شکل گیری روزافزون خرده نظام ها در آتلیه ها و جمع های شخصی تر و کوچک تر است و همین طور گسترش رسانه ها و بسترهای فعالیت های تئوریک و آکادمیک که زیرساخت های گرافیک ایران را تقویت خواهند کرد. اگرچه نظام های پدرسالارانه هم چنان در ایران جواب می دهد، اما روز به روز با اقبال کمتری مواجه خواهند بود. اکنون شاهد شکل گیری گروه های متعددی در میان طراحان جوان تر هستیم که به شکل گیری نظام های مدنی بزرگ تر کمک خواهند کرد. اگرچه بعضی از همین جمع های کوچک هنوز در سایه ی رفتارهای پدرسالارانه هدایت می شوند اما بدون شک نمی توان یک شبه انتظار دگرگونی نظام های فکری و اجتماعی را داشت ولی می توان به تغییرات تدریجی امیدوار بود.
نسل جدید با فعالیت های جمعی و گروهی بیشتر خو گرفته اند و توانایی بیشتری در تبدیل فضای رقابت مبتنی بر قدرت خواهی به فضای همکاری و رشد جمعی دارند. سطح سواد عمومی بالا رفته است و دیگر نمی توان به اداره ی اجتماع جوانان با روش های سنتی و پدرسالارانه امیدوار بود. فضای مجازی اینترنت بستر مناسبی برای تجربه های گروهی و جمعی نسل جدید بوده است و توسعه و همگانی شدن نظام های اطلاع رسانی به گسترش ساختارهای دموکراتیک کمک کرده است. بدون شک آنهایی که به دنبال جاه طلبی ها و منفعت های شخصی به اهرم های سنتی حفظ قدرت روی می آورند به آینده خواهند باخت. آینده متعلق به کسانی است که دوستی های گسترده تر و همکاری های جدی تری داشته باشند و موفقیت خود را در گروی رشد جمعی ببینند
+ نوشته شده در یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 1:43 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی |

شرف ما از توفيق مهمتر بود
هفته نامه «توفيق» محبوب ترين مجله طنز پيش از انقلاب بود. گاهى از خودش هم عبور مى كرد؛ وقتى توقيف مى شد مردم شايع مى كردند كه به خاطر فلان شعر يا كاريكاتور- كه هيچ گاه در توفيق چاپ نشده بود- توقيف شده است. مديران اين مجله هم هيچ وقت نتوانستند شايعات مردم را تكذيب كنند. مى گذاشتند تا مردم خود در خيال، لودگى ها و مسخرگى ها با دستگاه شاهنشاهى را در آن شماره خيالى توفيق تصور كنند و دلخوش باشند كه نشريه اى توانسته تا آخر خط در جنگ با دستگاه پيش برود.توفيق بارها توقيف شد و محبوبيت نجاتش داد. حتى اگر روى جلد كاريكاتور شاه چاپ مى شد كه سيبى از درخت قانون اساسى كنده است و آن سوتر غلامان دربارش دارند خود درخت را از ريشه در مى آورند و زير درخت از قول سعدى نوشته شده «اگر زباغ رعيت ملك خورد سيبى / برآورند غلامان او درخت از بيخ»، كسى كارى با برادران توفيق نداشت. اصلاً شاه خودش توفيق خوان بود. آخرين دوره اى كه توفيق منتشر مى شد، به انقلاب اسلامى ختم شد. پس از آن ديگر توفيق نيامد تا اينكه گل آقا منتشر شد و نسخه ديگرى بود براى نشريات فكاهى در شرايط جديد و برخى از توفيقى ها در آن مشغول شدند. عباس توفيق كوچكترين فرد از جمع برادران توفيق سردبير آخرين دوره مجله بعد از كودتا و پيش از انقلاب بود. با او در اوايل تيرماه در گوشه اى از رستوران هتل هماى تهران گفت وگو كرده ايم. حرف ها از ساعت ۹ شب شروع شد و تا يك صبح ادامه داشت. عباس توفيق در دانشگاه سوربن فرانسه، هم دوره و دوست صميمى على شريعتى هم بوده است. مصاحبه كه تمام شد، تازه از آخرين روزهاى زندگى شريعتى پرسيديم كه هميشه در ابهامى تاريخى پنهان بوده است. بايد ساعت ۷ صبح بيدار مى شد اما نشست و پاسخ داد. در گفت وگو با عباس توفيق، محمد رهبر، مهدى افروزمنش و سعيد اركان زاده يزدى از گروه اجتماعى شرق شركت داشتند.
