" هفته گذشته در کلاس درس تصویرسازی، رسیدیم به مبحث تصویرسازی تبلیغاتی. من در طرح درسی که برای این کلاس (تصویرسازی۲) در نظر گرفتهام ، تصویرسازی را در پنج گرایش برای دانشجویانم طرح میکنم : تصویرسازی تبلیغاتی، تصویرسازی برای دیزاین، تصویرسازی روزنامه، تصویرسازی مجله و تصویرسازی تلویزیونی. خلاصهای از آنچه در این کلاس گفتم :
چشم و ذهن مخاطب این روزها به حد وفور در معرض شعارهای تبلیغاتی مستقیم قرار میگیرد که نسبت به اغلب آنها بیتفاوت و بیتوجه شده است. تصویرسازی تبلیغاتی با هدف تبلیغات غیرمستقیم ، جای خود را در بین پروژهها تبلیغاتی باز کرده و چون با این هدف شکل میگیرد، ملزم به تبلیغ پنهان و ناپیداست.
در این تعریف چون تاکید بر تبلیغ و ایده پنهان تبلیغاتی است ، تکنیکهای تصویرسازی کارآیی چندانی ندارد و برخلاف تصویرسازیهای دیگر (مثل تصویرسازی کتاب کودک که بخش قابل توجهی از آن به تکنیک برمیگردد)، در تصویرسازی تبلیغاتی بیش از آنکه با تکنیک تصویرسازی کنیم، با ایده و فکر، فضاسازی میکنیم. طبیعی است این ایده و فکر هر چقدر از سطحیزدگی و سطحیگرایی دوری کند مقبولتر خواهد بود. البته نباید فراموش کرد اگرچه این ایده و فکر تصویرسازی نباید سطحی باشد، اما از سوی دیگر نبایستی دور از فهم مخاطب باشد و به نوعی او را با "معما" روبرو کند.
تصویرسازی تبلیغاتی سه تفاوت عمده با پوستر و بیلبرد تبلیغاتی دارد. اول اینکه حرف و پیامش را پوشیدهتر از پوستر تبلیغاتی بیان میکند. دوم اینکه در پوسترهای تبلیغاتی ، انتخاب و چینش عناصر بصری، براساس اسلوگان(شعار تبلیغاتی) صورت میگیرد در حالی که در تصویرسازی تبلیغاتی، الزامی به این پوشش تصویری اسلوگان نیست. سوم اینکه تصویرسازی تبلیغاتی از نوع تبلیغات تداعیکننده است در حالی که پوستر تبلیغاتی با همه شیوههای تبلیغاتی (تداعی کننده ، معرفی کننده و . . . ) سازگاری دارد.
بیشترین کاربرد تصویرسازی تبلیغاتی مربوط به بستهبندی کالاهای کمقیمت (درگیری پایین) است."
+
نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 2:8 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
مهدی صادقی هستم ؛ فارغ التحصیل گرافیک . تقریبا از 74 بود که وارد گود حرفه ای گرافیک شدم . تا حالا با چند روزنامه و مجله و انتشاراتی همکاری کرده ام اما از 77 که وارد روزنامه انتخاب شدم مسیر حرکت حرفه ای ام جدی تر شد . سال 78 ازدواج کردم ؛ با کسی که خیلی دوستش دارم . 79 بود که تدریس در دانشگاه را شروع کردم با دانشکده صدا و سیما و از 80 به تعداد این دانشگاهها اضافه شد : سوره ، آزاد تهران ، آزاد اراک ، دانشکده شریعتی ، شاهد ، فرهنگ و هنر قم .
سال 80 سال جالبی برایم بود . از این سال صفحه گرافیک را در انتخاب منتشر کردم . برای اولین بار بود که هر هفته یک صفحه کامل درباره گرافیک در یک روزنامه منتشر می شد . این وضعیت سه سال ادامه داشت و توی این صفحه همه چی داشتم : گفت و گو ، نقد ، گزارش ، معرفی کتاب ، مقاله و خبر . از همین صفحه بود که دوستان زیادی پیدا کردم . از 82 که مجوز نشر رسم را گرفتم چند تا کتاب منتشر کردم که این پایین می بینید . 83 هم که روزنامه تعطیل شد دوستان زیادی بهم پیشنهاد کردند تا مجله ای را شروع کنم و همان مباحث را ادامه دهم . راستش مدتی هم دو دل بودم که شروع بکنم یا نه ؟ اما احساس می کنم یک نشریه اینترنتی موفق تر خواهد بود . به خصوص اینکه حالا حداقل روزی شش هفت ساعت پای اینترنت هستم .به این خاطر تصمیم گرفتم این سایت را که عمدتا یک سایت خبری است ، راه اندازی و همان مسیر را دنبال کنم . اما با نگاهی جدیدتر و متفاوت تر .
دومين کتاب سال گرافيک دانشجويي ناشر : رسم گردآورنده : مهدي صادقي مقدمه و طرح جلد : استاد هوشنگ کاظمي چاپ اول : 1384 قطع : خشتي تعداد صفحات : 120 چاپ : چهار و پنج رنگ کاغذ : گلاسه مات 150 گرمي توضيح : اين شامل آثار 150 نفر از دانشجويان گرافيک از 34 مرکز دانشگاهي است که به احترام استاد هوشنگ کاظمي و به همراه تعدادي از آثار ايشان منتشر شده است.
|
 |
اولين کتابسالآرمها و لوگوهاي دانشجويان گرافيک ناشر : رسم گردآورنده : مهدي صادقي چاپ اول : 1383 قطع : جيبي تعداد صفحات : 64 چاپ : تک رنگ کاغذ : تحرير 80 گرمي توضيح : اين شامل 96 اثر از دانشجويان گرافيک است که به احترام استاد دکتر محمود جواديپور و به همراه تعدادي از آثار ايشان منتشر شده است.
|
 |
چهار (گزيدهتصويرسازيهايمهديصادقيدر روزنامهجامجم) ناشر : رسم گردآورنده : مهدي صادقي چاپ اول : 1383 قطع : جيبي تعداد صفحات : 32 چاپ : چهار رنگ کاغذ : گلاسه مات150 گرمي توضيح : اين شامل تعدادي از آثار تصويرسازي مهدي صادقي در روزنامه جام جم است که براي ويژهنامه " چهارديواري " اين روزنامه طراحي شده است. |
 |
سه (گزيدهطرحهايمهديصادقيدربارهموسيقي) ناشر : رسم گردآورنده : مهدي صادقي مقدمه: حميدرضا عاطفي چاپ اول : 1383 قطع : جيبي تعداد صفحات : 32 چاپ : چهار رنگ کاغذ : گلاسه مات150 گرمي توضيح : اين شامل تعدادي از آثار تصويرسازي مهدي صادقي در روزنامه انتخاب است که براي مطالب هفتگي " حميدرضا عاطفي " درباره موسيقي طراحي شدهاست.
|
 |
دو (گزيدهنشانههاوناموارههايمهديصادقي) ناشر : رسم گردآورنده : مهدي صادقي مقدمه: مسعود نجابتي چاپ اول : 1383 قطع : جيبي تعداد صفحات : 32 چاپ : تک رنگ کاغذ : گلاسه مات150 گرمي توضيح : اين شامل تعدادي از نشانهها(آرم) و ناموارههاي(لوگو) مهدي صادقي است. |
 |
يک (گزيدهتصويرسازيهايمهديصادقيدر روزنامهانتخاب) ناشر : انتخاب گردآورنده : مهدي صادقي مقدمه: استادفريدون صديقي چاپ اول : 1380 قطع : جيبي تعداد صفحات : 96 چاپ : تک رنگ کاغذ : تحرير 80 گرمي توضيح : اين شامل تعدادي از تصويرسازيهاي مهدي صادقي در روزنامه اتنخاب است که در فاصله سالهاي 78 تا 80 طراحي شدهاست. |
 |
+
نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 1:49 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
اولین پوستری را که طراحی کرده اید نام ببرید؟
اولین پوستری که چاپ شد در سال ۴۸ برای نمایش راهبه ها بود که توسط آقای داریوش مؤدبیان و مهدی فخیم زاده در کارگاه نمایش اجرا شد. بعد از آن پوسترهای "تلاش فیلم" بود که صبحهای جمعه در سینما بلوار نمایش فیلم داشت و به تعداد ۳۰ عدد روی کالک و چاپ اوزالید می شد .
ویژگی خاص پوسترهای شما چیست؟
ویژگی خاصی را نمی توانم بگویم .
هرگونه ادعائی در ویژگی مبتنی بر خود ستایی است.
دوره ی اوج کاری شما در چه سالهایی است؟
دوره ی اوج کاری را باید دیگران تعیین کنند اگر منتقد باشند، و ما منتقد گرافیک نداریم که شماها باید منتقد شويد و نظر بدهید و نقد کنید. اما دوره ی خوب موقعی بود که سفارش دهنده،بسیار خوب با طراح برخورد می کرد و زیر جرح و تعدیلهای ندانسته سفارش دهنده نمی رفتيم و دوره ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بهترین دوره در فیلم ، نقاشی ، تصویر سازی و پوستربود .
سفارش دهندگان پوستر در بین سالهای ۴۰ تا ۵۷ چه گروه ها یا مؤسساتی بودند؟
تا سال ۵۴ پوسترهایی که کانون سفارش می داد و یا پوسترهای تئاتر که اداره فعالیتهای فوق برنامه دانشجویان دانشکده تهران و نیز سینمای آزاد بود.
بهترین پوسترهایی را که طراحی کرده اید نام ببرید؟
ارزش یک پوستر به عملکردش با جامعه مربوط است و اینکه چقدر با مخاطبش توان ارتباط دارد.
دوم اینکه چقدر عمر می کند ، بعدها که یک پوستر را می بینی چقدر ظرفیت ماندگاری داشته، وقتی کاربرد اولیه تمام شده اما حال به عنوان یک اثر باقی مانده در حقیقت این نوع دوم است که می شود رویش انگشت گذاشت و ملاک ماندگارتری برای اینگونه ارزش گذاری است که شما میگوييد ، اما به اعتقاد من ارزش اولیه پوستر مهمتر است و همان کاربرد اول و اصلی آن است. ما برای آینده پوستر نمی سازیم. کارهای کانون و سینمای آزاد خیلی خاطره انگیز و خوب بودند. و پوسترهایی که بعد از انقلاب به سفارش بنیاد فارابی داده شد پوسترهایی هستند که هنوز دوسشان دارم.
خصوصیت کارهای آن دوره را ذکر نمائید؟
آن زمان پوستر یک اتفاق بود وقتی که چاپ می شد و پخش و نصب می شد. به چند دلیل همانطور که سینمای نوین ما یک اتفاق بود وقتی که فیلم گاو ظهور پیدا می کند ، یا رگبار بیضایی یا مغول ها و یا قیصر ، در حیطه سینما اینها یک اتفاق بودند و بحث می شدند. پوسترها هم همینطور جشنواره فیلم تهران با پوسترهای آقای ممیز یا جشن هنر شیراز آقای شیوا یا همکاران دیگر یا کارهای جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان با پوسترهای آقای مثقالی یا کارهایی که توی سینمای آزاد بود. همیشه وقتی این پوسترها را به دیوار می زدند در شهر یک اتفاق بصری ایجاد می کردند و حرف زده می شد و رقابت بسیار زیبایی بود. طراحان یک فکر تازه یک تکنیک تازه و یک حرف تازه را به شکل پوستر ارائه می دادند و این رفتار گرافیستهایی بود که گرافیک را هنر تلقی می کردند و می کنند.
اما پوستر های فیلم فارسی که من آنها را جزو این نمی آورم ، آنها نه تنها نبودند بلکه داوم یک گرایش همگانی سطح پایین بودند که هنوز هم شاهدش هستیم.
مهمترین طراح ها و آثار ارزشمند آن دوره را نام ببرید؟
تهراني، محتاج، علی خسروی ، حمید نوروزی ، گلپایگانی یا آقای هوشنگ کاظمی که پوسترهایی برای سازمان جلب سیاحان کارکرد و بسیار درجه یک بود. پوسترهای آقای بریرانی و حاتم برای تالار رودکی بسیار ماندگار بودند. آراپیک باغداساریان و عباس سازنج در دانشگاه خیلی پوستر می ساختند و نمونه هایی از آنها را در آرشیو انجمن داریم.
شرایط تأثیر گذار بر پوسترها چه بود؟
شرایط اجتماعی در حقیقت یک گداز بود که سمت و سو یش به مدرنیته بود در حقیقت چند علت موجود است تا ما به معلول چگونگی پوستر برسیم یکی دانشکده ها و تخصصی شدن گرافیک در دانشگاه های هنر در حقیقت نقاشان را کانالیزه کرده و به سمت حرفه گرافیک سوق داد در درون این تحول و دگرگونی و قدم برداشتن به سمت مدرنیته بود.
خیلی اتفاقات دیگری هم در زمینه نشر و چاپ بوجود آمد ، مثل تعدد انتشاراتی ها و کتاب که در طراحی روی جلد کتاب تأثیر می گذشت.
ما نمی توانیم مستقل نگاه کنیم ، یعنی جلد کتاب خوب روی پوستر تأثیر می گذارد و یا بالعکس باید در حوزه گرافیک نگاه کرد ، تأسیس کانون پرورش فکری، سفارش از جانب جشن هنر، جشنواره فیلم تهران که سازمانهای نوگرایی بودند که یکی از ملزوماتشان پوستر بود و تلقی تازه ای که از نیاز جامعه ، در مدیران وجود داشت.
همه و همه تأثیر گذار بود.
مناسبتهایی را که برای آن پوستر طراحی کرده اید را نام ببرید؟
جشنواره های هر ساله سینمای آزاد ، پوستر های تئاتر و جشنواره های تابستانی، فلیلمهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و پوستر برای کتاب های انتشارات امیرکبیر را می توانم جهت مثال بیان کنم.
+
نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 1:44 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
ابراهیم حقیقی
متولد: 1328 تهران
فارغ التحصیل رشته معماری دانشکده هنرهای زیبا، دانشگاه تهران
آغاز فعالیت حرفهای در گرافیک از سال 1348.
عضو انجمن بینالمللی طراحان گرافیک (AGI)، عضو انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران، عضو انجمن فیلمسازان مستند ایران
مدرس رشته گرافیک دانشگاه تهران، دانشگاه فارابی، دانشگاه هنر، مدرسه عالی تلویزیون و سینما، دانشگاه آزاد (کارشناسی و کارشناسی ارشد) - از سال 1358
فعالیت و ساختن چندین فیلم 8 میلیمتری در سینمای آزاد تهران، همکاری در فیلم آنکه خیال بافت و آنکه عمل نکرد و آغاز همکاری با بخش گرافیک کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و ساختن فیلمهای مستند 35 میلیمتری سومین فستیوال تابستانی، معلم همه بچه های ایل، روز معلم و مددکاران اجتماعی.
برنده جایزه بهترین عکس در نمایشگاه فرهنگ و هنر 1349.
برنده جایزه سیمین اولین جشنواره فیلمسازان جوان ABU، 1352 (فیلم غریب).
برنده جایزه سیمین دومین جشنواره فیلمسازان جوان ABU، 1353 (فیلم خانه ابری).
برنده جایزه دوم جشنواره سینمای آزاد تهران و جشنواره سپاس 1352 (فیلم خانه ابری).
شرکت در نخستین نمایشگاه هنری بین المللی تهران 1353.
دیپلم افتخار هفتمین جشنواره سینمای آزاد 1354.
نمایشگاه 50 سال گرافیک ایران، اردیبهشت 1355.
نمایشگاه فردی گرافیک، مهرماه 1355.
نخستین نمایشگاه هنر گرافیک آسیا 1358.
طراح صحنه و لباس فیلم گزارش یک قتل و طراح لباس سریال سلطان و شبان.
طراحی و ساخت 10 قسمت از سریال علی کوچولو.
دیپلم افتخار بهترین طراحی پوستر (تاتوره) پنجمین جشنواره فیلم فجر 1365 و شرکت در مسابقه پوسترهای سینمایی تا دوازدهمین جشنواره.
برنده جایزه بهترین آنونس فیلم (جادههای سرد) در ششمین جشنواره فیلم فجر 1366.
برنده جایزه بهترین روی جلد کتاب (اتللو) در اولین نمایشگاه هنر گرافیک ایران 1366.
دیپلم ویژه (گرافیست برگزیده) در دومین نمایشگاه هنر گرافیک ایران برگزیده آثار 1368.
شرکت در اولین نمایشگاه آثار تصویرگران کتاب کودک، آبان 1368.
نمایشگاه فردی نقاشی باتیک در گالری گلستان 1368.
شرکت در اولین نمایشگاه آسیایی آثار تصویرگران کتاب کودک و عضو هیئت انتخاب 1370.
شرکت در نمایشگاه بین المللی گرافیک در برنو 1978 تا 1986. شرکت در نمایشگاه بین المللی پوستر لهستان در ورشو 1988.
کاندید جشنواره پوسترهای سینمایی شومون فرانسه (پوستر فیلمهای هامون و آب، باد،خاک) 1991.
شرکت در نمایشگاه پوسترهای سینمایی ایران در اتریش 1991.
نمایشگاه چهره پردازی در هنر معاصر، موزه هنرهای معاصر تهران، شهریور 1370.
اولین نمایشگاه دوسالانه نقاشی ایران، موزه هنرهای معاصر تهران، آبان ماه 1370.
نمایشگاه فردی، حکاکی لینولئوم و چاپ دستی گالری گلستان بهمن ماه 1370.
شرکت در سومین نمایشگاه دوسالانه گرافیک ایران و عضو هیئت داوری موزه هنرهای معاصر تهران 1371.
نمایشگاه گرافیک همراه با نمایشگاه نقاشی بهرام دبیری، بابل، آتلیه آبی، خرداد 1372.
نمایشگاه فردی، نقاشی پاستل گالری گلستان مهرماه 1372.
نمایشگاه فردی، پوستر (گزیده از سال 50 تا 72) گالری آریا، آذرماه 1372.
نمایشگاه جمعی، نقاشی پاستل، گالری های بیست گانه شهرداری تهران، اسفندماه 1372.
نمایشگاه جمعی، نقاشی، گالری گلستان، تیرماه 1373.
شرکت در چهارمین نمایشگاه دوسالانه گرافیک ایران، موزه هنرهای معاصر تهران 1373.
نمایشگاه برگزیده 25 سال پوستر، سنت اتین، فرانسه؛ فروردین 1374.
نمایشگاه نقاشی روی عکس نقاشان (عکس های مریم زندی)، گالری گلستان، اردیبهشت 1374.
انتشار کتاب نشانه های حقیقی، 1374.
نمایشگاه فردی، نقاشی سریگرافی (سیلک اسکرین)، گالری آریا، آبان 1375.
تاسیس انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران همراه آقایان ممیز، شیوا و میرزاعلیخانی.
شرکت در نمایشگاه پوستر تئاتر شومون، فرانسه 1376.
نمایشگاه فردی، سریگرافی خط نگاره ها، گالری گلستان، 1376.
نمایشگاه بازتاب سنت در نقاشی نوگرای ایران، موزه هنرهای معاصر، 78-1377.
ششمین دوسالانه طراحان گرافیک، موزه هنرهای معاصر، 1378.
نمایشگاه جمعی نقاشی، کیف، اوکراین، بهمن ماه 1378
نمایشگاه جمعی نقاشی، واشنگتن، فروردین 1379.
نمایشگاه فردی، 30 سال جلد کتاب، کتابفروشی آرین، 1379.
برنده جایزه اول طراحی عنوان بندی فیلم زیرپوست شهر، 1379.
انتشار کتاب عکاشی (نقاشی روی عکسهای مریم زندی از چهره نقاشان معاصر ایران)، 1380.
نمایشگاه فردی، خط نگاره ها و آبگینه گالری گلستان، 1380.
نمایشگاه فردی، آبگینه ها، گالری گلستان، 1381.
عضو هیئت مدیره انجمن صنفی طراحان گرافیک ایران تا سال 1382.
دبیر هشتمین دوسالانه پوستر تهران، 1382.
ابراهیم حقیقی بی شک از چهره های ماندگار گرافیک معاصر ایران است . کارهای عکاسی حقیقی نیز از ملایمت و ملاحت خاصی برخوردار است که ویژگی تمامی کارهای اوست . در این شماره عکس هایی از یک سفر در پائیز 83 هدیه ی اوست به علاقمندان آثارش.
<< آدم همیشه در سفر در موقعیت های تازه قرار می گیرد . سفر تجربه دیدن تازه هاست . حتی اگر یک بار یا چند بار دیگر مکانی را دیده باشید باز هم تجربه ی دوباره دیدن تازه و جذاب است . این را عکاسی و عکس می گوید . هیچ گاه نشده که از یک مکان در دو زمان مختلف عکس بگیرید و آن دو عکس شبیه به هم باشند . سفر تازه است و تو دیگر هستی و عکس دیگر . یکی از کابوس ها و یا خواب های بدی که می بینم این است که به جای تازه ای رقته ام ، به منظره ای بدیع رسیده ام ، اما دوربینم همراهم نیست . نمی شود برگشت یا نمی توانم برگردم و دوربینم را بردارم . منظر در حال دگرگونی است ، شگفت است ، راه برگشت دور ، و پا ناتوان . در سفر اما برخلاف کابوس ها همه چیز مهیاست . منظر خوب ، آدم های تازه ، زمین مهربان ، آسمان باز و رنگ های درخشان ، چرا که تو فراغ بالی و راه رفتن و راه برگشت به اختیار . مشتاق و رونده به هر سو سرک می کشی و کلیک ... به شرط آنکه حلقه های فیلم یا کارت حافظه به اندازه ی کافی داشته باشی و دوربینت از دستت به زمین نیفتد که این خود کابوسی است به وقوع پیوسته در واقعیت . >>
+
نوشته شده در شنبه 7 مرداد1385ساعت 1:33 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
بزرگی با بزرگی بزرگی به بزرگی بزرگ بزرگان پیوست....