توفيق سرحال و سرپا است. بعد از انقلاب در آمريكا بوده و كتاب هايى نوشته و مى گويد در اين دوران اغلب وقتش را در تربيت فرزندان گذرانده است. شعار روى جلد مجله توفيق برازنده خود او نيز هست: و من الله التوفيق و عليه التكلان
.

•شما و برادرتان آقاى توفيق در سال هايى كه مجله توفيق در مى آمد سرآمد طنز ايران بوديد. سال هاى دور و درازى از انتشار توفيق گذشته و تنها شايد نسل ميانسالى آن را به ياد داشته باشند. بعضى ها حتى نمى دانند كه توفيق نام يك فرد بوده كه بعد از آن روى يك مجله گذاشته شده است. دوست داريم از خودتان و برادرتان بگوييد و اينكه اصلاً توفيق چگونه شكل گرفته است؟
بگذاريد از دو كتابى كه نوشته ام و ترجمه هم شده و در پاييز امسال منتشر خواهد شد شروع كنم. از اين راه به تاريخچه و چگونگى پيدايش توفيق هم خواهيم رسيد. يكى از كتاب ها تز دكتراى بنده در دانشگاه سوربن فرانسه است. اين اولين كتاب در رشته جامعه شناسى مطبوعات است و درس اختصاصى من بود، زمانى كه در دانشگاه علوم ارتباطات تدريس مى كردم. من در فرانسه درباره اين رشته هر چه تلاش كردم كسى را گير نياوردم كه با او تزم را بگيرم. حميد مولانا يكى از دوستانم در آن زمان در آمريكا دانشجوى روزنامه نگارى بود. نامه اى به او نوشتم و تقاضا كردم كه اگر تحقيقى يا كتابى در رشته جامعه شناسى مطبوعات در آمريكا وجود دارد به من معرفى كند. در جوابم نوشت كه چيزى يافت نمى شود و شايد چند مقاله در اين زمينه نوشته شده باشد. من سعى داشتم با ديد جامعه شناسى روى مطبوعات كار كنم و همين طور از راه بررسى مطبوعات جامعه را بشناسم. عنوان تزم «نقش مطبوعات فكاهى و طنزآميز در جامعه ايرانى» بود. چون اين رشته جديد بود فقط حدود شش ماه روى فهرست كتابم مطالعه كردم. در اين كتاب مقدار زيادى از آثار خودم و همكاران ديگرم را در روزنامه توفيق هم ترجمه كردم. اطلاعات زيادى هم درباره طنز فارسى و مطبوعات طنز و تاريخچه مطبوعات فكاهى نوشتم. نوشتن كتاب از ۱۳۳۹ تا ۱۳۴۱ طول كشيد. من اولين فصل كتاب را نوشته بودم و چون فكر مى كردم فرانسوى ها خيلى از ما جلوترند، خيلى رويش كار كرده بودم. پيش استاد كه رفتم گفت يك راهنمايى مى توانم به تو بكنم و آن اينكه بقيه اش را هم عين همين فصل بايد بنويسى. فهميدم كه فصل اول را پرملات گرفته ام و تا آخر بايد با همين محتوا جلو بروم. اين شد كه خيلى روى اين كتاب كار كردم. در جلسه دفاعيه تز هم به جاى سه استاد پنج استاد حضور داشتند. يكى از آنها يك مستشرق معروف فرانسوى بود و در جلسه دفاعيه گفت كه من توانسته ام با اين كتابم ثابت كنم كه برخلاف نظر منتسكيو كه مى گويد آب و هواى خشك و سوزان روى روحيه ايرانى ها تاثير گذاشته و آنها را بيگانه از طنز نگه داشته است، ايرانى ها در شيرينى طنز بسيار جلوتر از فرانسوى ها هستند. يكى ديگر از استادان هم گفت كه اين تز در دايره المعارف اسلامى فرانسه به عنوان يكى از منابع و مآخذ معتبر طنز فارسى نام برده شده و از آن نقل قول خواهد شد. سرانجام تزم با درجه اى بسيار افتخارآميز تصويب شد، البته يك سرى ايرادات شكلى و ملالغتى هم از كتاب گرفته شد. ساير كتاب هايى كه پس از اين كتاب هم نوشتم ادامه همان اتود دانشگاهى است. كتاب من يك كتاب ژورناليستى نيست، در عين اينكه بسيار شيرين است روى اصول يك كتاب دانشگاهى جلو رفته است.