در گذشت یکی از بزرگان سینما استاد بزرگی بر همه دوستدارانش تسلیت باد
سيد جعفر بزرگي هنرمند برجسته سينما و تلويزيون صبح چهارشنبه در سن 89 سالگي به علت ايست قلبي در بيمارستان شهيد باهنر تهران درگذشت .
به گزارش واحد مركزي خبر، مرحوم بزرگي سال 1296 متولدشد واز نخستين روزهاي تاسيس راديو در ايران كار خود را با خوانندگي در اين رسانه آغاز و پس از آن نيز در سينما , تئاتر و تلويزيون ايفاي نقش كرد.
مراسم تشييع پيكر اين هنرمند شنبه ساعت 9 و نيم صبح از مقابل خانه هنرمندان به سمت قطعه هنرمندان بهشتزهرا برگزار ميشود.
از مرحوم بزرگي سه فرزند دختر و دو پسر به يادگار مانده است.
+
نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 2:34 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
قباد شيوا بسيار شمرده و آرام صحبت مى كند، گويى تا به درستى كلامى كه از دهانش خارج مى شود ايمان نداشته باشد، گفتنش را جايز نمى داند. او كه عضو AGI و از صاحب نامان گرافيك كشورمان در جهان است، كارهاى بسيارى با استفاده از خط و حروف انجام داده، با اين همه ابا دارد كه خود را در تايپوگرافى چيره دست بداند، با اين همه اما، كمتر گرافيستى در ايران به اندازه او از توانايى خط در طراحى پوستر استفاده كرده است. آنچه پيش رو داريد حاصل گفت وگو با قباد شيوا درباره تايپوگرافى ايرانى است. اين روزها دوسالانه تايپوگرافى در خانه هنرمندان ايران برپا است. گفت و گو با قباد شيوا كه كارهاى متفاوتى در زمينه پوستر و كار با حروف در گرافيك را دارد شايد بى دليل نباشد.آنچه كه شيوا در اين گفت و گو به آن تاكيد مى كند راحت خوان بودن كلمه ها در كار گرافيك است كه شايد اين روزها فراموش شده است. او همچنين عقيده دارد آن چيزى كه ما به عنوان تايپوگرافى مى شناسيم تنها تايپوگرافى نيست و گاهى هندلترينگ و كاليگرافى نيز به اين نام خوانده مى شود. •اين اتفاقى كه امروزه در گرافيك ما «تايپوگرافى» نام گرفته را چگونه مى توان تعريف كرد و چه موضعى بايد در مقابل آن گرفت؟
در واقع تايپوگرافى از وقتى گرافيك به وجود آمد، متولد شده است. از آنجا كه هنر گرافيك در غرب به وجود آمد تايپوگرافى هم ريشه در همانجا دارد. يكى از مواردى كه من روى آن تاكيد دارم اين است كه فرهنگستان وظيفه دارد براى تايپوگرافى معادل مناسب فارسى آماده كند تا ما استفاده كنيم، چون وقتى به مردم مى گوييم «تايپوگرافى»، متوجه منظور ما نمى شود و البته حق هم دارند زيرا اين يك اصطلاح فرنگى است. به وجود آمدن چنين كلمه اى به رسايى مفهوم كمك مى كند، همانطور كه اصطلاح « نقاشى خط» توسط نقاشانى كه تحت تاثير انتزاع خط بودند به وجود آمد و بسيار هم زيبا است و يا «عكاسى» كه آقاى حقيقى براى آثار تركيبى عكس و نقاشى به كار برده اند. حالا اين جريانى هم كه امروزه به وجود آمده است كه گرافيست ها تحت تاثير خط هستند و به خط توجه مى كنند نه به عملكرد آن، بهتر است داراى عنوان جديدى شود، مثلاً «خط گرافيك». طراحان گرافيك بايد توجه كنند كه وقتى از لغت تايپوگرافى استفاده مى كنند و آن را همه جا به كار مى برند، حاصلش يك اغتشاش و سردرگمى فرهنگى است. هر گرافيستى كه تا به حال كار مى كرده، با هر ديد و نوع كارى، به شكلى با خط سروكار داشته است. از پوسترهاى اوليه تاريخ گرافيك كه خط، نقش بسزايى در تركيب بندى و ساختن فضاى آنها داشته است تا امروز. در واقع اكثر آثار گرافيكى داراى يك بخش تصويرى و يك بخش نوشتارى هستند. گاهى بخش نوشتارى اين آثار توسط خطاطان و خوشنويسان تهيه مى شود كه اين عمل تايپوگرافى نيست و اصطلاح مستقل و نام متفاوتى دارد كه به آن «كاليگرافى» مى گوييم. يا در مواردى ممكن است گرافيست متن را با دست بنويسد، البته نه با نگاه خوشنويسى كه اگر خوشنويسى باشد به طرف كاليگرافى رفته است. اين با دست نوشتن هم، يك هنر ديگر است كه فرنگى ها به آن «هندلترينگ» مى گويند. پس فقط كار با حروف چاپى (تايپ) هست كه كار با آن مى شود تايپوگرافى. يك كار با خط است كه مى شود كاليگرافى و يك نوشته دستى است كه هندلترينگ ناميده مى شود. به اين موضوع بايد توجه كنيم كه مردم عادى در مورد موضوعى كه تخصص ندارند اشتباه كنند و آن را اشتباه بفهمند يك امر طبيعى است، اما جاى تاسف اينجاست كه اصطلاح تايپوگرافى توسط افراد متخصص و حتى اساتيد نيز اشتباه به كار برده مى شود و در جاى مناسب از آن استفاده نمى كنند. فرنگى ها به الفبا مى گويند «آلفابت» و يك حرف آن را مى گويند«لتر»، اما از وقتى كه تكنولوژى چاپ از زمان گوتنبرگ به وجود آمد يك لغت جديد به وجود مى آيد به نام «تايپ» كه وقتى در دايره المعارف ها نگاه مى كنيم، تايپ را نوعى حروف مى دانند كه به دليل ويژگى ها، خصوصيات و مصارف متفاوت، روى پايه هاى چوبى و يا سربى قرار گرفته و كنار هم چيده مى شوند. كار با اين حروف از قبل آماده و يك شكل، از اين جا به بعد ديگر «هندلترينگ» يا « كاليگرافى» نيست. اصطلاح تايپ كه به وجود آمد در غرب يك تخصص جديدى هم به وجود آمد به نام «تايپوگرافى». در واقع حروفى كه تكنولوژى به شما مى دهد، از هر نوع، «حروف سربى»، «لاينوترون» و يا غير آن، به دليل فنى ممكن است از نظر فرم مطلوب طراح گرافيست نباشند، براى همين يك تخصصى به وجود آمد و افرادى پيدا شدند كه مثلاً فاصله بين دو حرف را كه حروفچين به آنها داده و شايد زياد بوده كم كردند تا جملاتى كه حروفچينى شده فرم بهترى پيدا كند. به كسانى كه به اين حرفه مشغول بودند و هستند «تايپوگرافر» مى گويند كه تايپوگرافى مى كردند. يعنى حروف به دست آمده توسط تكنولوژى را از نظر فرم معالجه مى كردند. چه در قديم و چه امروزه، تايپوگرافرها كسانى هستند كه سروكار آنها با حروف چاپى است. اين عمل با نگاه و توجه به خوانايى و براى رسيدن به فرم بهتر انجام مى شود. مثلاً براى يك عنوان كتاب در ابتدا تايپوگراف تصميم مى گيرد كه از چه نوع «تايپ فيسى» استفاده كند. آيا اين «تايپ فيس»، سياه باشد يا نازك باشد و ... بعد از آن فاصله بين حروف را كم كند يا زيادتر بشود؟ اين عمل يعنى معالجه حروف چاپى، يا همان تايپوگرافى است.
•آيا مى توانيم اين طور نتيجه گيرى كنيم كه تايپوگراف با استفاده از حروف چاپى كه داراى روحيه و كاراكتر ثابتى است و با تغييراتى، به آن چيزى كه گرافيست مى خواهد نزديك مى شود؟
بله، همين طور است. يك عمل كاملاً فنى - علمى و بسيار دقيق. ولى متاسفانه وقتى اين لغات وارد ايران مى شود حتى متخصصين هم برداشت هاى شخصى خودشان را منتقل مى كنند. و اين طور معمول مى شود كه شما هركار با متن و حروف كرديد به آن تايپوگرافى مى گويند! در صورتى كه اين صحيح نيست. بسيار جاى تاسف دارد كه حتى كلاس هايى گذاشته مى شود و نمايشگاه هايى برپا مى شوند تحت عنوان تايپوگرافى كه در آنها عمل تايپوگرافى انجام نمى شود. آنچه مى بينيم بيشتر خوشنويسى يا همان كاليگرافى است. حتى در آگهى دعوت به يك نمايشگاه تايپوگرافى هم مى بينيم كه از كاليگرافى استفاده مى شود. اين عمل باعث ايجاد و گسترش يك فرهنگ غلط و ناصحيح شده است. وقتى به دايره المعارف ها و لغت نامه ها مراجعه مى كنيم، تعريف مشخصى از تايپوگرافى ارائه شده است، اما وقتى در سطح جامعه به كارها نگاه مى كنيم چيز ديگرى مى بينيم. در نمايشگاه هايى هم كه تحت عنوان تايپوگرافى به وجود مى آيند تعداد كمى از آثار تايپوگرافى ديده مى شوند و بيشتر آثار به شيوه كاليگرافى يا هندلترينگ خلق شده اند. باز تأكيد مى كنم اين اشتباهات توسط كسانى معمول شده كه اين حركات را رهبرى مى كنند و شكل مى دهند. متاسفانه آن فرهنگى كه به همه آبگرمكن ها، «دئوترم» و به همه دستمال كاغذى ها «كلينكس» مى گويد به سطح اساتيد و روشنفكران امروز ما هم آمده و به هر عملى كه بر روى متن اتفاق بيفتد، تايپوگرافى مى گويند و اين خيلى بد است. البته بنده جدا از عنوان نمايشگاه ها، از ديدن خيلى از آثارى كه در اين زمينه خلق شده لذت مى برم، همان طورى كه از يك نقاشى خط يا اثر نقاشى و يا يك عكس خوب لذت مى برم و مى گويم دست هنرمندان ما درد نكند. اما اين آثار را در زمينه توليدات گرافيك مصرفى و رسانه اى قرار نمى دهم زيرا از اين منظر اين آثار پيام شان مخدوش است و خالى از ارتباط و پيام رسانى هستند.