•نوشتن كتاب سه سال طول كشيد؟
بله، اتفاقات جالبى هم حين كار شكل گرفت. يكى از اين اتفاقات درباره سانسور بود. كتاب كه فصل به فصل پيش مى رفت من به فصلى درباره سانسور رسيدم. ما هم كه در مطبوعات ايران عقده سانسور داشتيم. گفتم كه در اين سوى دنيا كسى از اوضاع ما خبر ندارد. شروع كردم به نوشتن هر آنچه سانسور در كشور اتفاق مى افتاد. فحش را به ساواك و سانسورچى و محرمعلى خان كشيدم. يك بار ديدم كه استاد راهنمايم به من مى گويد من ژنرال پاكروان رئيس ساواك را مى شناسم. گفتم اى داد بيداد. ما توى ايران سعى كرديم كسى نفهمد كه چگونه فكر مى كنيم و حالا اينجا دستم رو شده است. شروع كردم به چاخان كردن كه بله، خود پاكروان آدم خوبى است اما استاد فهميد. خنديد و گفت كه پسرم من هيچ وقت يك دانشجوى آزاديخواهم را به رئيس يك پليس سياسى نمى فروشم، خيالت راحت باشد. شاه چندبار استاد راهنمايم را كه رئيس موسسه سنجش افكار عمومى دولتى فرانسه بود دعوت كرده بود به ايران و بودجه هاى چند ميليون فرانكى هم به او پيشنهاد داده بود كه ايران نيز يك مركز افكارسنجى داشته باشد. البته كار صحيحى بود و شاه به آن احتياج هم داشت چون فكر مى كرد همه بله قربان گو و مطيع هستند. من هميشه به فرانسه كه مى رفتم ناهارى هم با استادم مى خوردم. يك بار استادم احسان نراقى كه آن زمان مسئول شاخه جوانان يونسكو بود را هم به ناهار دعوت كرده بود. به احسان مى گفت كه من هر موقع به ايران مى روم از نزديكان شاه مى شنوم كه او تنها روزنامه اى را كه در سفر و حضر مى خواند توفيق است. اما من استاد راهنماى توفيق بوده ام و از محتواى روزنامه توفيق خبر دارم كه همه اش فحش و بد و بيراه و انتقاد و مخالف دستگاه است. متعجبم كه چطور شاه تنها اين روزنامه مخالف را مى خواند. گفتم كه استاد خيلى ساده است، شما هر وقت كه به ايران مى آييد با من تماس نمى گيريد چون مى دانيد ما مغضوب دستگاهيم. زد زير خنده. گفتم كه او شما را به ايران دعوت مى كند تا بياييد يك موسسه سنجش افكار هم در ايران درست بكنيد، اما من مى دانم كه شما به شاه چه جوابى داده ايد. گفت چه جوابى دادم؟ گفتم كه گفته ايد اين كار فايده اى ندارد چون گروه هاى فشار نتايج نظرسنجى ها را تحت تاثير قرار مى دهند و گزارش صحيحى از موسسه بيرون نمى آيد و اين هدر دادن هزينه ها است. استادم گفت بله اما اين چه ربطى به حرف هاى ما دارد. گفتم ربطش اين است كه شاه از طريق پدرش، نخست وزيرش، وزراى اطلاعاتش، وزيرانش، شهربانى اش و همه فهميده است توفيق تنها روزنامه اى است كه هرچه مى نويسد نظر مردم است. تنها روزنامه اى هم است كه از هيچ جا پول نمى گيرد. شاه به جاى اينكه ميليون ها فرانك به شما بدهد تا برايش سنجش افكار عمومى بكنيد، يك تومان مى دهد و يك نسخه توفيق مى خرد و خودش مى خواند و مى خندد، زنش مى خواند و مى خندد و نبض افكار عمومى هم به دستش مى آيد. استادم زد زير خنده و به احسان گفت كه اين توفيق خيلى چيزها سرش مى شودها. اين واقعيتى بود كه از طريق رجال مختلف هم به ما اثبات مى شد. براى مثال آقاشجاع  ملايرى رئيس شركت واحد اتوبوسرانى خودش تعريف مى كرد كه رفته بوده پيش شاه و گفته بوده كه قربان وضع اتوبوسرانى خيلى عالى شده و مردم هم همه راضى هستند. شاه برگشته گفته پس چرا توفيق از شما انتقاد مى كند.