•فضاى تايپوگرافى امروز ايران را به چه شكل مى بينيد؟
اتفاقى كه رخ داده را مى توان اين گونه معنى كرد كه چند سالى است تخريب حروف تبديل به هنر شده است. مثلاً «ى» را معكوس بگذاريم و يا «م» را به شكلى بگذاريم كه خوانايى آن را دچار مشكل كند و به آن تايپوگرافى بگوييم، در صورتى كه چنين چيزى در تايپوگرافى دنيا معمول نيست. بايد بدانيم تخريب هيچگاه هنر نيست. اگر شما در تايپ (حروف چاپى) كارى كرديد كه فرم آن بهتر و نتيجه كار خواناتر شد و دخالت كرديد تا گرافيك قوى ترى داشته باشيم، اين كار صحيح است و شما يك تايپوگراف ماهر و هنرمند هستيد. اما اگر كارى كنيم كه حروف خوانايى خودشان را از دست بدهند، اين ديگر صورت مناسب و صحيحى از تايپوگرافى نيست. كتابى به دستم رسيده كه هنوز نتوانسته ام عنوان روى جلد آن را بخوانم و جاى تاسف اينجاست اين اتفاق زير عنوان تايپوگرافى شكل مى گيرد. در كشور ما رفتارهاى مختلفى تحت عناوين متعددى شكل گرفته است كه اكثراً تخريبى هستند. شما به عنوان يك هنرمند مى توانيد يك استاتيكى را تغيير دهيد و دگرگون كنيد اما به شرط اينكه يك چيز متعالى تر و كامل تر از آن چيزى كه داشتيد به وجود بياوريد. نه اينكه مثلاً حروف را معكوس كنيد و از خوانايى دربياوريد. اين عمل حتى اگر تايپوگرافى باشد، يك «تايپوگرافى مخرب» است.
•با اين تعريف خوانايى شرط اصلى يك تايپوگرافى سالم و موفق است.
بله، ما هر كجا از كلمه استفاده مى كنيم، هدف خوانده شدن است. اگر شما به عنوان يك هنرمند كارى بكنيد كه كلمه خوانايى خود را از دست بدهد اين عملكرد شما غلط و نادرست است، مگر اين كه به آن تايپوگرافى نگوييم، مثل نقاشى خط. آن وقت ديگر هيچ اشكالى ندارد. براى نمونه آقاى «كلاين» با استفاده از روحيه و حركت حروف ژاپنى شاهكارهايى را خلق كرد و بسيار هم زيبا. اما در كار گرافيك كه صحبت از يك رسانه و ارتباط است نمى توان از حروفى كه براى خواندن هستند كار ناخوانا ساخت، ولى متاسفانه چون اين عمل تخريب، يك ظاهر نوآورانه و قالب شكنى دارد و متفاوت است تعداد زيادى از هنرمندان و دانشجويان ما هم جذب آن شده اند. اين يك ضرر فرهنگى است كه بايد چند نسل تحمل كند تا دوباره ما به نظم و شيوه درست برگرديم. الان تحت عنوان كار هنرى عملى شكل مى گيرد كه ضد هنر است. عنوان كتاب براى خواندن است. در تمام دنيا و در تمام زمان ها نيز اينگونه بوده ولى چرا اينجا به اين شكل است؟ گاهى از حروف براى ساختن يك بافت استفاده مى شود اشكالى ندارد و مى شود اين كار را كرد، ولى وقتى از حروف براى يك پيام استفاده مى شود شرايط فرق مى كند.
•با توجه به اينكه گرافيك جزيى از چرخه اقتصاد است آيا تايپوگرافى امروز براساس نياز اين چرخه شكل گرفته و يا عوامل ديگر هم دخيل بوده اند؟
يكى از رسالت هاى هنرمندان، نو آورى است كه حتى صنايع هم از نوآورى آنها استفاده مى كنند. اما اين نو آورى بايد تعريف داشته باشد. هيچ وقت نوآورى اى كه تخريب باشد، در دنيا مصرفى نداشته است. اما بايد بدانيم نوآورى كه در دنياى جديد در قالبى جديد ارتباط را ادامه بدهد و يا حتى مستحكم كند، سرمايه دار از آن استقبال مى كند. اين نوآورى ها براى بشر جنبه حياتى دارد. مشكل ما در ايران اين است كه هنرمندان گرافيك فقط كار خودشان را بى توجه به بازخورد اجتماعى آن انجام مى دهند و در شيوه عملكرد خود نيز بسيار تحت تاثير غرب هستند، براى همين ارتباط لازم برقرار نمى شود. گرافيك در ايران به جاى اينكه وسيله اى براى پيشبرد صنعت و فرهنگ و حتى سنت باشد، يك تقليد كوركورانه از استاتيك و شيوه غربى است و در اين مورد جامعه ما احساس ضعف مى كند چون نگرانيم كه از فرهنگ غرب عقب بمانيم، جماعت روشنفكر ما هم اين كار را مى كنند. هنرمندان بايد از اين حركات انحرافى پرهيز كنند، چون خود را انديشمند مى دانند. هنرمندان سعى نكردند مردم را بشناسند و نوآورى هايى انجام دهند كه با زندگى و فرهنگ آنها هماهنگ باشد.
•شايد خيلى ها براى اينكه متهم به «بازارى كارى » نشوند اين گونه عمل مى كنند و به اصطلاح از آن طرف بام افتاده اند.
كار بازارى، كارى است كه به خاطر ارتباطش بزك شده است، اما اگر شما بتوانيد كارى كه فروش كالا را بالا ببرد انجام بدهيد، هنرمند هستيد. مخصوصاً در گرافيك كه هنر رسانه اى و كار آن تسهيل در ارتباط است. يك طراح غربى به عنوان يك «سلف پروموشن» مقدارى حروف را به هم ريخته است و مى گويد خود حروف هم مى توانند بيان موضوع بكنند، حروف را ريز و درشت كرده، منتها همان طراح وقتى براى سينماى هند پوستر مى كشد از اين عمل پرهيز مى كند و پوستر فيلم هندى مى كشد. بعد كوكاكولا هم از اين روحيه استفاده مى كند و چون اين طراح از شهرتى هم بهره مند شده است به او سفارش مى دهد. دست او را هم باز مى گذارد تا هر كار دلش مى خواهد انجام بدهد و امضا هم بگذارد. در نتيجه آگهى خاصى ساخته شود براى گروه خاصى. اما توجه داشته باشيم همه اين موارد براى شرايط خاص است. شرايط اجتماعى ما خيلى متفاوت است. آيا اين شرايط اجتماعى همان شرايط خاص آن آگهى غربى است؟ در آنجا به دلايلى اين اتفاق ها يك جاهايى پذيرفته مى شود. ولى در اينجا شرايط هنوز به اين مرحله نرسيده است و كمبودهاى زيادى وجود دارد. جامعه ما الان نمى خواهد مثلاً «ب» را عمودى ببيند و حق هم دارد ولى طراحان ما توجهى به اين موضوع ندارند.
•اما در نشر كه اصل بر خوانده شدن است از اين اتفاق استقبال شده و كتاب هاى زيادى با عناوين ناخوانا به بازار آمده است.
اين يك اتفاق مقطعى است و چند سال ديگر هيچ اثرى از آن ديده نخواهد شد و فقط نوعى مدگرايى است. اين «قيقاج گرافيك» بعد از چند سال كم كم از بين مى رود و تا هفت، هشت سال آينده ديگر اثرى از آن نخواهد بود. همانطور كه امروز بسيار كمتر از گذشته شده است. جامعه هنرمندى را قبول مى كند كه در جهت نياز او و درست حركت كند. مخصوصاً هنرمندان گرافيك. زيركى جامعه جلو ادامه اشتباه را خواهد گرفت. ده سال ديگر از اين نوع گرافيك و هنرمندان آن اثرى نخواهد ماند.
•علت استقبال بين المللى از اين كارها را در چه مى بينيد؟
يك پوسترى كه از ايران مى رود و در يك بى ينال فرنگى ارائه مى شود براى آنها خيلى جذاب خواهد بود چون براى آنها جديد است و تازگى دارد. يادمان باشد كه بى ينال ها فقط براى نوآورى ها است و با مردم كارى ندارند. حتى ممكن است كسى كه جايزه اى به يك پوستر مى دهد، نداند كه موضوع و عملكرد اين پوستر دقيقاً چيست. به خصوص كه براى آنها كار روى حروف لاتين ديگر جذابيتى ندارد و حروف فارسى فضاى جديدى را از نظر فرم به آنها ارائه مى كند.
•با توجه به اينكه اين تايپوگرافى ها براساس حروف فارسى شكل مى گيرد، وضعيت حروف چاپى ما را به عنوان عناصر سازنده تايپوگرافى چگونه مى بينيد؟
بسيار بد! به جز معدود «تايپ فيس»هايى كه موجود است اكثر آنها زشت هستند. طراحى حروف براى تكنولوژى چاپ، كار بسيار مشكلى است و سرمايه گذارى زيادى نياز دارد. اگر شما بخواهيد يك سرى فونت طراحى كنيد بايد يك سال وقت بگذاريد. شما بايد يك سال تامين بشويد. ناشرين امروز ما اين كار را نمى كنند. از طرف ديگر، طراحى حروف كار بسيار مشكلى است چون جامعه و مردم به حروفى كه تا كنون ديده اند، عادت دارند و يك تايپوگراف به خودش اجازه نمى دهد تا هر كارى كه بخواهد انجام دهد. بايد اعتراف كرد كه طراح داريم اما سرمايه گذار پيدا نمى شود.
+
نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 2:24 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
از تاريخ ۷ تا ۱۳ آبان ماه ۱۳۸۴، نمايشگاهى در خانه هنرمندان ايران داير بود كه عنوان«اولين نمايشگاه دوسالانه تايپوگرافى ايران» را بر خود داشت. پيش از اين در توضيح و تعريف آثار، دبير نمايشگاه از تركيب «حروف نگارى» سخن به ميان آورده بود ولى پوستر نمايشگاه تنها عنوان «تايپوگرافى» را بر خود داشت و عنوان «حروف نگارى» تنها در تعدادى از آثار به چشم مى خورد.
مجموعه آثارى كه در نمايشگاه به نمايش درآمد ۱۱۴ اثر بود كه از بين۱۰۸۰ كار رسيده به دبيرخانه و توسط هيات انتخاب و داورى برگزيده شده بودند.
فارغ از مفهومى كه عنوان دوسالانه در خود دارد، و جدا از توقعى كه با چنين مفهومى همراه است، بعد از گذر از دو نمايشگاه قبلى تايپوگرافى با عنوان «صادق هدايت» و «مولانا» كه مى توان آنها را بنيان اوليه برپايى چنين نمايشگاه هايى دانست- هرچند مجموعه فعال در برپايى اين نمايشگاه كسانى ديگر بودند- توجه به آنچه ذيل عنوان «تايپوگرافى» در بين فعالين اين حرفه شناخته مى شود، اين اميد به وجود آمده بود كه شاهد تغيير حركت از سطح يك جريان مدگرايانه و هيجانى به سمت شناخت و گسترش مفهوم تايپوگرافى باشيم.
با گذر از اين مقدمه برگزارى چنين نمايشگاه هايى را مى توان از دو جنبه مورد بررسى قرار داد: ۱ـ آثار حاضر در نمايشگاه، ۲ـ تأثير در روند حرفه گرافيك، كه سعى دارم در اينجا هرچند مختصر به هر دو اشاره اى داشته باشم.
۱ـ آثار حاضر در نمايشگاه
آنچه به عنوان آثار راه يافته به نمايشگاه در پيش چشمان بيننده قرار دارد، در نگاه اول، اين سئوال را در ذهن متبادر مى كند كه چه وجه تسميه اى بين عنوان تايپوگرافى و آثار حاضر مى توان يافت؟ چرا كه با تعريفى كه حداقل در بين اهل فن مجادله و مجامله اى بر آن نيست، «يك اثر تايپوگرافى با استفاده از حروف چاپى كه داراى روحيه و كاركتر ثابتى هستند و با تغييراتى كه گرافيست بنا به نياز در آن ايجاد مى كند» به وجود مى آيد.
با توجه به اين تعريف اما، نمايشگاه دوسالانه تايپوگرافى از همان ابتدا در دست اندازى سخت افتاده است، چرا كه حتى با نگاهى تساهل مدارانه، از ۱۱۴ اثر حاضر در نمايشگاه فقط ۱۴ پوستر را مى توان در قالب اين تعريف ديد، كه اين يعنى حدود ۱۲ درصد آثار راه يافته به دوسالانه. از ۱۰۰ اثر باقى مانده ۷۹ اثر در حوزه كارهاى «كاليگرافى» و ۲۱ اثر نيز در مجموعه كارهاى «هندلترينگ» قابل دسته بندى هستند. به عبارتى با آنكه عنوان نمايشگاه «تايپوگرافى» است، اما آثار تايپوگرافى آن در اقليتند و اين سئوال برانگيز است.
اگر به سخنان آقاى على وزيريان دبير دوسالانه تايپوگرافى استناد كنيم كه در توضيح برگزارى نمايشگاه تايپوگرافى مى گويد: «حوزه اى كه ما در مورد آن صحبت مى كنيم حوزه اى است كه واقعاً خيلى سفارش دهنده ندارد، ما مى خواهيم سعى كنيم كه جايگاه اين حوزه را ارتقا دهيم و نگاه جدى ترى را به آن طلب كنيم»، بايد پرسيد چگونه مى توان با برگزارى نمايشگاه «كاليگرافى» جايگاه تايپوگرافى را ارتقا داد؟ آيا بيننده عادى اين نمايشگاه نهايتاً نتيجه نخواهد گرفت كه تايپوگرافى همان «نقاشى خط» سابق است كه حالا با كامپيوتر اجرايش كرده اند؟ قطعاً با به هم ريختن حوزه هاى مختلف كار با خط، نمى توان مفهوم درست تايپوگرافى را بازنمايى كرد. از طرفى با ساخت تركيب «حروف نگارى» نهايتاً مى توان ذهن را به سوى جنبه هايى ديگر در حوزه هنرهاى زيبا كشاند و نه توانايى مشخصى در محدوده حرفه گرافيك. بايد توجه داشت كه سفارش دهنده در هر نوآورى گرافيكى اى به دنبال توانايى هاى جديدى است كه چرخه اقتصادى او را تقويت كند. آيا نمايشگاه تايپوگرافى با هويتى «نقاشى خط»مدار، چنين توانى را با خود دارد و يا اينكه نهايتاً با مد و هيجان چندساله اخير همراه شده تا از قافله عقب نماند؟
۲ـ تأثير در روند حرفه گرافيك
گرافيك به عنوان يك حرفه، كه پايى در هنر و پاى ديگرى در اقتصاد دارد، براى پويا بودن، هميشه محتاج نوآورى و جسارت است، اما غير اين بايد توجه داشت كه گرافيك بدون مخاطب يابى قادر به ادامه راه نخواهد بود. از اين رو هر نوآورى كه بتواند تبديل به زمينه جديدى براى گسترش يافتن سفارش ها شود، قطعاً به مانند خونى تازه، زندگى را در كالبد اين حرفه جريان مى بخشد. از اين منظر برگزارى دوسالانه تايپوگرافى جداى از وجه تسميه آثار، كه آيا تايپوگرافى هستند يا خير، از آن رو كه زمينه بحث و نقد را فراهم مى كنند تا تايپوگرافى را در معناى صحيحش بتوان معرفى كرد، جاى قدردانى دارد حتى اگر ضعف هاى فراوانى هم داشته باشد. بى ترديد آنچه بى غلط است «املاى نانوشته» است هر چند بايد سعى كرد در املاى دوباره، غلط ها از نو تكرار نشود.
+
نوشته شده در جمعه 6 مرداد1385ساعت 2:22 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
|
| مراسم تشییع پیکر پدرگرافیک معاصر ایران ، امروز از مقابل خانه هنرمندان ایران به سمت کردان کرج با حضور دوستداران وی برگزار شد . |
|
به گزارش خبرنگار تجسمی " مهر" ازساعت هشت وبیست دقیقه صبح مقابل حوض بزرگ خانه هنرمندان ایران قدم می زنم . هنوز جمعیت آن قدر زیاد نشده است که مردم به یکدیگر فشار بیاورند. همه دراواسط واپسین ماه پاییزی ، درخود فرورفته اند وآرام نجوا می کنند.
برمی گردم وبه تابلوی بزرگ " مرتضی خان ممیز" نگاه می کنم که حالا پشت بلندگوها درست جایی که طنین قرآن ها چشم وگوشمان را پرمی کند،ایستاده است .خموش وساکت و به جمعیتی نظاره می کرد که برای تشییع او تا مزارش آمده بودند. هرچه به ساعت 9 نزدیک ترمی شویم ، جمعیت بیشتر می شوند . به تدریج چهره های هنرمندانی چون: " عزت الله انتظامی " ، " لیلی گلستان " و... درمیان جمعیت به چشم می خورند .
هنوز آمبولانس ، پیکر پاک وی را نیاورده است . مقابل در ورودی خانه هنرمندان ایران، شلوغ است . همیشه عده ای هستند که درمراسم تشییع جنازه ، با تلفن حرف می زنند وبرای دیدن آمبولانس آن هم زودتر از همه گردن می کشند. بالکن وپشت بام خانه هنرمندان ایران قرق عکاسان است . با نزدیک شدن ساعت 9 ، همهمه عکاسان وجمعیت بیشتر می شود . برخی از آنها حتی از بالکن آویزان شده اند و عکس می گیرند. پنج دقیقه از 9 که می گذرد، آمبولانسی بی سروصدا ، پیکر " ممیز " را پایین می گذارد. جمعیت پیش می آیند. درفوج بی حساب وکتابشان گم می شوم . گم که نه له می شوم . با جمعیت به سمت آمبولانس حرکت می کنم .
" حبیب صادقی " از اشخاصی است که زیر تابوت " مرتضی خان ممیز " را گرفته و لااله الا الله می گوید. بقیه را نمی شناسم . بیشترشان تلاش می کنند تا زمانی که جنازه را دور حوض بزرگ محوطه خانه هنرمندان ایران می چرخانند، زیر تابوت را نگه دارند . " ممیز" کم هنرمندی نبود وانگار این را تمام مشتاقانی که برای آخرین بار به دیدنش آمده اند، می دانند. به نمازمی ایستیم .نماز میت خوانده می شود و جمعیت به عقب رانده می شوند . بازهم به عکس " ممیز" نگاه می کنم که چطور با لبخندی واخورده ومات نگاهمان می کند. پیش خود می گویم : آقای "ممیز" ببخشید . مثل این که دیررسیدم . گرچه شما بزرگ تر از آنی بودید که درقطع کاغذهای من جای بگیرید اما چقدر دلم می خواست ... ببخشید مثل این که دیررسیدم .
زن مسنی را درمیان جمعیت می یابم که روی نیمکت نشسته است . دیرگاهی است همدیگررا می شناسیم . " معصومه سیحون" مدیرگالری سیحون . می گوید : از قول من تنها این یک جمله را بنویسید : خداکند ملت ایران قدر یکدیگر را تا زنده هستند بدانند . " ممیز" تا بود درتنهایی وانزوا به سربرد .
مرد بلند قد و مسنی را به من معرفی می کنند. " احسان نراقی " مشاورمدیرکل یونسکو درباره " ممیز" می گوید : ریشه دوستی ما به چهل سال قبل بازمی گردد. اخیرا از " علی دهباشی " شنیده ام که "ممیز" درآخرین صحبت هایش گفته بود ، به خاطر " نراقی " بود که به ایران برگشتم . شنیدن این جمله برای خودم هم تازگی داشت .
بعداز آن به استاد " خوشنویس" می رسم . می گوید: " ممیز" انسان صاحب نظر ومتفکری بود. وقتی حرف از تحول گرافیک پیش می آید ، بی اختیار به یاد او می افتیم که در واقع یکی از بانیان این رشته درایران بود .
صدایی از پشت سرمی شنوم . چند زن ومرد که معلوم است از دوستان نزدیک "ممیز " بوده اند با صدای بلند می گویند : " پری جان " بیا اینجا، ما این جاییم .
"پری صابری " با صورتی غمزده ومحزون به جمع آنها واردمی شود.به من نگاه می کند . ازقلم وکاغذم می فهمد که خبرنگار باید باشم . می گوید : ظاهرا نسل برجسته هنرمندان کشور به تدریج دارند خداحافظی کنان جمع را ترک می کنند. همان طور که می دانید " ممیز" بنا به خواسته خودش از جلوی خانه هنرمندان ایران به کردان تشییع می شود . درواقع خانه هنرمندان ایران ، خانه دوم این هنرمند بود ومردم امروز او را ازمقابل خانه خودش به بهشت زهرای کردان تشییع می کنند. دلم از کوچ این هنرمند گرفته است و نمی دانم بیشتر از این باید چه بگویم .
با آوردن پیکرپاک " ممیز" ، عکاسان از پشت بام خانه هنرمندان ایران فریاد می زنند ، گل های روی جنازه را بردارید . این خواسته چند بار متوالی تکرار می شود . سرانجام گل های روی جنازه کنارمی رود تا داغ ترین سوژه برای عکاسی امروزمطبوعات مهیا شود .
" نورالدین زرین کلک " ، " فخرالدین فخرالدینی "، " جمشید گرگین" ،" بهزادفراهانی " وجمع بی شماری از هنرمندان عرصه های مختلف هنری درمراسم تشییع جنازه حضور دارند . " محمد احصایی" و " آیدین آغداشلو "نیز هستند. هرکدام به نوبت پشت بلندگو قرارگرفته وچند کلمه ای درباره ممیز حرف می زنند . نوبت به " احصایی " که می رسد ، دیگرکارم درمی آید. روی پنجه های پایم بلند می شوم تا ببینمش. از مردم می پرسم چه کسی دارد سخنرانی می کند؟ کسی جواب نمی دهد. به آنها که یک سروگردن از من بلندتر هستند با افسوس نگاه می کنم . ای کاش قد آنها را داشتم و " احصایی " رامی دیدم . هنرمندی که درتمام این مدت هر بار که به دیدارش رفتم و یا برایش پیغام گذاشتم ، با فروتنی هنرمندانه چنان درتقویت این دیدارها کوشید که خود شرمنده شدم .