گفته بود قربان اينها رشوه مى خواهند. اما شاه گفته بود كه اتفاقاً توفيق تنها روزنامه اى است كه نه تنها رشوه نمى گيرد كه حتى سهميه آگهى دولتى كه پايه اش را دكتر مصدق گذاشته نمى گيرد. آقا شجاع گفته بود كه طرح جديدى داريم و اگر آن اجرا شود حتماً توفيق هم تعريف مى كند. شاه گفته بود كه بايد ديد و ماندنش در شركت واحد را به اين شرط قبول كرده بود كه توفيق هم از او تعريف كند. بعدها آمده بود به ما هم رشوه بدهد كه قبول نكرديم و تنها پذيرفتيم در يك جلسه هيات تحريريه با حضور همه اعضا شركت داشته باشد. رئيس شركت واحد با طرح جديد اتوبوسرانى هم به جايى نرسيد و اصلاً اوضاع بدتر شد. چون تا پيش از آن مردم با يك خط مى توانستند به همه جا بروند و با طرحى كه آقاشجاع ريخته بود، خط ها نصف شده بود و مردم براى رفتن به هر جايى بايد دو تا خط را سوار مى شدند. در آن موقع مطالبى با عنوان «نفرين نامه كفاش خراسانى» چاپ مى شد. براى انتقاد به شركت واحد يك جزوه اى چاپ كرديم و در آن مطلبى نوشتيم به نام «نفرين نامه مسافر تهرانى» و اصلاً يك شماره ويژه اتوبوسرانى هم چاپ كرديم. بعدها هم با چاپ يك سند گزارش ساليانه اتوبوسرانى، با حرف هاى خودش ثابت كرديم كه چقدر پول دزديده بوده است. آن موقع شاه يك سازمان حسابرسى شاهنشاهى هم در كنار حسابرسى كل كشورى درست كرده بود و براى اينكه گل كند اولين جايى كه بازرسى مى شد را هم اتوبوسرانى تعيين كرده بود.

•تاثيراتش چه بود؟ مطالبى كه شما در توفيق مى نوشتيد تاثيرى هم داشت؟
بله، همين را دارم مى گويم. توفيق روزنامه اى بود كه مردم مى خواندند و به آن اعتقاد هم داشتند. 
 
•تيراژش چقدر بود؟
ثابت نبود. بستگى به فصل يا به اول ماه كه مردم حقوق مى گرفتند يا آخر ماه داشت. آن موقع تيراژ توفيق ۵هزار بود و حداكثر مى شد يك تومان و مردم هم خيلى وضع مالى شان ناجور بود. اول برج كه حقوق مى گرفتند تيراژ توفيق بالا مى رفت. تيراژ بسته به كاريكاتور روى جلد هم بود. شماره هايى بود كه توفيق بسيار فروش داشت و شماره بعدى هم درنمى آمد و همان تجديد چاپ مى شد و مردم مى خريدند. تيراژ معمولاً از ۲۰ تا ۱۰۰هزار تا بود. در آن موقع مردم روزنامه خوان نبودند، سوادشان كم بود و جمعيتى هم نبود و اين تعداد تيراژ خيلى بود. غير از تيراژ آنچه براى يك روزنامه مهم است اين است كه چند نفر از مردم، چقدر از روزنامه را مى خوانند و چقدر حرف هاى آن را قبول دارند. خلاصه اينكه اسنادى كه بعدها از سوى بازرسى شاهنشاهى به طور خصوصى منتشر شد نشان داد كه اتوبوسرانى به تمام روزنامه ها رشوه مى داده است كه از اين شركت و شخص آقاشجاع ملايرى تعريف كنند و بگويند چقدر مردم از آن راضى هستند. در راس ليست سياهى كه اين شركت هم داشته، روزنامه توفيق بوده است. بعدها با پاكروان كه مغضوب دستگاه شده بود صحبت مى كردم مى گفت آن زمانى كه مردم اتوبوس ها را آتش زدند و آشوب شده بود، شاه از آقاشجاع پرسيده بود محركين اين حركت چه كسانى بوده اند و آقاشجاع گفته بود توفيق و پاكروان مى گفت كه شانس آورديم بلايى سرمان نيامد. براى اتوبوسرانى آشوبى درست شد. آقاشجاع كه زودتر از شركت درآمد و توى شيلات رفت و رئيس بعدى را دستگير كردند، چند وكيل مجلس را گرفتند. در جريان محاكمه هم در چند شماره مختلف عكس هايى چاپ كرديم و متلك هايى گفتيم و جد و آباى اتوبوسرانى را جلوى چشمشان آورديم.