بلندگوهای خانه هنرمندان ایران را سکوتی فراگرفت . مردم ساکت شدند وگوش دادند. " محمد احصایی" هر چقدربرخود فشارآورد تا کلامی درباره پدرگرافیک معاصرایران بگوید ، نشد . هق هق شکسته اش با صدای مبهم بلندگوها درآمیخت . ازپشت ترییبون کناررفت . نتوانست حتی کلامی درباره ممیز برزبان بیاورد.
ازاستادان هنرتجسمی ، درباره تحولی که " ممیز" درحیطه هنر گرافیک به وجود آورده است می پرسم . به جای آنها چند دخترجوان که به نظر می رسد ، از شاگردان او بوده باشند به من هجوم می آورند . ظاهرا با سوالاتم احساسات این شاگردان دوآتشه را جریحه دارکرده ام .
ده ونیم صبح است. آفتاب بی جان پاییزی مثل مه بی حرکتی برمحوطه خانه هنرمندان ایران ،کشیده شده است . آمبولانس نیم بوقی می زند و جمعیت راه را بازمی کنند. " مرتضی خان ممیز" براریکه ای که مردم به بدرقه اش آمده اند ، سوار است و به سوی آرامگاه ابدی اش می رود .
بر پلاکاردهایی که بردست دانشجوها روان است این جمله به چشم می خورد :
" برخیز خطی بکش " ، " خطوط را ازانزوا وحنجره روح بیرون بکش " .
از خانه هنرمندان ایران جدامی شوم . بازهم برمی گردم وبه عکس " ممیز" نگاه می کنم . دیروز اسم " منوچهر آتشی " را ازدفترتلفنم خط زدم وامروز باید اسم " ممیز" را قلم بگیرم . به دست هایم که یخ زده است ها می کنم ، فردا چه کسی اسم مرا ازدفتر خویش خط می زند و چه می شود اگر آن روز که نامم با افتخار دردفتری ثبت شود . |
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 1:5 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
| مردمی بودن "ممیز" شرط ماندگاری او در اذهان عمومی بود |
| مرتضی ممیز چهره ای شناخته شده در عرصه فرهنگ و هنر بود که توانست رشته گرافیک را در ایران پایه گذاری کند . |
|
"محمد حسین ایمانی خوشخو" درگفت وگوی اختصاصی با خبرنگارتجسمی " مهر"، با اعلام این مطلب گفت : گرافیک ایران درسالهای نخست، نهال نحیفی بود که احتیاج به آبیاری وحمایت داشت. و " ممیز " به عنوان چهره ای شاخص، توانست درارتقاء این رشته نقش مثبتی ایفا کند.
وی افزود: گرافیک ایران درسالهای اولیه به شکلی تجاری دنبال می شد، اما با ورود " ممیز" و سایر استادان این رشته تقویت و درردیف یکی از برجسته ترین رشته های هنرتجسمی قرارگرفت . اگر امروز شاهد رشد تشکل هایی چون انجمن گرافیک ایران و کسب مقام و جوایزی دراین حیطه هستیم ، تماما به خاطر تلاش های شبانه روزی " مرتضی ممیز " است.
معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تصریح کرد : همان طور که در مراسم تدفین این استاد گرانقدرمشاهده کردید، علاوه برهنرمندان ، جمعیت زیادی از اقشارمختلف جامعه نیز شرکت کرده بودند . این حضور نشانگر آن است که " ممیز " هنرمندی مردمی بود که درمیان مردم کار می کرد و با حضور مستمر و دلسوزانه خود توانست دراذهان عمومی جاودان شود . ازاین ها گذشته " ممیز " همواره سعی می کرد تا به نوعی با نسل جوان ارتباط خود را حفظ کند. او در تمام مراحل همپای مردم ایران پیش رفت و با دستان توانمند خود به ارائه آثار ارزشمندی پرداخت . تصور من براین است که هنرمندان هرگز نباید حضور مردم را ندیده بگیرند و متوجه این موضوع باشند که هنرمندی به ماندگاری می رسد که خصوصیت مردمی بودن خود را حفظ کند.
وی خاطرنشان کرد : این درسی است برای ما مسئولین هنری که قدر هنرمندان را بیشتر بدانیم و امکانات بیشتری برای رشد آنها فراهم کنیم که اگر این اتفاق به وقوع بپیوندد، طبعا درشکوفایی هنر مملکت تاثیر به سزایی خواهد گذاشت . |
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 1:3 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
|
| مرتضی ممیز توانست در سیر تکاملی رشته گرافیک در ایران نقش بسزایی ایفا کند و رد پای تاثیرگذاری او بر شاگردانش به خوبی پیداست. |
|
محمد احصایی، نقاش، در گفتگو با خبرنگار تجسمی "مهر" با اعلام این مطلب درباره مرحوم مرتضی ممیز گفت: "اگر امروز شاهد رشد تکاملی حوزه گرافیک هستیم تماما به یمن زحمات این استاد دلسوز و گرانقدر است. وجود تشکلهایی نظیر انجمن گرافیک و ... مدیون کوششهای مداوم ممیز و همقطاران و همدورهایهای اوست."
وی افزود: "گرچه سخنپراکنی درباره ممیز فراوان است، اما با نگاه به کارنامه فعالیتهای چندین ساله وی میتوان دریافت که وی هنرمندی بود که به واسطه حضورش در دانشکده هنرهای زیبای تهران، در فرهنگ گرافیک ما بسیار تاثیر گذاشت."
احصایی تصریح کرد: "گرافیک در ایران به دو بخش قبل از ممیز و بعد از ممیز تقسیم میشود. از زمانی که مرتضی ممیز برای تدریس به دانشکده هنرهای زیبا وارد شد، این رشته رنگ و هویت مخصوصی به خود گرفت. در حقیقت چهرهای که در حال حاضر از حیطه گرافیک در ایران ترسیم شده، تماما مدیون نوآوریها وابداعات این استاد گرانقدر است. او موفق شد با تلاشهای پیگیر وعاشقانه در رشد این رشته تحولی عظیم ایجاد کند."
وی در پاسخ به این پرسش خبرنگار تجسمی "مهر" که آیا سیر آموزشی ممیز توانست به تربیت شاگردانی نظیر وی منجر شود گفت: "قطعا با روش تعلیم ممیز در حوزه گرافیک، شاگردان خوبی تربیت و به تکامل رسیدند، اما دقت داشته باشید که طیف و اندازه هر فرد بستگی به ظرفیت او دارد. گرچه بعد از ممیز شاگردانش قصد داشتند یا دارند راه او را در حوزه گرافیک ادامه دهند، اما واقعیت این است که هیچ کس نمیتواند جای او را در این عرصه پر کند. همین قدر بدانید که رد پای ممیز همچنان در گرافیک ایران تاثیرگذاربوده و خواهد بود."
این نقاش نامی و معاصر ادامه داد: "مرتضی ممیز الگوی مطلوب و مناسبی برای شاگردان خود بود. شاید به این خاطر که توانست هویت جدیدی به رشته گرافیک ببخشد. استادانی نظیر ممیز با متدهای غربی به تدریس این رشته در دانشگاهها پرداختند. این درست است که رشته گرافیک در بدو تولد به واسطه غرب به ایران وارد شد، اما در مراحل بعدی ممیز و سایر استادان این رشته با پرداختهای شرقی و بخشیدن نگاه ایرانی و معناگرا به این رشته در تقویت آن کوشیدند. اگر به رسالههای دانشجویان که در همین زمینه زیر نظر ممیز نوشته میشد نگاه کنید میبینید که درونمایه هفتاد درصد این رسالهها و پایاننامهها در ارتباط با نقوش و فرهنگ ایرانی به خصوص معماری ایران باستان بعد از تیموری بود. این نشان میدهد که گرافیک گرچه از غرب به مملکت ما وارد شد، اما در اشکال محلی، ارزشی دیگر به خود گرفت."
وی خاطرنشان کرد: "ممیز موفق شد با نگاه نوگرایانه و ابداعاتی که در این رشته به وجود آورد، عنوان پدر گرافیک معاصر را کسب کند. تنوع و گستردگی از مولفههای بارز کاری این استاد بزرگوار بود. او با حمایتها و دلسوزیهایی که برای این رشته انجام میداد، به نوعی تیماردار رشته گرافیک ایران به شمار میآمد." |
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 0:59 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
| "ممیز"، سیر جدیدی در عرصه گرافیک ایران به وجود آورد |
| "مرتضی ممیز" یکی از بهترین شاگردان من در طول سالهای تحصیل بود. |
|
" محمود جوادی پور" - نقاش قدیمی و یکی از پیشکسوتان مدرس دررشته گرافیک - درگفت وگو با خبرنگار تجسمی " مهر"، با اعلام این مطلب گفت : گرافیک ایران در سالهای نخست ورود، به مثابه نقطه ناشناخته ای برای اهالی هنر به شمار می آمد. اما من و تنی چند از دست اندرکاران و مشتاقان هنرهای تجسمی، تاریخچه این رشته را در اروپا به خصوص آلمان بررسی کردیم و با تلاش های مداوم ، مراتب ورودش به ایران را فراهم کردیم .
" جوادی پور" که سالها پیش استاد " مرتضی ممیز" دررشته گرافیک بود، افزود : بعد از ورود رشته گرافیک به ایران و طی شدن مراحل اولیه ، این رشته در دانشگاه تهران به همت ما چند نفر، دارای کرسی شد و ما موفق شدیم رشته گرافیک را به شکل آکادمیک و فراگیر دردانشکده هنرهای زیبای تهران گسترش دهیم .
وی افزود: با جا افتادن این رشته از هنرهای تجسمی، به تدریج شاگردان با استعدادی هم چون " مرتضی ممیز" و... پدیدار شدند . امروز که سالها از روزهای تدریس من در دانشکده هنرهای زیبا می گذرد ، می بینم که هنرمندانی نظیر "ممیز" توانستند سیر و تحول عظیم و چشمگیری درعرصه گرافیک ایران به وجود آورند .
وی تصریح کرد : ابتکار و شیوه های بدیعی که استاد " ممیز" در امر گرافیک به وجود آورد، قابل تقدیر است. او توانست با رسیدن به مدارج متعالی دراین رشته ، شاگردان خوبی تحویل جامعه هنری ما دهد. شاگردانی که امروز درتمام مراحل هنری به ارائه آثار ارزشمند پرداخته و نام " ممیز" را زنده نگه داشته اند |
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 0:58 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
|
| ممیز یکی از اولین کسانی بود که در سالهای پایانی دهه پنجاه به اندیشه برپایی نمایشگاهی از آثار گرافیک افتاد تا هنر کاریکاتور را هم در ردیف سایر هنرهای تجسمی جای دهد. |
|
داود شهیدی، کاریکاتوریست، در گفتگو با خبرنگار تجسمی "مهر" با اعلام این مطلب در خصوص ارتباط طنز و مرتضی ممیز گفت: "مرحوم ممیز در سالهای اول انقلاب با برپایی یک نمایشگاه سعی کرد تا هنر کاریکاتور را در ردیف سایر هنرهای تجسمی جای دهد."
وی افزود: "گرچه نمایشگاهی که از آن نام بردم به جریان وقوع انقلاب برخورد و هرگز به معرض نمایش عمومی درنیامد، اما با منتشر شدن کاتالوگ این نمایشگاه، طرز فکر ممیز درباره هنر کاریکاتور جریان یافت و به یک سیر تکاملی رسید. در این نمایشگاه قرار بود علاوه بر نمایش آثار گرافیکی و تصویرسازی، آثار کاریکاتور نیز به نمایش درآید. اردشیر رستمی، کامبیز درمبخش، ایرج زارع، پرویز شاهپور، مصطفی رمضانی، داریوش رادپور، فرهاد فروتنیان و ... از هنرمندانی بودند که در این نمایشگاه به ارائه اثر پرداخته بودند."
شهیدی تصریح کرد: "مرحوم مرتضی ممیز دبیر این نمایشگاه بود. وی برای اولین بار با هنر کاریکاتور به شکل آکادمیک برخورد کرد و همان طور که گفتم، رشته کاریکاتور را تا مرز سایر هنرهای تجسمی پیش برد. با این اقدام ممیز کاریکاتور جایگاه دیگری یافت و به مرور زمان این رشته از هنر نشان داد که کاریکاتور هنری اتفاقی نیست، بلکه بر اندیشه و روشنفکری مبتنی است. این یکی از اقدامات ارزندهای بود که ممیز توانست در خصوص طنز و کاریکاتور انجام دهد."
این کاریکاتوریست در پاسخ به این پرسش که فکر میکنید اساساً کاریکاتور و گرافیک چقدر بر یکدیگر تأثیر داشته باشند گفت: "خیلی زیاد. کاریکاتور در واقع طنز گرافیکی است. با اندکی دقت متوجه میشویم که آنچه ممیز به حوزه کاریکاتور ایران وارد کرد، نوعی تشخص و شخصیتبخشی به این حیطه بود. در سالهای پیش از ممیز کاریکاتور هنری بود که همواره به واسطه سلایق شخصی دنبال میشد. اما این گرافیست بزرگ موفق شد شخصیت گرافیکی را به کاریکاتور بیاورد. با ورود شخصیت به کاریکاتور، به تدریج این رشته در هنرهای تجسمی شکل گرفت و مراحل رشد خود را پشت سر گذاشت تا امروز که کاریکاتور نیز مثل سایر رشتههای هنرهای تجسمی از سطح قابل قبولی برخوردار شده است."
وی افزود: "به بیان سادهتر، ممیز به تجربهگرایی گرافیک در حوزه طنز توجه کرد و این توجه باعث شد طنز تبدیل به یک عنصر مطلوب در اجتماع شود. در حال حاضر نیز با ورود رسانههای مدرن، طنز گرافیکی وسعت بیشتری یافته است. مرحوم ممیز کارهایی نیز در زمینه مفهومی انجام میداد که به کاریکاتور نزدیک بود. او انسانی بزرگ با روحیه طنازی و طربناکی بود."
داود شهیدی در سال 1330 در تهران به دنیا آمد. وی پس از گذراندن تحصیلات متوسطه به دانشگاه تهران راه یافت و به خواندن رشته معماری پرداخت. این هنرمند از سال 1345 به حیطه کاریکاتور روی آورد. وی تاکنون نمایشگاههای انفرادی فراوانی در گالریهای سیحون، برگ، دریابیگی، خانه کاریکاتور و ... داشته است. وی پس از اتمام تحصیلات خود در ایران به امریکا سفر کرد و در دانشگاه بوستون به تحصیل در رشته معماری شهری پرداخت. همچنین در مرکزمعماری بوستون نمایشگاهی از آثار کاریکاتور و معماری برگزار کرد. |
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 0:56 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
| قباد شیوا : کارنامه ممیز در طی چهل سال فعالیت هنری درخشان است / ممیز در هنر گرافیک ایران تحول بزرگی ایجاد کرد |
| گرافیک ایران گرچه از طریق کشورهایی چون آلمان ولهستان به ایران وارد شد، اما به یمن وجود استادان این رشته، همچون ممیز، به پرباری و رشد متعالی دست یافت. |
|
" قباد شیوا" - گرافیست - در گفت وگو باخبرنگار تجسمی " مهر"، با اعلام این مطلب، درخصوص شخصیت هنری مرحوم " مرتضی ممیز" گفت ": آنچه امروز می خواهم درباره این گرافیست بزرگ ورفیق شفیق خود بگویم ، این است که ما ازسالهای 40 با یکدیگر به واسطه اشتراک دررشته گرافیک، دوست بودیم . مرحوم " ممیز" ازاستادان دلسوز حوزه گرافیک به شمار می آمد . گرچه وی با تحصیل دراروپا ، درسالهای اول تدریس دردانشکده هنرهای زیبای تهران، به تدریس این رشته با متد اروپایی پرداخت .
وی افزود : درنتیجه تدریس متدهای اروپایی درزمینه گرافیک ، شاگردانی که بعدها دراین حوزه رشد و نمو کردند با این متد خو گرفته وبه فعالیت گرافیکی پرداختند . البته این شاگردان ممکن است امروزبه عنوان گرافیست فعالیت داشته باشند اما هویت گرافیک لهستان وآلمان درآنها بیشتر تاثیر داشت تا ایران .
این گرافیست تصریح کرد: درست است که ورود رشته گرافیک از طریق اروپا واساسا کشورهای اروپایی صورت گرفت، اما این را هم باید پذیرفت که تدریس این رشته درسال های اولیه ورودش به ایران با استفاده از متدهای اروپایی ها، اشتباه بود . البته در طی بیست سال اخیر، "مرتضی ممیز" به درونمایه های ایرانی و در واقع هویت شناسی ایران پرداخت. این را هم بگویم که پیش از مرحوم " ممیز" ، استادانی چون " محمود جوادی پور " و " هوشنگ کاظمی " از جمله اشخاصی بودند که هنر گرافیک را به ایران وارد کردند و در اشاعه این رشته به شکل آکادمیک دردانشگاه ها کوشش فراوان کردند .
" شیوا " گفت : " هوشنگ کاظمی " به عنوان اولین تحصیل کردگان رشته گرافیک ، خدمات ارزنده ای درسازمان جلب سیاحان انجام داد . خدماتی درزمینه گرافیک که تماما دارای بارهای معنوی وایرانی بود و همواره نگاه شرقی را در این آثار می شد به خوبی مشاهده کرد .
" قباد شیوا" درپاسخ به این پرسش خبرنگار تجسمی "مهر" که آیا "ممیز" به عنوان یک پیشکسوت در هنر گرافیک معاصر ایران، توانست تحولی دراین رشته درایران ایجاد کند گفت : صددرصد . خدمات ارزنده ای که " ممیز" درایران انجام داد ، تحولی بزرگ درگرافیک به وجود آورد. این درحالی بود که اشخاصی چون " کاظمی " ، " جوادی پور " و حتی " ممیز" زمانی به روی کارآمدندکه گرافیک ما درایران از سطح قابل ملاحظه ای برخوردارنبود . البته همان طور که میدانیم ، مرحوم " ممیز" از شاگردان استاد " محمودجوادی پور " بود. در واقع من و " ممیز" مبانی رشته گرافیک را از " جوادی پور " آموختیم . اما با این حال ، " ممیز" به واسطه داشتن روابط عمومی بالا توانست در اذهان عمومی جای مخصوصی برای خود بازکند.

وی اضافه کرد : " مرتضی ممیز" بیشتر از خودش به حوزه گرافیک ایران خدمت کرد اما درکناراین ها خدمات ارزنده استادان پیش از وی نیز نباید نادیده گرفته شود . او بارها درمیان جمع عنوان کرد که من پدرگرافیک ایران نیستم اما دوستان واطرافیان او بازهم این لقب را به وی می دادند . گاه حتی از خودش می شنیدم که می گفت ایرانی ها سمبل ساز هستند.
این گرافیست باسابقه درخصوص فعالیت های درخشان استاد " ممیز" به مهرگفت : هرکاری که ازنقطه نظر گرافیک توسط وی انجام شد ، بدیع و صحیح بود . در حقیقت خدمات گرانبهای این هنرمند بود که توانست نگاه ها را به سمت این هنر جلب کند . در سال های بعد ، " ممیز" آثاری ارائه داد که درردیف شاهکارهای ایرانی با همین هویت وشرق شناسی قرارگرفت . به هر حال می توانم بگویم ، کارنامه فعالیت های " ممیز " درطول چهل سال ، کارنامه ای درخشان است . |
+
نوشته شده در پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت 0:54 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
نگارش «شعار هاي تبليغاتي» براي استفاده در صفحات وب و متن آگهي ها يك كار حرفه اي است. در اين مقاله، تابان خواجه نصيري، هر چند به صورت مختصر و اجمالي به اهميت و ضرورت نگارش حرفه اي و خلق يا انتخاب «شعار هاي تبليغاتي» مناسب براي بالا بردن تعداد مشتريان و نهايتاً افزايش ميزان «فروش» مي پردازد.
بسياري از مشتريانم و شركت هايي كه با آنها در دوازده سيزده سال گذشته كار كرده ام، اكثراً در خصوص محصول يا خدماتي كه شركتشان (بر روي اينترنت و يا خارج از آن) عرضه مي كند، از كم بودن تعداد مشتريانشان و يا پايين بودن نرخ تبديل (Conversion Rate) - درصد مشتريان بالقوه اي كه تبديل به مشتريان بالفعل مي شوند - شكايت داشته اند و از وضعيت فعاليت كلي و فروش و تعداد قراردادها ابراز نارضايتي كرده اند. آيا شما نيز از اينكه تعداد بازديد كنندگان سايتتان به آن رقمي كه انتظارش داشته ايد نرسيده است شكايت داريد؟ آيا شما هم از اينكه تعداد مشتريان كم است گله مند هستيد؟ آيا Conversion Rate شما هم پايين است؟ اگر چنين است، خواندن اين مقاله را ادامه دهيد و در غير اينصورت، مي توانيد مقاله ديگري را براي مطالعه انتخاب كنيد. مطمئن باشيد كه در كل براي محصول يا خدماتي كه ارائه مي دهيد (چه در فضاي واقعي و چه در دنياي مجازي) در اين دنياي پهناور، هميشه «مشتري» هست و كسي يا كساني هستند كه به شما و يا آنچه كه توليد كرده ايد و يا خدماتي كه عرضه مي داريد نيازمند باشند. اگر تعداد مشتريانتان رضايت بخش نيست، بايد بدانيد كه فقط نتوانسته ايد توجه آنها را به خود جلب كنيد.