• شما دو كتاب آماده چاپ به زبان فارسى داريد؟
بله، كتاب ديگرى كه پس از تز دكترايم با فاصله كوتاهى در پاييز منتشر خواهد شد كتاب «توفيق چرا توقيف شد» است. اين معمايى براى ملت ايران و روزنامه نگاران است كه توفيق به چه علتى توقيف شد. چون ما را يك مرتبه غافلگير كردند و نگذاشتند كه به مردم دليل توقيف شدن را اطلاع بدهيم. بعدها هم نمى توانستيم اين كار را بكنيم و تنها اعلاميه اى خيلى مختصر نزديك به انقلاب از طرف ما در روزنامه ها چاپ شد. برگرديم به سئوال اول شما كه اصلاً توفيق چگونه شكل گرفت. در زمان احمدشاه قاجار توفيق منتشر شد و موسسش شادروان حسين توفيق بود. اكثراً تصور مى كردند حسين توفيق پدربزرگ  ما است اما دايى ما بود.

• اصليت شما كجايى است؟
ما توفيق ها اهل همه جا هستيم. اما تا جايى كه خودم يادم است، خودم و پدر و پدربزرگم تهرانى هستيم. البته زمانى كه در ايران وبا شيوع پيدا كرده بود، پدربزرگم خانواده را به كربلا مى برد. پدرم در كربلا به دنيا مى آيد اما وبا كه تمام مى شود دوباره به تهران برمى گردند. چون ما سمبل مان را هم كاكا توفيق درست كرده بوديم خيلى ها فكر مى كردند شيرازى هستيم يا اينكه چون روزنامه فكاهى بود تصور مى كردند اصفهانى هستيم اما از زمان پدربزرگم بچه پاچنار تهران هستيم.
جلال آل احمد در گذر قلى مى نشست و پدرش پيش نماز مسجد سر كوچه ما بود. استاد جمالزاده معلم فرانسه باباى من بوده و توى سيد نصرالدين مى نشسته است. محيط پاچنار هم محيط زندگى يك طبقه متوسط بوده كه مردمش بازارى بوده اند.
خلاصه اينكه مرحوم توفيق روزنامه را شروع و اعلام مى كند كه روزنامه را براى طبقات محروم كشور درآورده است. توفيق يك روزنامه فكاهى و طنزآميز بوده است. مثلاً آن موقع چون مردم به اخبار مجلس توجه داشتند، اخبار مجلس را به صورت شعر و منظوم مى نوشته است. بعد هرچه بيشتر مى گذرد و دوره رضاشاه مى رسد و اوضاع خراب مى شود، او روزنامه را بيشتر ادبى مى كند. از سال ۱۳۱۱ به كل ادبى مى شود و مقدارى بخش هاى فكاهى هم داشته است. در سال ۱۳۱۷ دو  مرتبه مى رود روزنامه را صرفاً فكاهى درمى آورد. اين زمان يك دوره بسيار جالب در نشريات طنز فارسى است. او روزنامه را در هشت صفحه منتشر مى كند و جوان