بر روي اينترنت، سايت هاي بسيار زيادي وجود دارد كه شايد عرضه كننده خدمات يا فروشنده محصولي مشابه با آنچه شما يا شركتتان عرضه مي كند باشد. كاربري كه به دنبال محصول يا خدماتي بوده است، از طريقي، مثلاً موتورهاي جستجو وارد سايت شما شده است. حال، اين شما هستيد كه بايستي تنها ظرف چند ثانيه، توجه او را به آنچه به او ارائه مي دهيد جلب كنيد. در غير اينصورت، ممكن است او را براي هميشه از دست بدهيد. 80 درصد از بازديد كنندگان يك سايت اينترنتي، هرگز ديگر به سايتي كه بازديد كرده اند باز نمي گردند و دوستان ما بايد اين را بپذيرند چرا كه اين موضوع بر اساس آمار و اطلاعات بدست آمده از بررسي ها و تحقيقات متعددي كه در سالهاي اخير بر روي كاربران اينترنتي انجام شده است با اين قاطعيت اعلام مي شود. ما تنها چند ثانيه فرصت داريم كه توجه مشتريان بالقوه مان را به خود، محصول يا خدماتي كه شركت و يا سايت ما از طريق اينترنت عرضه مي كند جلب كنيم. تازه اين اول كار است و بعد بايد كاري كنيم كه بازديد كنندگان و در واقع مشتريان بالقوه ما، بار ديگر، و يا به عبارات بهتر براي حداقل هفت بار ديگر به سايت ما بازگردند تا شايد پس از آن با مذاكراتي كه با آنان انجام مي شود بتوانيم درصد و نرخ تبديل را بالا ببريم.
آيا تا كنون مقاله اي براي مجله يا قرار گرفتن روي وب نوشته ايد؟ اگر تاكنون مقاله و يا «خبر» براي روزنامه، مجله و يا رسانه اي مثل راديو تلويزيون نوشته باشيد، مطمئنم به اهميت نگارش حرفه اي و ژورناليستي «عنوان» يا «تيتر»ي كه براي مقاله يا خبرتان انتخاب كرده ايد پي برده ايد. مثلاً همين مقاله، اگر نمي توانست توجه شما يا سايرين را جلب كند، هيچگاه خواننده اي پيدا نمي كرد، در حالي كه شما در حال خواندن آن هستيد. چرا؟ چون كه، عنوان اين مقاله توانسته است به گونه اي حيرت انگيز شما را به خواندن خود جلب كند، شما را وادار ساخته است كه «لينكي» را «كليك» كنيد و صفحه اي را در مقابل خود باز كنيد و بعد عمل ديگري - يعني خواندن مقاله - را انجام دهيد. يك عنوان خوب بايد بتواند توجه شما را به خود جلب كند و يك عنوان حرفه اي شما را به انجام اعمالي (مثلاً در اينجا، كليك كردن و يا خواندن مقاله) ترغيب و تشويق كند.
«شعار هاي تبليغاتي» مثل «عناوين مقالات» و يا «تيتر اخبار» بايستي مخاطب يا مشتري اختمالي را به خود جذب كنند. گيرايي و جذابيت «شعار هاي تبليغاتي» براي بالا بردن «فروش» كافي نيست، نگارش حرفه اي، خلاقيت و رنگ و لعاب دادن به آنچه براي جذب، حفظ و افزايش تعداد مشتريان است كه به عنوان يك كار حرفه اي مد نظر ماست. استفاده از عبارت هاي كليشه اي نه تنها به شما كمكي نمي كند بلكه مي تواند فرصت ها، پول و زمان شما را به هدر دهد. واژه ها و عباراتي كه براي شعار هاي تبليغاتي خود انتخاب مي كنيد بايستي آنچنان قوي باشند كه بتوانند مشتريانتان را در همان چند ثانيه اول ميخكوب كنند و آنان را به انجام آن عملي كه شما انتظارش را داريد سوق دهند.
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 2:22 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
شيوه اي از "تبليغات غير مستقيم" که در آن، آگهي دهنده، پيام خود را به گونه اي طراحي مي کند که از حاشيه هاي پايين گسترهء شنوايي و بينايي مخاطبان بهره گيرد تا ضمير نا خودآگاه آنها را متاُثر سازد. بدين منظور از شگردهاي مختلف الکترونيکي و کامپيوتري و روان شناختي تواًم استفاده مي شود.
حاشيه هاي پايين گسترهء شنوايي شدتي، شامل صداهايي با شدت حدود چند دسي بل که در شرايط معمولي شنيده نمي شود؛ و حاشيه هاي پايين گشترهء شنوايي بسامدي، شامل صداهاي داراي بسامد کمتر از 20 هرتز است.
"در سال 1979 ، در چند فروشگاه زنجيره اي آمريکايي، در نوار موسيقي متداول در فروشگاها، صداي ضبط شده را "من دزدي نمي کنم!" را با شدت صوتي کم در هرچند ثانيــه به موسيقي اضافه کردند، به طوري که حس شنوايي خودآگاه آن را دريافت نمي کرد. طبق ادعا ، نتيجه اين شد که در مدت نه ماه، تعداد سرقت ها در فروشگاها به 37 درصد کاهش يافت".
حاشيه هاي پايين گسترهء بينايي، عمده شامل تشخيص ناخود آگاه صحنه هاي نمايشي گذرا در مدت زمان کوتاه است. چشم انسان، صحنه هاي نمايشي را که مدت زمان آنها کمتر از حدود يک دوازدهم ثانــيه باشد (مثلا يک بيشتم ثانيه) نمي تواند تشخيص دهد.
" يک متخصص بازارشناسي در سال 1958 ، درباره "تبليغات نامرئي"، آزمايشي انجام داد و در آن، همزمان با نمايش يک فيلم، اسلايدهايــي با مدت زمان سه هزارم ثانيه را در هر پنج ثانيه يک بار نمايش mr-mrs.jpgداد که آنها پيغام نوشتهء "کوکاکولا بنوشيد!" وجود داشت؛ پس از نمايش فيلم، به ادعاي وي، فروش کوکاکولا در سالن حدود 58 در صد آفزايش يافت".
"تبليغات نامرئي"، در احساس خودآگاه تاثير ندارد اما ممکن است براحساس خودآگاه تاثير بگذارد. به ويژه که اين نوع آگهي را مي توان به دفعات و به طور ناآشکار در رسانه ها صوتي و تصويري و اينـتـرنت قرار داد. علاوه بر اين، گزارش هاي پراکنده اي وجود دارد که بيان مي کند ترکيبي از شگرد ها "تبليغات نامرئي" و نگاره سازي و روانشناسي مي تواند در "رسانه هاي چاپ" نيز استفاده کرد و تصاويري رسم نمود که احساس ناخودآگاه انسان را متآثر کند. مطابـــق اين گزارشهاي تاييد نشده، در برخي از رسانه هاي کشور هاي صنعتي و در برخي از "تبليغات فراملي" از اين شگرد ترکـيبي براي منظورهاي تاثير گذاري جنسي بر مخاطـبان آگهي استفاده مي شود.
در بارهء موثر بودن يا موثر نبودن "تبليغات نامرئي" اخــتلاف نظر بسيار است. برخي از متخصصان تبليغات، قاطعانه "تبليغات نامرئي" را رد مي کنند و برخي ديگر، آن را بسيار موثر مي دانند. همچنين، "تبليغات نامرئي"، در برخي از کشورهاي صنعتي صراحتاً ممنوع شده است و بالطبع انتشار مطالب علمي و تحقيقي دربارهء تکنولوژي"تبليغات نامرئي" نيز مي تواند ممنوع باشد. اما ممکن است در برخي از متون مبحث روانشناسي ترغيب ، به "تبليغات نامرئي" اشاره هايي شده باشد. در برخي از کشورها نيز مقرراتي وجود دارد که اگه مراعات مي توان "تبليغات نامرئي" را غير قانوني سازد.
طبق آئين نامه ساخت آگهي هاي راديوئي و تلويزيوني اداره کل بازرگاني صدا و سيما، تبليغات ناآشکار از طريق رسانه هاي راديو و تلويزيوني صدا و سيما ممنوع است.
توجه فرمائيد:
اصل 15 : در آگهي ها نبايد با استفاده از تمهيدات فني و يا بكارگيري تصاوير بازرگاني كوتاه و يا شيوه هاي ديگر، ضمير ناخودآگاه مخاطب تحت تأثير قرار گيرد و پيام مورد نظر بدون دادن آگاهي لازم به ببيندگان منتقل شود و اذهان آنان را تحت تأثير قرار دهد.
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 2:21 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
نوعي آگهي که ذيل فهرستهاي ردهبندي شدهاي ميآيد که عنوانهاي معيني دارند. مثلا آگهي استخدام، آگهي اجاره مسکن و آگهي فروش خورو در صفحات نيازمنديهاي روزنامه و مجله.
هر آگهي نيازمنديها، فضاي معيني از روزنامه را اشغال مي کند که برحسب "سانتي متر"، "ستون" و غيره سنجيده مي شود و نرخ آن نيز بر همين مبنا محاسبه ميشود.
نرخ آگهي نيازمنديها دراين روزنامه 2000 ريال بر سانتيمتر– ستون است: بهاي آگهي يک ستونه به طول 5 سانتيمتر، برابر با10000 ريال و بهاي آگهي دو ستونه به طول 5 سانتيمتر، برابر 20000 ريال است.
معمولا آگهي نيازمنديها، يک ستونه و فقط حاوي متن است. آگهي نيازمنديها دو ستونه و بيشتر و يا آگهي نيازمنديها حاوي تصوير يا طرح مختصر را ، که در قسمت نيازمنديها بيايد " آگهي نيمه نمايشنما" مينامند.
در آگهي نيازمنديها، حروفچيني، اصولا به عهده روزنامه است. اما خود آگهيدهنده نيز ميتواند يک متن حروفچيني شده يا طراحي شده ارائه دهد که در اين صورت ممکن مراعات مقررات روزنامه الزامي باشد.
معمولا تدوين متن براي آگهي نيازمنديها، کار سادهاي است و آگهيدهنده، خود آن را، انجام مي دهد.
در طراحي آگهي نيازمنديها نيز برخي اصول تجربي وجود دارد. مثلا ايجاد "تضاد" با سفيد گذاشتن بالا و پايين آگهي، استفاده از "شعار"، استفاده از "فونت حروف" مناسب و "برجستهنمايي" و توجه به مکان آگهي.
+
نوشته شده در چهارشنبه 4 مرداد1385ساعت 2:20 قبل از ظهر توسط امین بندرعباسی
|
ماهيت ذهني فرايند طراحي گرافيک موجب شده تاعموم مردم تصور روشني از حرفه ي طراح نداشته باشند.در واقع طراح عناصر گرافيک را کنار هم ميچيند- عناصري همچون کلمات ، تصاوير ، و ديگر عناصرترسيمي – تا يک کليت (گشتالت) ارتباط تصويري را بسازد . واژه گشتالت آلماني است و به معني يه شکل يا ساختاري است که فراتراز جمع بخشهاي مجزاست. به عنوان مثال حرف H را در نظر بگيريد، حرف H در زبا رومي مفهوم دارد. در واقع به يک مفهوم در اين شکل حرف H ارائه نشده است بلکه چشم انسان نقاط را دريافت ميکند و ذهن انسا